۱۳۹۳ مرداد ۱۴, سه‌شنبه

مسیح خدای آرامش و محبت: از نظر جنسی یک زوج مسیحی چه کارهایی را می توانند/ن...

مسیح خدای آرامش و محبت: از نظر جنسی یک زوج مسیحی چه کارهایی را می توانند/ن...: از نظر جنسی یک زوج مسیحی چه کارهایی را می توانند/نمی توانند انجام دهند؟ جواب:  کتاب مقدس می گوید که "نکاح بهر وجه محترم باشد و بسترش غ...

مسیح خدای آرامش و محبت: انجیل یوحنا

مسیح خدای آرامش و محبت: انجیل یوحنا: مردی بود از فَریسیان، نیقودیموس نام، از بزرگان یهود. او شبی نزد عیسی آمد و به وی گفت: «استاد، می‌دانیم تو معلّمی هستی که از سوی خدا آمده اس...

انجیل یوحنا

مردی بود از فَریسیان، نیقودیموس نام، از بزرگان یهود. او شبی نزد عیسی آمد و به وی گفت: «استاد، می‌دانیم تو معلّمی هستی که از سوی خدا آمده است، زیرا هیچ‌کس نمی‌تواند آیاتی را که تو به انجام می‌رسانی، به‌عمل آورد، مگر آنکه خدا با او باشد.» انجیل یوحنا 3: 1 و 2

برداشت از این آیات،
الف) نیقودیموس، یک فریسی ثروتمند، یکی از اعضای سنهدرین، معلم الهیات و یکی از حاکمان یهود بود. او احتمالاً به نمایندگی سایر افراد سنهدرین شب نزد عیسی آمد. ما بدینگونه در ایمان و محبت نیقودیموس ضعف را مشاهده می کنیم. ولی نکتۀ جالب اینجاست که عیسی او را برای انکار سرزنش نمی کند. 

آنچه که ما می توانیم بیاموزیم اینست که؛
- ما بعنوان خادمین انجیل همیشه باید آماده باشیم تا هر کس که طالب شناخت راه زندگی است با آنها با روی با روبرو شویم، شب و روز. مهم نیست که انسانها از چه طبقه و مقامی هستند، همه به نجات یافتن نیاز دارند.

- در همه وقت یک انسان باید در پی شناخت راه نجات باشد. بسیاری از فارسی زبانان هستند که به عیسی ایمان دارند؛ از طرف خدا بودن او، معجزات او، پاکی او، واعظ و معلمی توانا و حتی بازگشت او. اما آنچه که عیسی را برتر از همه می سازد اینست که او خود راه نجات است. تنها نجات دهنده!

ب) این موضوع که خدا با عیسی می باشد (تعالیم و معجزات عیسی او را متفاوت می ساخت) موجب می شد که حتماً باید از او طریق حیات را شنید! آیات و معجزات در خدمت ما نشاندهندۀ اینست که خدا با ما می باشد.
هیجکس قادر به معجزاتی که عیسی انجام می دهد نمی باشد؛ او در انجام معجزات مقتدر است. تبدیل آب به شراب (تغییر کیفیت)، خوراک دادن به جمعیت (تغییر کمیت) و بسیاری اعمال عجیب دیگر.

شکرگزاری،
خداوندا، تو را شکر می کنم که همه کس و از همۀ طبقات برای تو مهم هستند، تو را برای شفقتت برای همگان سپاسگزارم. تو را شکر می کنم که تو عادل هستی و هرگز تبعیذ قائل نمی شوی. تو را شکر می کنم که همیشه آغوشت برای تشنگان حقیقت باز است. شکر که درگاه تو روز و شب برای ما باز است. بله ای خداوند تو در معجزات بی نظیری، تو در همه چیز بی نظیری. ای مسیح تو را شکر می کنم که تو خدای مجسم شده با ما هستی.

دعا،
ای خداوند دعا می کنم تمامی مذهبیون و مخصوصاً رهبران آنها را ملاقات کنی. دعا می کنم وقتی ایشان نزد تو می آیند و طالب شناخت حقیقت هستند تاریکی ها را کنار زده، خود را بر آنها آشکار کنی. بگذار همه بدانند که تو تنها یک نبی نیستی بلکه بالاتر، تو یک نجات دهنده هستی. ای خداوند بر من و همگان مکاشفۀ خداوندیت را عطا کن در نام قدوست دعا می کنم آمین.

از نظر جنسی یک زوج مسیحی چه کارهایی را می توانند/نمی توانند انجام دهند؟

از نظر جنسی یک زوج مسیحی چه کارهایی را می توانند/نمی توانند انجام دهند؟

جواب: 
کتاب مقدس می گوید که "نکاح بهر وجه محترم باشد و بسترش غیر نجس زیرا که فاسقان و زانیانرا خدا داوری خواهد فرمود" (عبرانیان 13: 4). کتاب مقدس هرگز نمی گوید که زن و شوهر اجازه دارند یا اجازه ندارند چه نوع رابطة جنسی داشته باشند. به شوهران و زنان یاد داده می شود که "از یکدیگر جدایی مگزینید مگر مدتی برضای طرفین" (1 قرنتیان 7: 5الف). این آیه به احتمال قوی اصلی را برای رابطة جنسی در ازدواج بر قرار می کند. هر چه که انجام شود، باید با توافق دوطرف باشد. هیچکدام نباید تشویق شوند در رابطة جنسی کاری بکنند که با انجام آن احساس ناراحتی کنند و یا فکر کنند آن کار اشتباه است. اگر زن و شوهری هر دو موافقت کنند که می خواهند روشی را تجربه کنند (مثلا رابطة جنسی از راه دهان، حالات بدنی مختلف، و یااسباب بازیهای جنسی)، آنوقت کتاب مقدس دلیلی نمی دهد که چرا نتوانند.

اما چند چیز هست که هیچوقت اجازة آن ها به یک زوج داده نشده. اینکه افراد دیگر وارد رابطة جنسی شوند (عوض کردن همسر بطور موقت، رابطة جنسی سه یا چهار نفره و غیره) زنا محسوب می شود (غلاطیان 5: 19، افسسیان 5: 3، کولسیان 3: 5، 1 تسالونیکیان 4: 3). زنا گناه است حتی اگر همسر اجازة آن را بدهد و یا آنرا تایید کند و یا در آن شرکت کند. پورنوگرافی "شهوت جسم و شهوت چشم" است (1 یوحنا 2: 16) و بنابراین از نظر خدا محکوم است. یک زن و شوهر هرگز نباید پورنوگرافی را به رابطة زناشوییشان راه بدهند. بغیر از اینها تا جایی که با رضایت هر دو باشد چیز دیگری نیست که کتاب مقدس بطور مخصوص آنرا در رابطة جنسی زن و شوهر قدغن کرده باشد. 

چرا خدا اجازه می دهد چیزهای بد برای مردم خوب اتفاق بیفتد؟

چرا خدا اجازه می دهد چیزهای بد برای مردم خوب اتفاق بیفتد؟

جواب: 
این یکی از سختترین سوالات الهیاتیست (علم خداشناسی). خدا ابدی، بدون انتها، دانای کامل، همه جا حاضر و قادر مطلق است. چرا انسان (که نه ابدی، نه بی انتها، نه دانای کامل، نه همه جا حاضر، و نه قادر مطلق است) انتظار دارد همة طریقهای خدا را بطور کامل بفهمد؟ کتاب ایوب در اینباره صحبت می کند. خدا به شیطان اجازه داد که همه چیز او را بجز جانش از او بگیرد. عکس العمل ایوب چه بود.؟ " اگر چه مرا بکشد برای او انتظار خواهم کشید." ( ایوب 13 : 15) "خدا داد و خدا گرفت و نام خداوند متبارک باد." (ایوب 1 :21 ) ایوب نمی فهمید که چرا خدا به شیطان چنین اجازه ای داده، اما او می دانست که خدا نیکوست بنابراین به اعتمادش به او ادامه داد. همین باید عکس العمل ما هم باشد.

چرا چیزهای بد برای مردم خوب اتفاق می افتد؟ جواب کتاب مقدسی آن این است که مردم "خوب" وجود ندارند. کتاب مقدس این را بطور واضح بیان می کند که همة ما گناه کرده ایم و با گناه ناپاک شده ایم (جامعه 7 : 20 ، رومیان 6 : 23 ، یوحنا 1 : 8 ). رومیان 3 : 10-18 کاملا واضح می گوید که مردم "خوب" وجود ندارد: "کسی عادل نیست یکی هم نی. کسی فهیم نیست کسی طالب خدا نیست. همه گمراه و جمیعا باطل گردیده اند. نیکو کاری نیست یکی هم نی. گلوی ایشان گور گشاده است و بزبانهای خود فریب می دهند. زهر مار در زیر لب ایشان است و دهان ایشان پر از لعنت و تلخی است. پایهای ایشان برای خون ریختن شتابانست. هلاکت و پریشانی در طریقهای ایشانست و طریق سلامتی را ندانسته اند. خداترسی در چشمانشان نیست." هر انسانی که بر روی زمین است همین الان لیاقت انداخته شدن به جهنم را دارد. هر دقیقه ای که ما زنده ایم تنها بخاطر فیض و رحمت خداست. در مقایسه با آنچه که حق ماست، یعنی جهنم ابدی در دریاچة آتش، حتی بدترین مصیبتی که می توانیم بر روی زمین تجربه کنیم رحیمانه بنظر می رسد. 

سوال بهتر این است که "چرا خدا اجازه می دهد چیزهای خوب برای مردم بد اتفاق بیفتد؟" رومیان 5 : 8 می گوید "لکن خدا محبت خود را در ما ثابت می کند از اینکه هنگامیکه ما هنوز گناهکار بودیم مسیح در راه ما مرد." علی رغم طبیعت گناه آلود و شریر ما مردم این دنیا، خدا هنوز ما را دوست دارد. او ما را آنقدر دوست دارد که حاضر شد جانش را برای جریمة گناهان ما بدهد (رومیان 6 : 23 ). اگر ما عیسی مسیح را بعنوان نجات دهندة خود قبول کنیم (یوحنا 3 : 16 ، رومیان 10 : 9)، بخشیده شده و حیات جاودانی در بهشت را بدست می آوریم (دومیان 8 : 1 ). آنچه ما لایق آنیم جهنم است. آنچه با ایمان به مسیح به ما داده می شود حیات ابدی در بهشت می باشد. 

بله، گاهی اوقات چیزهای بد برای مردمی اتفاق می افتد که بنظر می آید آن چیز حقشان نبود، اما چه ما بفهمیم و چه نفهمیم، خدا اجازه می دهد که بدلایل خودش آن چیزها اتفاق بیفتند. بالاتر از همه، بهر حال، ما باید بیاد داشته باشیم که خدا نیکو، عادل، با محبت، و رحیم است. اغلب چیزهایی به ما اتفاق می افتند که ما آنها را درک نمی کنیم. بهر حال، بجای شک به خوبی خدا، عکس العمل ما باید اعتمادمان به او باشد. "بتمامی دل خود بر خداوند توکل نما و بر عقل خود تکیه مکن. در همة راههای خود او را بشناس و او طریقهایت را ست خواهد گردانید." امثال 3 : 5-6 

عیسی کیست؟

یک سوال اساسی مطرح است که قرنها ذهن افراد مختلف را به خود مشغول ساخته است و آن اینکه : به راستی عیسی که بود؟ خود عیسی هم این سوال را از یکی از شاگرددانش به نام پطرس پرسید. پاسخ پطرس این بود ( تویی مسیح، پسر خدای زنده ) پاسخ شما چیست؟
به نظر شما علت ترس از مرگ چیست؟ چرا افراد به طور طبیعی نمی خواهند از مرگ صحبت کنند؟ در گفتگوهای روزمره واژه هایی مانند < دور از جون شما …> و مانند آن بسیار شنیده می شود و چرا افراد نمی خواهند به مرگ عزیزشان فکر کنند؟
انجیل در مورد مصلوب شدن مسیح ورابطه اش با ترس از مرگ در عبرانیان 14:2 – 15 چنین شهادت می دهد: (( پس چون فرزندان در خون و جسم شراکت دارند، او نیز همچنان در این دو شریک شد تا بوساطت موت، صاحب قدرت موت یعنی ابلیس را تباه سازد و آنانی را که از ترس موت، تمام عمر خود را گرفتار بندگی می بودند، آزاد گرداند.
با شنیدن سخنان عیسای مسیح در مورد مرگ و قیامش، نمی توانیم او را مانند یکی از انبیا ( ابراهیم و موسی و… ) بدانیم چون سخنان او مانند سخنان آنان نیست. هیچ پیامبری نتوانسته – یا به عبارت دیگر جرات و توانایی نداشته- مانند عیسای مسیح بگوید: آمین آمین به شما می گویم، هر که به من ایمان آرد، حیات جاودانی  دارد( یوحنا 47:6 )
من نان حیات هستم کسی که نزد من آید، هرگز گرسنه نشود و هرکه به من ایمان آرد، هرگز تشنه نگردد(یوحنا 35:6)
من نوری در جهان آمدم تا هر که به من ایمان آورد در ظلمت نماند( یوحنا 46:12 )
هیچ یک از بنیانگذاران ادیان این جسارت را به خود نداده که چنین با اطمینان به پیروانش در مورد حیات جاودانی مژده دهد.سایر ادیان تعلیم می دهند که اعمال نیک به جا آورید تا آن هم، شاید خدای تعالی گناهانتان را بیامرزد اما عیسی مسیح چون، خودش کفاره گناهان را بر صلیب پرداخت نمود به پیروانش هم این اطمینان را می دهد که آمرزیده شده اند. به راستی چگونه عیسی مسیح می توانست چنین سخن گوید؟ اگر عیسی مسیح صرفا پیامبر بود نمی توانست چنین ادعاهایی کند.
تمامی انبیا هنگام اعلام پیام خدای تعالی می فرمودند ( خداوند می گوید… ) و بعد از آن پیام خدا را اعلام می کردند اما عیسی مسیح در هنگام تعلیم چنین عمل نمی نمود و این باعث تحیر شنوندگان می بود. در موعظه سر کوه به خوبی می توانیم این فرق را مشاهده کنیم که عیسی مسیح می گوید ( من به شما می گویم )
متی 21:5 (( شنیده اید که به اولین گفته شده است قتل مکن و هر که قتل کند سزاوار حکم شود لیکن من به شما می گویم ))
متی 27:5 ((شنیده اید که به اولین گفته شده است زنا مکن لیکن من به شما می گویم ))
متب 34:5 (( لیکن من به شما می گویم … ))
و آیات بسیار دیگری که در این زمینه می توانید بیابید. به نقل از سی .اس.لوئیس عیسی مسیح را یا باید ( خدا ) یا ( دیوانه ) یا ( شیاد ) دانست زیرا ادعاهایی در مورد هویتش کرده که نمی توان او را صرفا  یک پیامبر دانست  زیرا خود را با خدا برابر دانسته و از این رو یک نبی راستگو چنین سخنانی را نمی گوید.
تمام پیامبران دستهای خود را به سوی آسمان بر افراشته اند و از خدای تعالی درخواست هدایت و آمرزش داشتند مانند داوود در مزمور 25  یا مزمور 143 و … . این حقیقت که عیسی مسیح هیچ گاه برای دریافت آمرزش دعا نکرد و حتی یک بار هم چه در منابع مسیحی و یا ضد مسیحی ذکر نشده که عیسای مسیح عذرخواهی کرده باشد را نباید از نظر دور داشت.
اگر گوییم که عیسی مسیح فقط یکی از هزاران پیامبری بود که آمده اند؛ آیا عیسی مغرورترین پیامبر نیست؟ و نکته جالبتر اینجاست که خودش هم چنین استدلالی را کرده است . در گزارش یوحنا فصل هشت آیات 45 و46 عیسای مسیح چنین می گوید : (( کیست از شما که مرا به گناه ملزم سازد؟ پس اگر راست می گویم  چرا مرا باورر نمی کنید؟
در فصل دهم از انجیل یوحنا مباحثه ای بین عیسای مسیح و رهبران مذهبی یهود می خوانیم ؛ آنان از مورد هویت عیسی از وی سوال می کنند و پاسخی که مسیح می دهد چنین واکنشی را در بر دارد : … تو انسان هستی و خود را خدا می خوانی.
عیسی مسیح از آن رو می تواند چنین با اطمینان به پیروانش حیات جاودانی و بودن در حضور خدای تعالی و آمرزش گناهان را وعده دهد چون او با شخصیت الهی اش و انجام عمل نجات بخش بر صلیب جلجتا، تمامی انسانهایی را که به او ایمان می آورند را می تواند نجات دهد.اقتدا به مسیح، به معنی اقتدا به خداست. مسیح نه به معنی عام کلمه ، راهی برای رسیدن به خدا، بلکه خود مقصود است.

آخرت از نگاه مسیحیت

نظر مسیحیت در مورد آخرت هم مثل سایر موارد از کتاب مقدس نشات می گیرد. (دوم پطرس 3 ، دوم تسالونیکیان 2 ، اول تسالونیکیان 4 ، دوم تیموتائوس 3 ، اول قرنتیان 15 و کتاب مکاشفه)
مسیحیان معتقدند که در زمان مقرر شده توسط خدا که هیچ کس از آن آگاه نیست و به هیچ وجه قابل پیش بینی و محاسبه نمی باشد ، مسیح خداوند به تنهایی از آسمان بر خواهد گشت و دنیا به پایان خواهد رسید. چنانکه در اعتقادنامه نیقیه می گوید: “ و بار دیگر در جلال خواهد آمد تا زندگان و مردگان را داوری کند و سلطنتش را پایان نخواهد بود.“
عیسی مسیح در انجیل به ما در خصوص نشانه های قبل از بازگشت خود بصورت دقیق توضیح می دهد. (متی باب 24 ، مرقس باب 13 ، لوقا باب 17 و21 ) .
بعضی از این نشانه ها عبارتند از : افزایش گناه ، کاهش محبت ، به سخره گرفتن حقیقت ، افزایش جنگها ، نا آرامیها ، زلزله ها ، سیلها ، مریضیها ، آمدن مسیحان و انبیاء دروغین و گسترش پیغام انجیل در سرتاسر جهان.
هدف از بازگشت مسیح برقراری عدالت خدا و پاداش برای مومنین و ایمانداران و فرزندان خدا و مجازات برای دشمنان خدا و فرزندان ظلمت.
در انجیل 318 مرتبه در مورد بازگشت ثانویه مسیح صحبت شده (یعنی از هر 25 آیه یک آیه) و این امر اهمیت فوق العاده زیادی که مسیحیت به آخرت شناسی نشان می دهد را منعکس می سازد.
ما زمان بازگشت او را نمی دانیم ولی بدون شک او برمی گردد . همانطور که همه گفته های عهد عتیق در عهد جدید تحقق یافت ، بازگشت مسیح هم تحقق خواهد یافت. وای بر آن کسانیکه آن روز آماده نباشند.
قبل از آمدن مسیح ، دجال خواهد آمد که علامت او 666 خواهد بود ولی مسیح خداوند با نفس دهان خود او را مغلوب خواهد ساخت.
در زمان آمدن مسیح ،  مردگان قیام خواهند کرد و همه ایمانداران به آسمان ربوده خواهند شد تا خداوند خود را در آسمان ملاقات کنند . بعد از مغلوبی کامل شیطان و فرشتگان شریرش داوری الهی برگزار خواهد شد و فرزندان خدا در بهشت یا اورشلیم آسمانی در محیطی بی نظیر تا ابد با خدا خواهند بود . خوشابحال کسانیکه نصیب آنها در اورشلیم آسمانی باشد.

در زیر 2 بند از اعتقادنامه وست مینستر را در مورد رستاخیز مردگان و داوری نهایی آورده ام.
1- وضع انسان بعد از مرگ و رستاخیز مردگان

الف: بدنهای انسانها بعد از مرگ فا سد می شوند و به خاک بر می گردند. (پیدایش 3:19 ، اعمال 13:36 ) ولی روحهای آنها ، که نمی میرند و نمی خوابند ، دارای وجودی غیر فانی هستند و فورا بسوی خدائی که خالق آنها می باشد بازگشت می نمایند. (لوقا 23:43، جامعه 12:7 ، فیلیپیان 1:23 ، دوم قرنتیان باب 5 آیات 6 تا 8) آنگاه روحهای عادلان در قدوسیت کامل و در ملکوت اعلا پذیرفته میشوند و در آنجا صورت خدا را در نور و جلال مشاهده می کنند و در انتظار خلاصی کامل بدنهای خود بسر می برند.  (عبرانیان 12:23 ، دوم قرنتیان باب 5 آیات 1 و 6 و8 ، فیلیپیان 1:23 ، اعمال 3:21 ، افسسیان 4:10، اول یوحنا 3:2 ، لوقا 16:23 ، رومیان 8:23 ، مکاشفه باب 7 آیات 4 و 15)روحهای شریران به جهنم افکنده شده و در آنجا در عذاب و تاریکی محض می مانند و برای روز عظیم داوری نگهداری می شود . (لوقا باب 16 آیات 23 و24 ، اعمال 1:25 ، یهودا 6و7 ، اول پطرس 3:19 ، دوم پطرس 2 :9) برای روحهایی که از بدنهای خود جدا می شوند ، در کلام خدا فقط به این دو جا  اشاره شده است و جای دیگری وجود ندارد.

ب: کسانیکه در روز آخر زنده باشند ، نخواهند مرد بلکه مبدل خواهند شد. (اول تسالونیکیان 4:17 ، اول قرنتیان باب 15 آیات 51 و52) در آن موقع تمام مردگان با همان بدنهایی که قبلا داشتند برخواهند خاست و هر چند بدنهایشان دارای خصوصیات متفاوتی خواهند بود ولی با روحهای آنها تا ابد خواهند پیوست. (ایوب باب 19 آیات 26 و 27 ، اول قرنتیان باب 15 آیات 42 تا 44)

ج: با قدرت مسیح، بدنهای اشخاص شریر برای بیحرمتی و ذلت برخیزانیده خواهند شد و بدنهای عادلان بوسیله مسیح برای عزت و حرمت خواهند بر خاست تا شبیه بدن پر جلال مسیح شوند. (اعمال 24 :15 ، یوحنا باب 5 آیات 28و 29 ، اول قرنتیان 15:42 ، فیلیپیان3:21)
1- داوری نهایی
الف: خدای پدر روزی را مقرر فرموده است که در آن جهانیان را بوسیله عیسی مسیح به عدالت داوری خواهد کرد . (اعمال 17:31 ، متی باب 25 آیات 31-34) که به او تمام قدرت و اقتدار داوری از طرف خدا عطا شده است. (یوحنا باب 5 آیات 22 و 27) در آن روز نه فقط فرشتگان مرتد داوری خواهند شد بلکه تمام مردمی که در دنیا زندگی کرده اند پیش مسند مسیح حضور خواهند یافت تا حساب افکار و سخنان و اعمال خود را پس بدهند و مطابق آنچه در بدن خود انجام داده اند خواه نیک خواه بد داوری شوند. (اول قرنتیان 6:3 ، یهودا 6 ، دوم پطرس 2:4 ، دوم قرنتيان 5:10 ، جامعه 12:14 ، روميان 2:16 ، باب 14 آیات 10و12 ، متی باب 12 آیات 36و37 ، اول قرنتیان باب 3 آیات 13 تا 15)

ب: منظور خدا از تعیین این روز داوری این است که مجد و رحمت خود را در نجات ابدی برگزیدگان  آشکار سازد (رومیان 6:23 ، متی 25:21 ، افسسیان باب 2 آیات 4 تا 7) و مجد و عدالت خود را در هلاکت اشخاص مردودی که شریر و نا مطیع اند ظاهر گرداند . (رومیان باب 2 آیات 5 و6 ، دوم تسالونیکیان باب 1 آیات 7.8 ، رومیان 6:22) در آن موقع عادلان به حیات ابدی داخل شده و از کمال شادی و تازگی حیات که در حضور خدا حاصل می گردد بهرمند خواهند شد . (متی باب 25 آیات 41 و46 ،اعمال 3:19 ، دوم تسالونیکیان 1:7 ، مزمور 16:11 ) ولی شریران ، که خدا را نمی شناسند و انجیل عیسی مسیح را  اطاعت نمی کنند ، در عذاب ابدی افکنده شده و بوسیله  انهدام ابدی دور از حضور خداوند و جلال و قدرت او مجازات خواهندگردید . (متی باب 25 آیات 41و46 ، دوم تسالونیکیان 1:9 ، اشعیا 66:24 ، مرقس باب 9 آیات 47 و48)

ج: مسیح می خواهدما کاملا اطمینان داشته باشیم که روز داوری وجودخواهد داشت تا مانع گناه کردن مردم شود و باعث تسلی ایمانداران در زحماتشان گردد. (دوم پطرس باب 3 آیات 11 و 14 ، دوم قرنتیان باب 5 آیات 10و 11 ، دوم تسالونیکیان باب 1 آیات 5 تا 7 ، لوقا باب 21 آیات 27و28 ، رومیان باب 8 آیات 23 تا 25) بعلاوه مسیح ترتیبی داده است که هيچ کس نداند که آن روز چه موقعی فرا خواهد رسید تا اينکه ما هیچگاه به اوضاع دنيا متکی نباشیم و چون از ساعت آمدن خداوند بی اطلاع هستیم پس باید همیشه بیدار و هوشیار و آماده باشیم و بتوانیم بگوئيم “بیا ای خداوند ، بزودی بیا”. (متی باب 24 آیات 36 و 42-44 ، مرقس باب 13 آیات 35 تا 37 ، لوقا باب 12 آیات 35 و36 ، مکاشفه 22:20) آمین


خلاصه:
با توجه به علائم انجیل پایان همه چیز نزدیک است و بزودی عیسی مسیح خواهد آمد . با آمدن مسیح ، فرزندان خدا به آسمان ربوده خواهند گشت و مسیح با حضور خود و نفس دهانش شیطان را مغلوب خواهد ساخت. پس از آن داوری انجام خواهد گردید و عادلان حیات ابدی در بهشت و شریران هلاکت و مجازات ابدی در جهنم را خواهند یافت.