۱۳۹۴ خرداد ۱۷, یکشنبه

مرگ مسیح

خون مسیح کلید بهشت است. (توماس بروکس)
اصول مرگ مسیح در واقع اصل انجیل است. (استفان چارنک)

صلح با خدا





صلح با خدا
وقتی زندگیمان و این دنیا را می‌بینیم، آیا می‌توانیم منتظر آرامش یا صلح بادوامی باشیم؟ آیا صلحی ثابت هرگز وجود داشته؟ کشورهای مختلف بارها با یکدیگر پیمان آشتی امضا می‌کنند، امّا پس از چندی دوباره آن آرامش از بین رفته و جنگ شروع می‌شود. قرارداد هیچ وقت ضمانت صلح نیست.
هر روزه بسیاری از جنگ و ناآرامی کشور خود با زحمت به جایهای دیگر فرار کرده و درخواست پناهندگی می‌کنند. هزاران ایرانی از ایران به کشورهای دیگر برای آرامش زندگی مهاجرت کرده‌اند. امّا سؤال این است، آیا آن آرامش را پیدا کرده‌اند؟ آیا در این کشور و محلی که زندگی می‌کنید آرامش زندگی بین مردم وجود دارد؟ آیا در خانۀ خود و دیگران صلح پیدا می‌شود؟ طلاق و جدایی و سواستفاده از کودکان تقریباً در همه‌جا دیده می‌شود. پس صلح و آرامش واقعی کجاست؟
در دنیای اطرافمان آرامش و صلح واقعی نیست. ولی در درون خود چه؟ آیا آرامش قلب را دارید؟ شاید به دیگران لبخندی نشان داده، می‌گوییم که زندگیمان حالا آرام است. امّا در زمان تنهایی با خود چه می‌گویی؟ خداوند در کتاب‌مقدس می‌گوید، کسانی هستند که به خود و دیگران می‌گویند: «سلامت، سلامت، درحالتی که سلامتی نیست.»(۱) آیا شما اینطور هستید؟ آرامش و صلح وانمودی هیچ‌وقت شما را به طور دائمی و پایدار راضی نگه نمی‌دارد.
جنگ و ناآرامی از وقتی شروع شد که ”آدم“ در بهشت گناه کرد. و تمامی بشر و اقوام بعد از او از آن‌ به بعد، هم با خدا و هم با یکدیگر جنگ کرده، ناآرام هستند. سرچشمۀ اصلی مشکلاتمان این است. خداوند می‌گوید: «همه گناه کرده‌اند و از جلال خدا کوتاه می‌آیند.»(۲) آن کلمۀ «همه» یعنی هر یک از ما انسانها. هیچ‌کس به آن درجۀ بالا – یعنی بی‌گناهی و معصومیت – نرسیده است. بدون خدا هیچ راهی برای صلح و آرامش نیست. بعضی‌ سعی می‌کنند با کارهای دینی و یا کارهای نیک و خیر با خدا صلح کنند و آرامش قلب پیدا کنند. امّا هر کاری که ما بکنیم کافی نیست. خدا دوباره می‌گوید: «همۀ اعمال پارسای ما مانند کُهنه‌های چرکین می‌باشد.»(۳) و این اعمال در دید خدا هیچ ارزش ندارد.

پس از کجا آرامش را بیابیم؟ خداوند راهی را به وجود آورده تا با او به وسیلۀ خداوندْ عیسی مسیح پارسا شویم. خواست خدا از پارسایی و عدالتِ کامل، کاملاً در عیسیِ خداوند برآورده شده. عیسی در این جهان آمد و به صلیب رفت و جان داد تا برای سزای گناه فدیّه شود و قرض گناهکاران را بپردازد. وی خود گناهکار نبود و نمی‌توانست گناه کند، ولی او را «در راه ما گناه ساخت.»(۴) و نتیجۀ آن این شد، که او «به خونِ صلیبش صلح را پدید آورد.»(۵)
این صلح در خداوندْ عیسی مسیح برای آنانیست که به وی ایمان آورند. کتاب‌مقدس در مورد قدوسیت خداوند چنین می‌گوید: «چشمان تو پاکتر است از اینکه به بدی بنگری»(۶) و ما همه گناهکاریم. گناهانمان باید شسته شود تا اینکه آرامشِ در مسیح را حس کنیم. هیچ روان‌پزشکی دارویی برای علاج ما ندارد. بلکه خدا گفته که: «خون پسرش عیسی مسیح ما را از هر گناه پاک می‌سازد.»(۷) شما باید اینک از این مژده سود برده و با نیروی پاکسازی خون مسیح که برای گناهکاران فدا شد روحت را پاک سازی.‏ خیلی مردم از سرتاسر دنیا این را در مسیح تجربه کرده‌اند، و شما نیز می‌توانید. چگونه؟ کتاب‌مقدس پاسخ می‌دهد: «به خداوند عیسی مسیح ایمان آور که تو و اهل خانه‌ات نجات خواهید یافت.»(۸) هیچ‌ اندازه رفتن به کلیسا یا جایهای مذهبی و اعمال نیک، گناهان شما را نمی‌شوید. فراموش نکن که، تمام کارهای پارسای ما در دید خدا مانند کُهنه‌های چرکین می‌باشند.
تنها زمانی که به خداوندْ عیسی مسیح برای پاک کردن گناهانتان با ایمان روی کرده و از گناهانتان توبه کنید، می‌توانید از آن آرامش خداوند لذت برید. سپس دیگر روحتان در صلحِ مسیح راضی خواهد بود. وقتی به مسیح ایمان آورید دیگر می‌توان گفت: «چون به سبب ایمان پارسا شمرده شدیم، به وسیلۀ خداوندِ ما عیسی مسیح با خدا صلح داریم.»(۹) خداوندی که عیسی را از مرگ رستاخیز کرد شما را دعوت می‌کند تا با او خود را آشنا سازی و در صلح باشی.
«و حال در مسیحْ عیسی، شما که قبل از این دور بودید با خون مسیح نزدیک شده‌اید. زیرا که او صلح ماست…»(۱۰)
«و آرامش خدا که مافوق همه درک است، دلها و ذهنهای شما را در مسیحْ عیسی محفوظ خواهد داشت.»(۱۱)
مسیح گفت: «آرامش برای شما می‌گذارم، آرامش خود را به شما می‌دهم. نه چنانکه جهان می‌دهد، من به شما می‌دهم. دلِ شما مضطرب نشود و تراسان نباشد.»(۱۲)

چگونه مسیح را از نجات‌دهندۀ خود دریافت کرد؟


این پرسش بسیار اساسی است. و کتاب‌مقدّس هیچ جایی را برای اشتباه کردن نگذاشته. ما باید حتماً به واضحی این پرسش را جواب دهیم، «مرا چه‌ بايد كرد تا نجات‌ يابم‌؟»(اعمال رسولان ۱۶‏:۳۰) اگر شما این سؤال را دارید، اینک پاسخ خدا را به سادگی ببینید.
نیاز خود را برای نجات تخیص دهید.
بیشتر مردم قدر تنفر گناهانشان در پیش خداوند را درک نکرده‌اند. برای همین ما اینقدر این موضوع را به شما تا حال تأکید کرده‌ایم. تنها وقتی که نیاز خود را ببینید در آن وقت خواستار بکاربردن علاج خداوند خواهید بود.
«نه‌ تندرستان‌ بلكه‌ مريضان‌ احتياج‌ به‌ طبيب‌ دارند.»(متّی ۹‏:۱۲)
نخواه که احساس شکسته‌نفسی را که این نیاز به شما می‌دهد را کنار گذارید. جوابی را قبول نکن تا اینکه علاج واقعی برای گناه و جرم باشد. مخصوصاً از بشارتی که تنها خبر زندگی پرلذت و کاملی را اعلام می‌کند دوری کن. خداوند آن زندگی را به مردم خود می‌دهد، ولی راه نجات انجیلی در نخست گناهکاران را رابتۀ خوبی را بین خداوند و ایشان در مسیح اعلام می‌کند. از صلح و آرامش توخالی آگاه باشید!
«و جراحت‌ قوم‌ مرا اندک‌ شفايی‌ دادند، چونكه‌ می‌گويند سلامتی‌ است‌، سلامتی‌ است‌ با آنكه‌ سلامتی‌ نيست‌.»(ارمیا ۶‏:۱۴)
ایمان آورید که عیسی، او میسح و پسر خدا است، و تنها وی قادر نجات ما می‌باشد.
«ما ايمان‌ آورده‌ و شناخته‌ايم‌ كه‌ تو مسيح‌ پسر خدای‌ حّی‌ هستی‌.»(یوحنا ۶‏:۶۹)
«خدای‌ عادل‌ و نجات‌دهنده‌ و سوای‌ من‌ نيست‌. ای‌ جميع‌ كرانه‌های‌ زمين‌ به‌ من‌ توجّه‌ نماييد و نجات‌ يابيد زيرا من‌ خدا هستم‌ و ديگری‌ نيست‌.»(اشعیا ۴۵‏:۲۱،‏۲۲)
وعده‌های مژدۀ نیک (انجیل) را بپذیرید و به آنها عمل کنید.
ما تا حال دعوت سادۀ خداوند را به گناهکاران ملاحظه کرده‌ایم. اگر شما خداوند را به کلامش، و به شرط خودش بپذیرید، شما نجات خواهید یافت. او به آن قسم خورده است.
چه شرطهایی را خداوند برای آمدن به مسیح داده است؟
* لازم است که گناهانمان را به خداوند اعتراف کنیم.
«هر كه‌ گناه‌ خود را بپوشاند، برخوردار نخواهد شد؛ اما هر كه‌ آن‌ را اعتراف‌ كند و ترک‌ نمايد رحمت‌ خواهد يافت‌.» (امثال ۲۸‏:۱۳)
* لازم است که تنها به شایستگی‌های مسیح اعتماد اعتماد کنیم.
«به‌ خداوند عيسی‌ مسيح‌ ايمان‌ آور كه‌ تو و اهل‌ خانه‌ات‌ نجات‌ خواهيد يافت‌.» (اعمال رسولان ۱۶‏:۳۱)
«به‌ آن‌ كسانی‌ كه‌ او را قبول‌ كردند قدرت‌ داد تا فرزندان‌ خدا گردند، يعنی‌ به‌ هر كه‌ به‌ اسم‌ او ايمان‌ آورد» (یوحنا ۱‏:۱۲)
* لازم است که از گناهانمان توبه کنیم.
«خدا… تمام‌ خلق‌ را در هر جا حكم‌ می‌فرمايد كه‌ توبه‌ كنند.» (اعمال رسولان ۱۷‏:۳۰)
«پس‌ توبه‌ و بازگشت‌ كنيد تا گناهان‌ شما محو گردد و تا اوقات‌ استراحت‌ از حضور خداوند برسد.» (اعمال رسولان ۳‏:۱۹)
توبه نتیجۀ اعتراف صادق است. تنها وقتی گناهاریتان را به روی خدا ببینید و خواستار نجات خود باشید، پس دیگر هدف شما این خواهد بود که از آنچه را گناه دانسته خواهید چرخید و به خدمت مسیح یعنی خداوند خود خواهید پرداخت. شما نمی‌توانید او را به صورت «نجات‌دهنده» برای خود داشته، اگر شما عمداً وی را از خداوندی در زندگی خود رد کنید.
بنابراین، اینک بر نام خداوند برای نجات ندا کنید.
خداوندْ عیسی مسیح از مردی که به سادگی ولی به صادقی دعا کرد گفت، که دعا کرد، «خدايا بر من‌ گناهكار ترحّم‌ فرما.» (لوقا ۱۸‏:۱۳). و از وی گفت، « كه‌ اين‌ شخص‌، عادل‌ كرده‌ شده‌ به‌ خانه‌ خود رفت.» (آیۀ ۱۴)
بر وعدۀ خدا پابرجا شوید و ضمانت او را بپذیرید، که تمام آنچه میسح برای نجات عمل کرده، وی شخصاً برای شما کرده است.

کتاب مقدس دربارۀ تثلیث چه میگوید؟

جواب: مشکلترین جنبۀ موضوع تثلیث این است که به هیچ روشی نمیتوان آنرا، به شکلی کامل و مکفی، توضیح داد. و موضوعی است که امکان ندارد انسان بتواند آنرا بطور کامل، و یا با یک توضیح مختصر، درک نماید. خداوند بمراتب از ما بزرگتر است؛ بنابراین نباید انتظار داشته باشیم که او را کاملاً درک نمائیم. کتاب مقدس به ما میآموزد که، پدر خداست، عیسی مسیح خداست، و روح القدس نیز خداست. همچنین اعلام میکند که فقط یک خدا وجود دارد. اگر چه میتوانیم حقایقی را راجع به رابطه میان سه شخصیت قابل تمایز تثلیث بفهمیم، اما با این وجود، ذهن محدود و بشری ما قادر به درک و فهم این آموزه نیست. ولیکن، این بدان مفهوم نیست که چنین موضوعی، حقیقت ندارد و مبتنی بر کلام خدا نیست.

هرچند واژۀ تثلیث در کتابمقدس بکار نرفته است، این واژه تلاشی است برای توصیف حضور سه اقنوم (یا سه شخصیت) ابدی و هم مرتبه در ذات اقدس الهی. این را درک کنید که این واژه بیانگر سه خدا نمیباشد. تثلیث یعنی سه شخصیت الهی در یک خدای واحد. حتی با وجود اینکه واژۀ تثلیث در کلام مذکور نشده است، استفاده از آن هیچ کار اشتباهی نیست. کاربُرد کلمۀ تثلیث خیلی مختصرتر میباشد از گفتن "سه اقنوم و سه شخصیت هم مرتبه که در یک خدای واحد وجود دارند." اگر این مسئله برای شما ایجاد اشکال میکند، این را در نظر بگیرید که بطور مثال، واژۀ پدر بزرگ در کلام خدا وجود ندارد. اما ابراهیم پدر بزرگ یعقوب بود. پس با کلمۀ تثلیث، خود را سر درگم نسازید. آنچه واقعاً مهم است این است که مفهوم و تصویر کلی، که بوسیله لغت تثلیث ارائه شده، در کتاب مقدس وجود دارد. با این مقدمه به بررسی آیاتی میپردازیم که در رابطه با بحث تثلیث مفید میباشند.

1) خدا یکی است: تثنیه 6:4 ؛ اول قرنتیان 8 : 4 ؛ غلاطیان 3 : 20 ؛ اول تیموتائوس 2 : 5.

2) در تثلیث سه شخصیت وجود دارد : پیدایش 1:1 ؛ 1 : 26 ؛ 3 : 22 ؛ 11 : 7 ؛ اشعیا 6 : 8 ؛ 48 : 16 ؛ 61 : 1 ؛ متی 3: 16 -17 ، 28 : 19 ؛ دوم قرنتیان 13 : 14. برای فهم آیات عهد عتیق، دانش زبان عبری مفید است. در پیدایش 1:1 اسم جمع "الوهیم" بکار رفته است. در پیدایش 1 : 26 ؛ 3 : 22 ؛ 11 : 7 و اشعیا 6 : 8 ضمیر جمع "ما" بکار گرفته شده است. اسم جمع "الوهیم" و ضمیر جمع "ما"، بدون شک دلالت بر بیش از یک نفر میکند. در دستور زبان فارسی، ما فقط دو حالت داریم: مفرد و جمع. اما در زبان عبری سه حالت وجود دارد: مفرد، تثنیه، و جمع. حالت تثنیه فقط برای اشاره به دو تا است. در عبری حالت تثتیه برای اشاره به چیزهائی بکار میرود که به حالت جفت میباشند؛ مثل چشمها، گوشها، و دستها. حال، واژۀ "الوهیم" و ضمیر "ما" حالت جمع دارند و بطور یقین، به بیش از دو شخص اشاره میکنند. (و باید به سه ـ پدر ، پسر و روح القدس ـ یا بیشتر دلالت داشته باشند.)

در اشعیا 48: 16 و 61: 1، خدای پسر تکلم میکند درحالی که به خدای پدر و روح القدس اشاره میکند. اشعیا 61: 1 را با لوقا 4: 14–19 مقایسه کنید تا متوجه شوید که این پسر است که تکلم میکند. متی 3: 16-17، تعمید عیسی مسیح را توضیح میدهد. دراین صحنه، خدای روح القدس بر خدای پسر نازل میشود در حالی که خدای پدر اعلام میکند که از پسر حبیب خود (یعنی خدای پسر) خوشنود است. متی 28: 19 و دوم قرنتیان 13: 14 نمونهای دیگر از وجود سه شخصیت قابل تمئیز در تثلیث اقدس میباشند.

3) در قستمهای متعددی از کلام، اعضاء تثلیث متمایز از یکدیگر معرفی شدهاند: در عهد عتیق خدا؛ یعنی خدائی که پسر دارد (مزمور 2 : 7 و 12؛ امثال 30: 2 – 4) با خداوند متمایز است (پیدایش 19 : 24؛ هوشع 1 : 4). به همین منوال، تمایزی است بین روح و خدا (مزمور 51: 10–12) و روح و خداوند (اعداد 27: 18). خدای پسر از خدای پدر متمایز است (مزمور 45: 6–7 ؛ عبرانیان 1: 8-9). در عهد جدید (یوحنا 14: 16–17) جائی که عیسی میگوید: "من از پدر سؤال ميكنم و تسلی ‌دهنده‌ای ديگر(روح القدس) به شما عطا خواهد كرد،" نشان میدهد که مسیح خودش را چون پدر و روح القدس درنظر نمیگیرد. همچنین تمام مواقعی را بخاطر آورید که عیسی با پدر سخن میگفت. آیا او با خودش صحبت میکرد؟ نه. او با شخص دیگری از تثلیث؛ یعنی با خدای پدر صحبت میکرد.

4) هر عضو تثلیث اقدس یک شخصیت الهی است. پدر خداست ( یوحنا 6: 27؛ رومیان 1: 7؛ اول پطرس 1: 2). پسر خداست ( یوحنا 1: 1 و 14؛ رومیان 9: 5؛ کولسیان 2: 9؛ عبرانیان 1: 8؛ اول یوحنا 5: 20). روح القدس خداست ( اعمال 5: 3–4؛ اول قرنتیان 3: 16؛ رومیان 8: 9؛ یوحنا 14: 16–17؛ اعمال 2: 1-4).

5 ) تقدّم و تأخّر در میان تثلیث: کلام نشان میدهد که روح القدس فرستاده شدۀ پدر و پسر میباشد؛ و پسر نیز فرستاده شدۀ پدر است. این یک ارتباطی درونی است و الوهیت هیچ یک از شخصیتهای تثلیث را انکار نمیکند. حوزۀ بحث پیرامون خدای نامتناهی، فضایی است که ذهن محدود ما قاصر از فهم ودرک مفاهیم آن است. راجع به خدای پسر، میتوانید این آیات را مطالعه کنید (لوقا 22: 42؛ یوحنا 5 :36؛ یوحنا 20: 21؛ اول یوحنا 4: 14). راجع به خدای روح القدس نیز، این آیات را مطالعه کنید (یوحنا 14: 16 ؛ 14: 26 ؛ 15: 26 ؛ 16: 7 و خصوصاً 16: 13–14).

6) وظایف هرکدام از اعضاء تثلیث: خدای پدر سرچشمه یا علت هر معلولی است؛ اعم از 1ـ عالم هستی (اول قرنتیان 3: 16-17؛ مکاشفه 4: 11)، 2ـ مکاشفه الهی (مکاشفه 1: 1)، 3ـ نجات (یوحنا 3: 16-17)، 4ـ اعمال انسانی عیسی مسیح (یوحنا 5: 17 ؛ 14: 10). خدای پدر همۀ این امور را به انجام میرساند.

خدای پسر عاملی است که پدر بوسیلۀ او این امور را به عمل میآورد: 1ـ آفرینش و حفظ عالم هستی (اول قرنتیان 8: 6 ؛ یوحنا 1: 3 ؛ کولسیان 1: 16–17)، 2ـ مکاشفۀ الهی (یوحنا 1:1 ؛ متی 11: 27 ؛ یوحنا 16: 12–15 ؛ مکاشفه 1: 1) و 3ـ نجات (دوم قرنتیان 5: 19 ؛ متی 1: 21 ؛ یوحنا 4: 42). خدای پدر همۀ این امور را بوسیلۀ پسرش به انجام میرساند.

خدای روح القدس عاملی است که پدر بوسیلۀ او این امور را به انجام میرساند: 1ـ آفرینش و حفظ عالم هستی (پیدایش 1: 2؛ ایوب 26: 13؛ مزمور 104: 30)، 2ـ مکاشفۀ الهی (یوحنا 16: 12–15؛ افسسیان 3: 5؛ دوم پطرس 1: 21) و 3ـ نجات ( اشعیا 61: 1؛ اعمال 10: 38). بنابراین خدای پدر همۀ این امور را بوسیلۀ روح القدس به انجام میرساند.

هیچ کدام از نمونهها و مثالهای معروف قادر نیستند که توصیف کاملی از تثلیث ارائه دهند. تخم مرغ بدون پوسته و سفیده و زردهاش دیگر تخم مرغ نیست؛ و هر یک ازاجزاء نیز به تنهایی تخم مرغ نیست. پدر، پسر و روح القدس اجزاء الوهیت نمیباشند بلکه هرکدام به تنهائی خدا هستند. مثال آب نیز شاید تا اندازهای بهتر باشد، اما باز هم در توصیف کامل تثلیث قاصر و ناتوان است. جامد ، مایع و گاز سه حالت متفاوت آب میباشند. پدر، پسر و روح القدس نیز سه حالت مختلف از یک ذات الهی می باشند؛ در حالی که هر یک نیز از الوهیت برخوردارند. شاید هرکدام از این مثالها تصویری از تثلیث ارائه دهند. اما این تصاویر هرگز کامل و بی نقص نمیباشند. خدای ابدی و نامتناهی را نمیتوان با مثالهای قاصر و ناقص انسانی توصیف نمود. به جای تمرکز نمودن بر تثلیث، بر خدا تمرکز کنید که بزرگی و عظمت و شکوهش فراتر از طبیعت انسانی ما خاکیان است. "زهی عمق دولتمندی و حكمت و علم خدا! چقدر بعيد از غوررسی است احكام او و فوق از كاوش است طريقهای وی! زيرا كيست كه رأی خداوند را دانسته باشد؟ يا كه مشير او شده؟ (روميان 33:11- 34)

دعوت عیسی مسیح

 قدم دوم:
 به گناهان خود اعتراف کرده از خطاکاری دست بکشید.  «گر بگوییم بی‌گناهیم، خود را فریب داده‌ایم و راستی در ما نیست. ولی اگر به گناهان خود اعتراف کنیم، او که امین و عادل است، گناهان ما را می‌آمرزد و از هر نادرستی پاکمان می‌سازد.  اگر بگوییم گناه نکرده‌ایم، او را دروغگو جلوه می‌دهیم و کلام او در ما جایی ندارد.»
قدم سوم:
 به عیسی مسیح ایمان بیاورید. قبول کنید که خدا، عیسی مسیح یگانه فرزند روحانی خود را به عنوان یک انسان (جسم پوشیده) به این جهان فرستاد.  مسیح به روی صلیب فدا شد و از مردگان قیام کرد.  به خاطر ریختن خون این قربانی، آمرزش گناهان میسر شد و به خاطر پیروزی مسیح بر مرگ، حیات جاودان نیز امکان پذیر شد.
مسیح پشت در قلب شما ایستاده در را میکوبد
این است دعوت عیسی مسیح: «هان بر در ایستاده می‌کوبم. کسی اگر صدای مرا بشنود و در به ‌رویم بگشاید، به درون خواهم آمد و با او همسفره خواهم شد و او با من.»  مسیح بر در قلب (احساسات، عاقل و اراده) شما ایستاده است.  او را به زندگی خود دعوت کنید.  مسیح منتظر شماست تا در زندگی خود او را بپذیرد.
امروز روز نجات است
پذیرش نجات به عنوان هدیه تنها راهی میباشد که شما میتواند نجات بیابید. از آنجا که این نجات رایگان است،  امروز آن را به عنوان هدیه بپذیرد.  چون امروز روز مرحمت و رستگاری میباشد،  بخشش گناهان را به فردا موکول نکنید.   در کتاب مقدس چنین نوشته شده است: "فریاد تو را زمانی که در رحمتم برویت باز بود، شنیدم.  در روزی که موعد نجات بود، به کمک تو شتافتم.  الان، همان زمانی است که در رحمت خدا به روی شما باز است!  الان، همان روزی است که خدا حاضر است به کمک شما بشتابد."
پذیرش دعوت عیسی مسیح
اگر امروز به خداوند اقرار کنید که یک گناهکاری هستید و قادر به نجات خود نیستید و نیز ایمان بیاورید که خدا شما را دوست دارد و عیسی مسیح یگانه پسر روحانی خود را فرستاده است تا جریمه گناهان شما را بپردازد، و اگر گناهان خود را به او اعتراف کنید و با کمک وی از گناه دست بکشید، نجات خواهید یافت و حیات جاوید خواهید داشت.
دعای شما
ای خداوند، پدر آسمانی، من در نام عیسی مسیح به حضور تو می آییم.  من میدانم که یک گناهکارم و به بخشش تو نیازمند میباشم؛ من ایمان دارم که عیسی برای گناهان من بر روی صلیب جان داد و برای حیات بخشیدن به من از قبر بر خواست.  ای عیسی مسیح،  لطفآ مرا ببخش؛ زندگی مرا تغیر بده و به من نشان بده که چگونه بتوانم تو را بهتر بشناسم.   تو را به زندگی ام دعوت میکنم و می خواهم به تو توکل کرده، به عنوان خداوند و نجات دهنده، تا آخر عمرم از تو پیرویکنم.  در نام عیسی مسیح میطلبم؛ آمین.
آیا میخواهید نعمت حیات را در خداوند تجربه کنید؟
 بله؛ من میخواهم زندگی خود را به عیسی مسیح بسپارم
نه؛ من هنوز سوالاتی در این مورد دارم
 جشن شادی در آسمان
عیسی مسیح این مثال را آورد تا نشان دهد که در آسمان چه شادیهایی برای توبه یک گناهکار بوجود میاید:   «کدام زن است که ده سکۀ نقره داشته باشد و چون یکی از آنها گم شود، چراغی برنیفروزد و خانه را نروبد و تا آن را نیافته، از جُستن بازنایستد؟ و چون آن را یافت، دوستان و همسایگان را فرامی‌خواند و می‌گوید: ”با من شادی کنید، زیرا سکۀ گمشدۀ خود را بازیافتم.“ به شما می‌گویم، به همینسان، برای توبۀ یک گناهکار، در حضور فرشتگان خدا جشن و سرور بر‌پا می‌شود.»

خدا چگونه خود را مکشوف می کند؟


یک. خدا چگونه آفریننده همه چیز می باشد؟
 
آسمان جلال خدا را بیان می کند و فلک از عمل دستهایش خبر می دهد( مزمور19: 1
از زمان آفرینش دنیا صفات نادیدنی او یعنی قدرت ازلی و الوهیت او در چیزهایی که او آفریده است به روشنی مشاهده می شود رومیان 1: 20
ای خداوند و خدای ما، تو تنها شایسته ای که صاحب جلال و حرمت و قدرت باشی، زیرا تو همه چیز را آفریدی و به اراده تو آنها هستی و حیات یافتند
مکاشفه4: 11
دو. تنها یک خدا وجود دارد
 
خداوند خداست و غیر از او دیگری نیست
تثنیه 4: 35
خداوند خدای ما خدای واحد است
تثنیه 6: 4
خداوند....چنین می گوید: من اول هستم و من آخر هستم و غیر از من خدایی نیست
اشعیا44: 6
یک خدا وجود دارد که پدر همه و مافوق همه بوده و در همه کار می کند و در همه ساکن است
افسسیان4: 6
سه. خدا قادر مطلق است
 
خدای ما در آسمانهاست، آنچه را که اراده نمود و بعمل آورده است
مزمور115: 3
می دانم که به هرچیز قادر هستی و ابدا قصد ترا منع نتوان نمود
ایوب42: 2
عیسی به آنان نگاه کرد و فرمود: برای انسان این محال است ولی برای خدا همه چیز ممکن می باشد
متی19: 26
زیرا برای خدا هیچ چیز محال نیست
لوقا1: 37


۱۳۹۴ فروردین ۲۴, دوشنبه

«من که هستم که مادر خداوندم نزد من ‌آید!»


زمان اولین کریسمس فرا رسیده است. خداوند در فکر نجات بشر است. بعد از ۴۰۰ سال دوران تاریکی و سکوت، خداوند دست بکار شده است. چه زمان پرشکوه و پرجلالی! خداوند اولین کریسمس را بر روی این زمین مملو از گناه و تاریکی تدارک می‌بیند. فرشته او جبرئیل در حضور خداوند منتظر فرمان اوست. قلب پر محبت خداوند با هیجان در پی این است که نور خود را در زمین تاریک بتاباند و در جستجوی ابزارهایی است تا نقشه‌اش را عملی سازند. خداوند به‌دنبال کسانی است که با او هم‌دل شده و منتظر وعدۀ او باشند. آه خداوندا، آن ابزارهای کار تو چه کسانی هستند؟ قرعه باید به اسم چه کسی بیافتد؟ چه سعادت بزرگی برای کسی که در نظر خدا پارسا و بی‌عیب باشد. بله، فرمان خداوند به فرشته‌اش جبرئیل صادر شد که پسری به‌دنیا می‌آید که راه خداوند را باز می‌کند. چه افتخاری برای خانواده‌ای که صاحب چنین فرزندی شوند. چه لطف بزرگی برای مادری که فرزندش راه را برای خداوند مهیا می‌سازد، و چه خوش است «ندای آن که در بیابان فریاد برمی‌آورد، "راه را برای خداوند آماده کنید! مسیر را هموار سازید! همۀ دره‌ها پر و همۀ کوه‌ها و تپه‌ها پست خواهند شد؛ راه‌های کج، راست و مسیرهای ناهموار، هموار خواهند گشت. آنگاه تمامی بشر نجات خدا را خواهند دید"» (اشعیا ۴۰:‏۳، ملاکی ۳:‏۱ و انجیل لوقا ۳:‏۴-‏‏‏‏۶).

«در زمان هیرودیس، پادشاه یهودیه، کاهنی می‌زیست، زکریا نام. او از کاهنان گروه ابیا بود. همسرش الیزابت نیز از تبار هارون کاهن بود. هر دو در نظر خدا پارسا بودند و مطابق همۀ احکام و فرایض خداوند بی‌عیب رفتار می‌کردند. اما ایشان را فرزندی نبود. زیرا الیزابت نازا بود و هر دو سالخورده بودند» (لوقا ۱:‏۵-‏‏‏‏۷).

پس خداوند به‌یاد دعاهای آن‌ها افتاد و به فرشته خود فرمان ‌داد که این خبر خوش را به زکریا بدهد که «همسرت الیزابت برای تو پسری خواهد زایید که باید نامش را یحیی بگذاری ... حتی از شکم مادر، پر از روح‌القدس خواهد بود».

فرزندی برای الیزابت

چه معجزۀ بزرگ، هیجان‌انگیز و با شکوهی برای چنین زن سالخورده‌ای، کسی که تمام ایام جوانی خود را در حسرت چنین رؤیایی سپری کرده بود! آرزویی که سال‌ها آن را به‌دست فراموشی سپرده بود، به حقیقت می‌پیوندد. ولی چرا الیزابتِ سالخورده و نازا؟ آیا زن جوان دیگری نیست که شایسته داشتن چنین فرزندی باشد که خود خداوند دربارۀ او می‌گوید: «آری، به شما می‌گویم کسی که از پیامبر نیز برتر است. او همان است که درباره‌اش نوشته شده: "اینک رسول خود را پیشاپیش تو می‌فرستم که راهت را پیش پایت هموار خواهد کرد". به شما می‌گویم که کسی بزرگ‌تر از یحیی از ماده زاده نشده است؛ اما کوچک‌ترین در پادشاهی خدا، از او بزرگ‌تر است» (انجیل لوقا ۷:‏‏‏‏۲۶‏-‏‏‏‏۲۸).

نسب الیزابت

الیزابت از خاندان هارون کاهن بود. نام او به‌معنای "خداوند که اقبال نیکوی من است" و هم "اعتماد در خدا" می‌باشد. نام شوهرش نیز زکریا به معنی "یهوه به یاد من می‌باشد" است و او از خاندان ابیای کاهن بود. پس وقتی این اسامی را کنار هم می‌گذاریم می‌توانیم چنین خلاصه کنیم که "خداوند کسانی را که به او اعتماد می‌کنند به‌یاد می‌آورد".

در خانوادۀ الیزابت داشتن فرزندان و نسل آینده خیلی مهم بود چون نه تنها باعث شادی یک خانواده می‌شد بلکه ارث و نام آن‌ها را نیز نگه می‌داشت. مقام یک زن در آن زمان بستگی به تعداد فرزندانش داشت. ولی الیزابت از همۀ آن‌ها محروم شده بود. او دوران جوانی خود را با احساس خواری و خفت پشت سر گذاشته بود و خود را مسبب ننگ شوهرش می‌دانست. شاید بارها از خود و از خدای خود علت این مشکل را پرسیده بود و یا فکر می‌کرد که خداوند به او توجهی ندارد. دیگر الیزابت پیر و سالخورده شده بود و آرزوی داشتن فرزند را به‌دست فراموشی سپرده بود. ولی او هیچ وقت امید به وعده‌های خداوند را فراموش نکرد. الیزابت شریعت خداوند را مو به مو انجام می‌داد و پا به پای شوهرش خداوند را در روح خدمت می‌کرد. و با خداوند رابطۀ شخصی داشت و در کتاب‌مقدس می‌خوانیم که هر دوی آن‌ها در نظر خداوند درستکار بودند.

او از تمام وعده‌های خداوند باخبر بود. وعده‌هایی که خداوند به قوم یهود داده بود؛ وی مشتاقانه منتظر آن‌ها بود. ایمان و اعتماد او به خداوند به او قوت و قدرت می‌بخشید. ننگ بی‌فرزندی و خفت و خاری او تبدیل به شادی و امید می‌شد. چنانکه در کلام آمده «اما آنانی که منتظر خداوند می‌باشند قوت تازه خواهند یافت و مثل عقاب پرواز خواهند کرد، خواهند دوید و خسته نخواهند شد، خواهند خرامید و درمانده نخواهند شد» (اشعیا ۴۰:‏۳۱). امید الیزابت به وعده‌های خدا باعث تشویق شوهرش در کار خدمت شده بود و به همین دلیل با وجود کهولت سن هنوز مشغول خدمت بود. شاید او هر روز شوهرش را به وعده‌های خداوند امیدوار می‌کرد و به او قوت می‌بخشید که به کار خدمت خود ادامه دهد.

پس قرعه به‌نام زکریا افتاد و زکریا برای سوزاندن بخور وارد قدس خداوند شد. چه روز پرجلال و پرشکوهی که فرشتۀ خداوند به وی ظاهر شد و بدو گفت: «ای زکریا، مترس! دعای تو مستجاب شده است» (انجیل لوقا ۱:‏۱۳). ولی گویا زکریا دعای خود را فراموش کرده بود و با ناباوری به سخنان فرشته گوش می‌کرد (انجیل لوقا ۱:‏۱۸-‏‏‏‏۲۰). زکریا به‌خاطر ناباوری‌اش گنگ شد. او مطمئناً با خود فکر می‌کرد که «آه خداوند، حالا چطور این خبر خوش را به الیزابت بدهم». شاید همان روز زکریا با تشویق الیزابت و امید به وعده‌های خداوند از خانه به اورشلیم آمده بود. ولی حالا به‌خاطر شک و تردید تنبیه و در نتیجه لال شده بود و افکار و احساسات خود را از طریق نوشتن بیان می‌کرد.

«چندی بعد، همسرش الیزابت آبستن شد و پنج ماه خانه‌نشینی اختیار کرد» (انجیل لوقا ۱:‏۲۴). ایمان الیزابت آنقدر زیاد بود که با اینکه پیغام خداوند را نمی‌توانست از زبان شوهرش بشنود ولی شخصاً قادر به تشخیص صدای خدا بود.

کم‌کم با تغییراتی که به‌علت حاملگی در ظاهر الیزابت ایجاد شده بود او خود را از جماعت دور نگه می‌داشت و بیشتر وقتش را در خانه و در حضور خدا می‌گذراند. به تمام وعده‌های خداوند یکی بعد از دیگری می‌اندیشید و یقین داشت که زمان فرا رسیدن وعده خدا برای نجات قوم خود فرا رسیده و بر طبق اشعیا ۷:‏۱۴ با اشتیاق منتظر آن بود. او آنقدر محو محبت شیرین خدا بود که می‌خواست با تمام وجود از آن بهره بگیرد.

گرچه در طی سال‌ها ایمان او مورد آزمایش قرار گرفته بود ولی این باعث فروتنی او در مقابل دوستان و اقوام و بخصوص شوهر خود شده بود. و حال این افتخار شامل حال او شده بود که مادر پسری باشد که تحقق وعدۀ خداوند است.

ملاقات مریم با الیزابت

بار دیگر خداوند فرشته خود، جبرئیل را نزد دختر جوانی مریم نام فرستاد (انجیل لوقا ۱:‏۳۰-‏‏‏‏۳۶). نوید فرشته به مریم که، روح‌القدس بر تو خواهد آمد، موضوع قابل درکی نبود ولی خبر بارداری الیزابت که از خویشان تو است به مریم قوت قلب داد. ترس تمام وجود او را گرفته بود و نمی‌دانست که چطور این امر را به نامزد و خانواده خود خبر دهد. تنها امیدش الیزابت بود که از او کمک بگیرد. به همین دلیل بی‌درنگ به دیدن الیزابت ‌رفت. گرچه الیزابت از حاملگی مریم خبر نداشت اما قبل از اینکه کلمه‌ای از دهان مریم خارج شود خداوند از طریق روح‌القدس برای الیزابت مکشوف کرده بود که در رحم مریم فرزندی است که منجی بشر خواهد بود. برای الیزابت افتخاری بود که صدای مادر خداوندش عمانوئیل و مسیح موعود را می‌شنید. و در نتیجه از شنیدن سلام مریم، دلش از شادی خداوند پر شد و طفل به جست و خیز درآمد. شاید این جست و خیزِ طفل را بارها در مدت بارداری تجربه کرده بود ولی این بار همراه با پری روح‌القدس بود (انجیل لوقا ۱‏:۴۱). چه فروتنی بیش از حدی که الیزابت سالخورده، مریم جوان را مورد ستایش قرار می‌دهد و مریم را مادر خداوند من و متبارک در میان زنان خطاب می‌کند و با شادی تمام فریاد می‌زند که خوشابه‌حال آن که ایمان آورد (انجیل لوقا ۱:‏۴۵). الیزابت با انجام این کار باعث تشویق مریم شد و این یقین در مریم به‌وجود آمد که آنچه از جانب خداوند به او گفته شده است به انجام خواهد رسید. در تمام مدت اقامت مریم در آنجا، الیزابت به گرمی از او پذیرایی کرد. الیزابت حتی لحظه‌ای هم به فکر منفعت خود نبود. اویی که در تمام عمر خدا را خدمت کرده بود و درِ خانه‌اش به‌روی همه باز بود حتی در موقع بارداری در سن سالخوردگی نیز از هیچ چیز برای خداوند دریغ نمی‌کرد.

پس مریم سه ماه در خانه الیزابت ماند. در حقیقت الیزابت برای این دختر جوان نقش یک مادربزرگ را ایفا می‌کرد. در تمام این مدت الیزابت با محبت از او نگهداری می‌کرد و با سخن‌های تشویق‌آمیز به این مادر جوان قوت قلب می‌داد و از همه تجربیات خود او را آگاه می‌کرد و همۀ وعده‌های خداوند به قوم یهود را به او یادآوری می‌شد. پس مریم دیگر از هیچ کس ترس و واهمه‌ای نداشت چون یقین داشت که این وعدۀ خداوند است و با قدرت و جرأت روح‌القدس و حمد و سرود برای خداوند، به خانه خود بازگشت.

تولد یحیی فرا رسید

چه لحظه شیرینی بود هنگامی که الیزابت بعد از سال‌ها انتظار، اولین فرزند خود را در آغوش می‌گرفت! طبق مراسم یهود در روز هشتم همۀ اقوام، دوستان و بزرگان برای آیین ختنه نوزاد آمدند و همه می‌خواستند برای نام‌گذاری مداخله کنند و نام پدر را طبق سنت بر روی نوزاد تازه متولد شده بگذارند. ولی الیزابت که همیشه فرمان خدا را به‌دقت انجام ‌داده بود با جرأت و احترام اعلام کرد که چه نامی برای او انتخاب کنند و زکریا نام یحیی که به‌معنای خداوند بخشنده و رئوف است را بر روی کاغذ نوشت. در این موقع چنانکه جبرئیل به زکریا گفته بود زبان او باز شد و شروع به شکرگزاری و حمد خداوند کرد.

برای الیزابت آن ننگ بی‌فرزندی و نگاه‌های خصمانه اقوام و طرد شدن از مردم به پایان رسیده بود (انجیل لوقا ۱:‏۴۷-‏‏‏‏۴۸). حالا تمام شهر از او سخن می‌گفتند (انجیل لوقا ۱:‏۵۵) و خداوند را به‌خاطر رحمتش برای الیزابت شکر می‌کردند. او نیز با قدرت و جرأت در بین مردم از کارهای خداوند صحبت می‌کرد و لطف و رحمت خداوند را برای همه اخبار می‌کرد (انجیل لوقا ۱:‏۲۵).

در شخصیت الیزابت صفت‌های زیادی دیده می‌شد. فروتنی، شکسته‌نفسی و مهمان‌نوازی او همیشه به چشم می‌خورد. الیزابت همواره مردم را به وعده‌های خداوند آگاه می‌کرد و خود مشتاقانه منتظر مسیح موعود بود. چه سعادتی برای زنی که خداوند او را برای کارهای عظیم خود استفاده می‌کند!