۱۳۹۳ آبان ۴, یکشنبه

ترس خداوند چیست؟

مقدسان خداوند از او بترسید زیرا که ترسندگان او را هیچ کمی نیست مزمور 9: 34
حقیقتا ترس خداوند چیست؟ درکلام خدا آیات بسیار زیاد و زیبایی از ترس خداوند هست بعضی از آنها به شرح زیر هستند:
اشعیا 6: 33 و به ملت ثبات خواهد بخشید. او همیشه قوم خود را حفظ و به آنها حکمت و دانش عطا می کند. ترس و حرمت خداوند بزرگترین گنجینه آنها خواهد بود.
ایوب 28:28 آنگاه به بشر گفت: «به یقین بدانید که ترس از خداوند، حکمت واقعی و پرهیزکردن از شرارت، دانش حقیقی است"
مزامیر 23: 22 ای خادمان خداوند، او را ستایش نمایید، ای فرزندان یعقوب، او را گرامی بدارید، ای بنی اسرائیل، او را پرستش نمایید
امثال 8: 13 احترام به خداوند یعنی نفرت کردن از بدی. من از غرور و تکبر، از راههای بد و زبان دروغگو نفرت دارم
آیات زیادی درباره ترس خداوند در کلام زیبایش هست و باتوجه به آنها می شود ترس خداوند را اینطور معنی کرد:
ترس خداونداحترام وتکریمی عمیق و پایداراست برخداوند و هرچیزی که او آنهارا مقدس می داند.
ترس خداوند قراردادن خداوند در بالاترین جایگاه درزندگیتان و احترام او به عنوان خدای سرمدی.
ترس خداوند یعنی اینکه از صمیم قلب اورا شکر کنید که نعمت بودن در حضور او و دانستن حقایق کلام او برخوردارهستید
ترس خداوندعبادت خداوند با قلبی سرشار از محبت است.
ترس خداوند احترام به چیزهایی است که او محترم می دارد و دوست داشتن آنچه او دوست دارد و تنفر از آنچه او متنفر می باشد.
ترس خداوند یعنی اینکه تا ابددرآرزوی خشنود ساختن اوباشیم.
ترس خداوند یعنی اینکه اراده خود را کاملا تسلیم اراده وی کنیم.
برای داشتن ترس خدا در دلهاتون دعا کنید زیرا کلام خدا می فرماید ترس خداوند آغاز حکمت است و در امثال 3: 24 میفرماید: خانه بر اساس حکمت و عقل آباد می گردد، لذا برای داشتن خانه ای محکم و بنایی پایدار در خداوند و زندگی روحانی خود لازم است بنیاد این خانه را برترس خدا استوارسازیم. از خدا بخواهید این ترس را به شما بیاموزد و برای آن دعا کنید تا همیشه در دلهای شما باشد. آمین -.

مزمور

من نشستن و برخاستن تو را می دانم (مزمور 2:139)

من از همه راهها و روشهای تو باخبر هستم (مزمور 3:139)

حتی موهای سرت را شمرده ام (متی 31-29:10)

چرا که من تو را شبيه خودم آفريده ام (پيدايش 27:1)

زندگی، حرکت و هستی تو از من است (اعمال 28:17 )

چون فرزند من هستی! (اعمال 28:17)

قبل از اينکه در رَحِمِ مادرت شکل بگيری تو را مي شناختم (ارميا 5-4:1)

زيرا نقشه عالی من از همان ابتدا، برگزيدن تو بود (افسسيان 12-11:1 )

پيش از اينکه روزهای زندگی ات آغاز شود همه آنها را در دفتر خود ثبت کرده ام (مزمور 139 : 15- 16)

محل و لحظه تولدت را من مقرر کرده بودم (اعمال 26:17)

من تو را بطور شگفت انگيزی آفريده ام (مزمور 14:139)

من تو را در رَحِمِ مادرت نقش بستم (مزمور 13:139)

پيش از آنکه به دنيا بيائی من خدای تو بودم (مزمور 6:71)

آنهائی که مرا نمي شناسند مرا اشتباه معرفی می کنند. (يوحنا 8 : 41- 44)

من خشمگين و دور از مردم نيستم، بلکه منشأ محبت هستم. (اول يوحنا 16:4)

و آرزوی من اين است که محبت خود را به تو نشان دهم. (اول يوحنا 1:3)

به همين دليل ساده که تو فرزند من و من پدر تو هستم (اول يوحنا 1:3)

می خواهم چيزهای بيشتر و بهتری از آنچه پدر جسمانی ات به تو می دهد، به تو بدهم (متی 11:7)

چونکه من پدری کامل هستم. (متی 48:5)

هر هديه ای که گرفته ای از دستان من گرفته ای (يعقوب 17:1)

چون من محافظ تو هستم و احتياجات تو را می دانم. (متی 33-31:6 )

نقشه من هميشه اين بوده است که آينده پُر اميد و خوبی به تو ببخشم. (ارميا 11:29)

چون با محبت ازلی تو را دوست می دارم (ارميا 3:31)

من به اندازه شن های دريا، در باره تو فکر ميکنم (مزمور 18-17:139)

وجود تو مايع شادی و خوشحالی من است. (صفنيا 17:3)

و ديگر هرگز احسان و برکت خود را از تو دريغ نخواهم نمود. (ارميا 40:32)

تو گَنج خاص من هستی (خروج 5:19)

و آرزوی من اين است که با تمامی دل و جان تو را در قلب خود جای دهم. (ارميا 41:33)

می خواهم چيزهای عظيم و مخفی که آنها را ندانسته ای بر تو آشکار سازم. (ارميا 3:33)

اگر با تمامی دل و جان مرا بطلبی مرا خواهی يافت. (تثنيه 29:4)

پس با من خوش باش و من آرزوی دل تو را به تو خواهم داد. (مزمور 4:37)

زيرا من اين ميل و رغبت را در تو ايجاد کرده ام. (فيليپيان 13:9)

من قادرم که کارهای بسيار فراتر از افکار، خواست و اميد تو انجام دهم. (افسسيان 20:3)

چون من تسلی و اميد را به تو می بخشم. (دو.م تسالونيکی 17-16:2)

و من آن پدر هستم که در مصيبتها ترا تسلی می دهم. ( دوم قرنتيان 4-3:1)

وقتی دل شکسته ای من نزديک تو هستم. (مزمور 18:34)

همچون شبانی که بره را در آغوش ميگيرد ، من هم تو را در آغوش ميگيرم (اشعيا 11:40)

و يک روزی همه اشکهای تو را پاک خواهم کرد (مکاشفه 4-3:21)

و هر دردی را که در اين دنيا متحمل شدی از تو برخواهم داشت. (مکاشفه 4-3:21)

من پدر تو هستم و تو را آنچنان دوست می دارم که پسرم عيسی را دوست دارم. (يوحنا 23:17)

و محبت من نسبت به تو در عيسی مسيح آشکار شده است. (يوحنا 26:17)

چون عيسی منعکس کننده جلال من و مظهر دقيق ذات و وجود من است. (عبرانيان 3:1)

او آمد تا به تو ثابت کند ، من با تو هستم نه برضٌد تو (روميان 31:8)

و به تو بگويد که من گناهانت را به حساب نمی آورم (بخشيدم) ( دوم قرنتيان 19-18:5)

عيسی مسيح مُرد تا من و تو را باهم آشتی دهد. ( دوم قرنتيان 19-18:5)

مرگ او تنها راهی برای نشان دادن محبتم نسبت به تو بود. ( او.ل يوحنا 10:4)

به خاطر بدست آوردن تو من از تمام چيزهايی که دوست داشتم گذشتم. (روميان 32-31:8)

اگر هديه پسرم عيسی را بپذيری ، مرا پذيرفته ای (اول يوحنا 23:2)

و ديگر هيچ چيز نمی تواند تو را از محبت من جدا کند (روميان 39-38:8)

به خانه برگرد و من بزرگترين مهمانی را که تا بحال آسمان بخود ديده است را برای تو ترتيب خواهم داد. (لوقا 7:15)
من هميشه پدر تو بوده ام و خواهم ماند (افسسيان 15-14:3)

و اما سؤال من امروز از تو اين است که آيا می خواهی فرزندم باشی؟ (يوحنا 13-12:1)

من منتظر تو هستم. (لوقا 32-11:15)
دوستدار تو
پدرت،
خدای قادر مطلق

کتاب مقدس درمورد حکم اعدام و یا محکوم شدن به مرگ چه می گوید؟


جواب: قانون عهد عتیق در مورد بعضی از اعمال فرمان به حکم اعدام می دهد: مثل قتل (خروج 21: 12)، آدم دزدی (خروج 21: 16)، حیوان صفتی (خروج 22: 19)، زنا (لاویان 20: 10 )، هم جنس بازی (لاویان 20: 13)، نبی کاذب بودن (تثنیه 13: 5)، خودفروشی و تجاوز (تثنیه 22: 4)، و جنایات بسیار دیگر. اما در عین حال، خدا حتی در این موارد هم اغلب فیض و رحمت خود را نشان می دهد. داوود زنا و قتل کرد، اما خدا جان او را نگرفت (2 سموئیل 11: 14-17 1-5و، 2 سموئیل 12: 13). در نهایت، هر گناهی که ما انجام می دهیم به مرگ می انجامد چون مزد گناه موت است (رومیان 6: 23) اما خدا را شکر، خدا محبتش را به ما با محکوم نکردن ما نشان می دهد (رومیان 5: 8).

وقتی فریسیان زنی را که در حال عمل زنا گرفته شده بود پیش عیسی آوردند و از او پرسیدند که آیا او باید سنگسار شود یا نه، عیسی گفت، "هر که از شما گناه ندارد اول بر او سنگ اندازد" (یوحنا 8: 7) . این نباید اینطور برداشت شود که عیسی حکم اعدام را در همة موارد رد می کند. در اینجا عیسی فقط دورویی فریسیان را بر ملا می نماید. فریسیان می خواستند عیسی را با شکستن قانون عهد عتیق به تله بیندازند. آنها واقعا به سنگسار شدن آن زن اهمیتی نمی دادند (مردی که با این زن در حال زنا گرفته شده بود کجا بود؟) خدا کسیست که خود پایة حکم اعدام را گذاشت. "هر که خون انسان ریزد خون وی بدست انسان ریخته شود زیرا خدا انسانرا بصورت خود ساخت" (پیدایش 9: 6). عیسی حکم اعدام را در مواردی تایید می کند. اما در ضمن در مورد حکم اعدام فیض خود را هم نشان می دهد (یوحنا 8: 1-11). پولس رسول قدرت حکومت را در مورد حکم اعدام در موارد ضروری قبول داشت (رومیان 13: 1-7).

یک مسیحی حکم اعدام را باید چگونه ببیند؟ اول اینکه، ما باید بیاد داشته باشیم که خدا در کلامش حکم اعدام را قرار داده است، بنابراین گستاخی است که فکر کنیم ما می توانیم معیار بالاتری از خدا داشته باشیم. معیار خدا از معیار همة موجودات بالاتر است. او کامل است. معیار او هم در مورد ما و هم در مورد خودش صادق می باشد. بهر حال، او ما را بینهایت دوست دارد و رحمش بینهایت است. در ضمن خشم او هم بینهایت است، اما همة اینها در او در تعادلی کامل هستند.

دوم اینکه، ما باید توجه داشته باشیم که خدا به حکومت قدرت تصمیم گیری داده است که چه وقت حکم اعدام صادر کند (پیدایش 9: 6، رومیان 13: 1-7). این برخلاف کتاب مقدس است که بگوییم خدا در هر موردی بر علیه حکم اعدام است. مسیحیان هیچوقت نباید از اینکه کسی اعدام می شود خوشحال شوند، اما در عین حال، آنها نباید بر علیه این حق دولت برای اعدام عاملین جنایات سهمگین بجنگند.

کتاب مقدس دربارة جنگ چه می گوید؟



جواب: خیلی از مردم این اشتباه را می کنند که آنچه در کتاب خروج 20: 13 گفته شده است یعنی "قتل مکن" را به جنگ ربط می دهند. در حالیکه معنی کلمة عبری آن قتل عمدیست که از قبل در مورد آن فکر شده و برای آن با شرارت نقشه کشیده شده است. خدا به اسرائیلیان اغلب دستور می داد که با اقوام دیگر جنگ کنند (1 سموئیل 15: 3، یوشع 4: 13). خدا برای چندین جرم حکم مرگ را داد (خروج 21: 12 و 15، 22: 19، لاویان 20: 11). بنابراین، خدا بر علیه کشتن در هر صورتی و به هر قیمتی نیست، اما بر علیه قتل هست. جنگ هیچوقت چیز خوبی نیست، اما گاهی لازم است. در دنیایی که پر از مردم گناهکار است (رومیان 3: 10-18)، احتمال جنگ بسیار زیاد است. گاهی تنها راهی که می توان مردم گناهکار را از صدمه به دیگران بازداشت جنگیدن با آنهاست.

در عهد عتیق، خدا به اسرائیلیان فرمان داد "انتقام بنی اسرائیل را از مدیانیان بگیر." (اعداد 31: 2). تثنیه 20: 16- 17 می گوید "اما از شهرهای این امتهائیکه یهوه خدایت ترا بملکیت می دهد هیچ ذی نفس را زنده مگذار، بلکه ایشانرا یعنی حتیان و اموریان و کنعانیان و فرزیان و حویان و یبوسیان را چنانکه یهوه خدایت ترا امر فرموده است بالکل هلاک ساز. "بعلاوه 1 سموئیل 15: 18 می گوید، ". و خداوند ترا به راهی فرستاده گفت این عمالقه گناهکار را بالکل هلاک ساز و با ایشان جنگ کن تا نابود شوند" مشخصا خدا بر خلاف جنگیدن نیست. عیسی همیشه در توافق کامل با پدر بود (یوحنا 10: 30)، پس ما نمی توانیم بگوییم که جنگ فقط مربوط به عهد عتیق بوده است. خدا عوض نمی شود (ملاکی 3: 6، یعقوب 1: 17).

بازگشت ثانوی عیسی مسیح بسیار خشن خواهد بود. مکاشفه 19: 11-21 دربارة جنگ نهایی با مسیح صحبت می کند که سردار پیروز جنگ است و او داور عادلیست که با عدالت می جنگد (ایة 11) در این جنگ خونریزی زیادی خواهد بود (آیة 13). پرندگان گوشت کسانی را که بر علیه او هستند خواهند خورد (آیة 17-18). او به دشمنانش رحم نخواهد کرد و بر آنها غلبة کامل یافته آنها را به دریاچة آتش خواهد انداخت (آیة 20).

آیا اشتباه است که بگوییم خدا هیچوقت جنگ را حمایت نمی کند؟ عیسی شخص تو سری خوری نبود. در دنیایی که پر از مردم شریر است، گاهی جنگیدن لازم است تا از شرارت بزرگتر جلوگیری شود. اگر هیتلر در جنگ جهانی دوم شکست نخورده بود، چند میلیون آدم بیشتر می کشت؟ اگر جنگ داخلی آمریکا اتفاق نیفتاده بود، چقدر بیشتر سیاه پوستان در آمریکا مجبور به زجر کشیدن بودند؟

جنگ چیز بدیست و بعضی جنگها از جنگهای دیگر بدتر است، اما بهر حال همیشه جنگ نتیجة گناه است (رومیان 3: 10-18). در عین حال، جامعه 3: 8 می گوید، ".. وقتی است برای محبت و وقتی برای نفرت وقتی برای جنگ و وقتی برای صلح" در این دنیای پر از گناه، نفرت، و شرارت (رومیان 3: 10-18)، جنگ بدیهی بنظر می آید. مسیحیان نباید جنگجو باشند، اما درضمن نباید هم بر ضد تصمیم حکومتیکه خدا در راس کشور و بالای سر آنها قرار داده باشند (رومیان 13: 1-4، 1 پطرس 2: 17). مهمترین چیزی که ما می توانیم در جنگ انجام دهیم این است که برای داشتن حکمت خدایی در رهبرانمان دعا کنیم، همینطور برای سلامتی سربازان، برای حل سریع اختلافات و برای اینکه تلفات غیر نظامیان دوطرف به حداقل ممکن باشد (فیلیپیان 4: 6-7)

۱۳۹۳ آبان ۲, جمعه

مزامیر باب ۱۰۳

مزامیر باب ۱۰۳

۱۲ به‌ اندازه‌ای‌ كه‌ مشرق‌ از مغرب‌ دور است‌، به‌ همان‌ اندازه‌ گناهان‌ ما را از ما دور كرده‌ است‌.

تنها من خداوند خدای شما هستم

تنها من خداوند خدای شما هستم . و شما که قوم من هستید دیگر هرگز شرمسار نخواهید شد. بعد از آن روح خود را بر همه مردم خواهم ریخت . پسران و دختران شما نبوت خواهند کرد.پیران شما خوابها و جوانان رویا ها خواهند دید . در آن روزها بر غلامان و کنیزان...ادامه ...

شاهدین یهوه چه کسانی هستند و به چه ایمان دارند؟



جواب: گروهی که امروزه بنام شاهدین یهوه گفته می شوند در سال 1870 در پنسیلوانیا بشکل یک جلسة مطالعة کتاب مقدس شروع کردند که آنرا چارلز تی راسل شروع کرد. راسل گروهش را "مطالعة کتاب مقدس پایان سلطنت هزارساله" نام گذاشت که تا مرگش شش جلد شد و شامل بیشتر اعتقادات شاهدین یهوه امروزه است. بعد از مرگ راسل در 1916 قاضی جی اف راترفورد که دوست راسل و جانشین او بود هفتمین و آخرین جلد از سری "پایان سلطنت هزار ساله" یعنی "سر تمام شده" را در سال 1917 نوشت. جامعة کتاب مقدس و نشریات فانوس دریایی در سال 1886 ایجاد شده، خیلی سریع وسیله ای برای پخش دید این حرکت "پایان سلطنت هزار ساله" به دیگران شد. گروه به "راسلی ها" معروف شدند تا 1931 وقتیکه در سازمانشان نفاق افتاد و اسم آنرا "شاهدین یهوه" گذاشتند. گروهی که جدا شدند اسم خود را "شاگردان کتاب مقدس" گذاشتند.

شاهدین یهوه به چه ایمان دارند؟ وقتی به اصول ایمان آنها مثل الهیت مسیح، نجات، تثلیث، روح القدس، و فدیة گناه از نزدیک نگاه می کنیم، می بینیم که آنها قطعا در اینموارد مثل مسیحیان اولیه فکر نمی کنند. شاهدین یهوه اعتقاد دارند که عیسی مسیح همان میکائیل فرشتة است همان فرشته ای که بالاترین موجودیست که خلق شده است. این با خیلی از قسمتهای کتاب مقدس منافقت دارد که واضحا می گوید عیسی خداوند است (یوحنا 1: 1، 14، 8: 58، 10: 30). شاهدین یهوه اعتقاد دارند که نجات بوسیلة مجموع ایمان، اعمال، و اطاعت بدست می آید. این هم مخالف بسیاری از قسمتهای کتاب مقدس است که می گوید نجات بوسیلة فیض از طریق ایمان بدست می آید (یوحنا 3: 16، افسسیان 2: 8-9، تیطس 3: 5). شاهدین یهوه تثلیث را رد می کنند و اعتقاد دارند عیسی مخلوق خدا و روح القدس قدرت خداست. شاهدین یهوه پرداخت جریمة انسان بوسیلة عیسی مسیح را رد می کند و بجای آن مرگ عیسی را پرداخت گرو گناه آدم می دانند.

شاهدین یهوه چطور این اصولی را که غیر کتاب مقدسی هستند توجیه می کنند؟ اول اینکه آنها ادعا می کنند که کلیسا کتاب مقدس را در طی سالها دست خورده کرده است. بنابراین آنها خودشان کتاب مقدس را دوباره ترجمه کرده آنرا ترجمة دنیای جدید نامیدند. جامعة کتاب مقدس و انتشارات ناقوس دریایی بجای اینکه اساس تعالیم خود را بر روی تعالیم کتاب مقدس بگذارند، کتاب مقدس را تغییر دادند تا با تعالیم اشتباهشان تطبیق کند. با گذشت زمان شاهدین یهوه آیات بیشتر و بیشتری کشف می کردند که مغایر با تعالیمشان بود، بنابراین ترجمة دنیای جدید مکررا ویرایش و تجدید چاپ میشد.

اصول اعتقاد وایمان ناقوس دریایی بر روی پایة اولیه و بسط تعالیم چارلز تی راسل، قاضی جوزف فرنکلین راترفورد، و جانشینانشان قرار دارد. گروه اداره کنندة جامعة کتاب مقدس و انتشارات ناقوس دریایی تنها کسانی هستند که در این مذهب کاذب قدرت تفسیر کتاب مقدس را دارند. بعبارت دیگر، آنچه این گروه در مورد هر قسمت کلام خدا بگویند، حرف آخر بحساب می آید و اکیدا تشویق می کنند که کسی خودش کلام را تعبیر و تفسیر نکند.این کاملا برخلاف حرف پولس رسول به تیموتاووس (و به ما) است که می گوید ............ این هشدار در 2 تیموتاووس 2: 15 یک راهنمایی واضح از طرف خداست به همة فرزندانش است که مانند مسیحیان بیریه باشند که کتاب مقدس را هر روزه تفتیش می کردند تا ببینند آنچه به آنها یاد داده می شد مطابق کلام خدا هست یا نه.

احتمالا گروه مذهبیی وجود ندارد که در پخش اعتقادشان متعهد تر از شاهدین یهوه باشد. متاسفانه پیغام آنها پر از فریب و اشتباه و تعالیم غلط است. خدا چشمان شاهدین یهوه را باز کند تا حقیقت انجیل و تعالیم صحیح کلام خدا را ببینند.