۱۳۹۳ مرداد ۱۴, سه‌شنبه

عیسی کیست؟

یک سوال اساسی مطرح است که قرنها ذهن افراد مختلف را به خود مشغول ساخته است و آن اینکه : به راستی عیسی که بود؟ خود عیسی هم این سوال را از یکی از شاگرددانش به نام پطرس پرسید. پاسخ پطرس این بود ( تویی مسیح، پسر خدای زنده ) پاسخ شما چیست؟
به نظر شما علت ترس از مرگ چیست؟ چرا افراد به طور طبیعی نمی خواهند از مرگ صحبت کنند؟ در گفتگوهای روزمره واژه هایی مانند < دور از جون شما …> و مانند آن بسیار شنیده می شود و چرا افراد نمی خواهند به مرگ عزیزشان فکر کنند؟
انجیل در مورد مصلوب شدن مسیح ورابطه اش با ترس از مرگ در عبرانیان 14:2 – 15 چنین شهادت می دهد: (( پس چون فرزندان در خون و جسم شراکت دارند، او نیز همچنان در این دو شریک شد تا بوساطت موت، صاحب قدرت موت یعنی ابلیس را تباه سازد و آنانی را که از ترس موت، تمام عمر خود را گرفتار بندگی می بودند، آزاد گرداند.
با شنیدن سخنان عیسای مسیح در مورد مرگ و قیامش، نمی توانیم او را مانند یکی از انبیا ( ابراهیم و موسی و… ) بدانیم چون سخنان او مانند سخنان آنان نیست. هیچ پیامبری نتوانسته – یا به عبارت دیگر جرات و توانایی نداشته- مانند عیسای مسیح بگوید: آمین آمین به شما می گویم، هر که به من ایمان آرد، حیات جاودانی  دارد( یوحنا 47:6 )
من نان حیات هستم کسی که نزد من آید، هرگز گرسنه نشود و هرکه به من ایمان آرد، هرگز تشنه نگردد(یوحنا 35:6)
من نوری در جهان آمدم تا هر که به من ایمان آورد در ظلمت نماند( یوحنا 46:12 )
هیچ یک از بنیانگذاران ادیان این جسارت را به خود نداده که چنین با اطمینان به پیروانش در مورد حیات جاودانی مژده دهد.سایر ادیان تعلیم می دهند که اعمال نیک به جا آورید تا آن هم، شاید خدای تعالی گناهانتان را بیامرزد اما عیسی مسیح چون، خودش کفاره گناهان را بر صلیب پرداخت نمود به پیروانش هم این اطمینان را می دهد که آمرزیده شده اند. به راستی چگونه عیسی مسیح می توانست چنین سخن گوید؟ اگر عیسی مسیح صرفا پیامبر بود نمی توانست چنین ادعاهایی کند.
تمامی انبیا هنگام اعلام پیام خدای تعالی می فرمودند ( خداوند می گوید… ) و بعد از آن پیام خدا را اعلام می کردند اما عیسی مسیح در هنگام تعلیم چنین عمل نمی نمود و این باعث تحیر شنوندگان می بود. در موعظه سر کوه به خوبی می توانیم این فرق را مشاهده کنیم که عیسی مسیح می گوید ( من به شما می گویم )
متی 21:5 (( شنیده اید که به اولین گفته شده است قتل مکن و هر که قتل کند سزاوار حکم شود لیکن من به شما می گویم ))
متی 27:5 ((شنیده اید که به اولین گفته شده است زنا مکن لیکن من به شما می گویم ))
متب 34:5 (( لیکن من به شما می گویم … ))
و آیات بسیار دیگری که در این زمینه می توانید بیابید. به نقل از سی .اس.لوئیس عیسی مسیح را یا باید ( خدا ) یا ( دیوانه ) یا ( شیاد ) دانست زیرا ادعاهایی در مورد هویتش کرده که نمی توان او را صرفا  یک پیامبر دانست  زیرا خود را با خدا برابر دانسته و از این رو یک نبی راستگو چنین سخنانی را نمی گوید.
تمام پیامبران دستهای خود را به سوی آسمان بر افراشته اند و از خدای تعالی درخواست هدایت و آمرزش داشتند مانند داوود در مزمور 25  یا مزمور 143 و … . این حقیقت که عیسی مسیح هیچ گاه برای دریافت آمرزش دعا نکرد و حتی یک بار هم چه در منابع مسیحی و یا ضد مسیحی ذکر نشده که عیسای مسیح عذرخواهی کرده باشد را نباید از نظر دور داشت.
اگر گوییم که عیسی مسیح فقط یکی از هزاران پیامبری بود که آمده اند؛ آیا عیسی مغرورترین پیامبر نیست؟ و نکته جالبتر اینجاست که خودش هم چنین استدلالی را کرده است . در گزارش یوحنا فصل هشت آیات 45 و46 عیسای مسیح چنین می گوید : (( کیست از شما که مرا به گناه ملزم سازد؟ پس اگر راست می گویم  چرا مرا باورر نمی کنید؟
در فصل دهم از انجیل یوحنا مباحثه ای بین عیسای مسیح و رهبران مذهبی یهود می خوانیم ؛ آنان از مورد هویت عیسی از وی سوال می کنند و پاسخی که مسیح می دهد چنین واکنشی را در بر دارد : … تو انسان هستی و خود را خدا می خوانی.
عیسی مسیح از آن رو می تواند چنین با اطمینان به پیروانش حیات جاودانی و بودن در حضور خدای تعالی و آمرزش گناهان را وعده دهد چون او با شخصیت الهی اش و انجام عمل نجات بخش بر صلیب جلجتا، تمامی انسانهایی را که به او ایمان می آورند را می تواند نجات دهد.اقتدا به مسیح، به معنی اقتدا به خداست. مسیح نه به معنی عام کلمه ، راهی برای رسیدن به خدا، بلکه خود مقصود است.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر