۱۳۹۳ بهمن ۲۳, پنجشنبه
لوقا
اگر کار نیکی انجام میدهیم. باید در خفا انجام دهیم. نباید به دیگران بگوییم؛ حتی به خود نیز نباید آنها را بازگو کنیم! نباید بگذاریم که دست چپ از آنچه دست راست ما میکند مطلع شود (آیۀ ۳). این یک تمثیل است. دست چپ میبیند که دست راست صدقه میدهد یا به نیازمند کمکهای دیگری میکند. دست چپ میگوید: «به، چه انسان خوبی هستم. ببین چقدر صدقه دادم.» دست چپ معرف تکبر ما و نیز طبیعت خودخواهانۀ ما است. دست چپ میگوید: «لزومی ندارد که اینقدر صدقه بدهی؛ اگر میخواهی مردم تو را آدم مقدس و نیکووکاری بدانند، کم هم بدهی کافی است.» دست چپ همواره آنچه را که دست راست ما (بخش روحانی ما) باید انجام دهد، محاسبه میکند. نگذارید که چنین باشد. اجازه دهید که بدون محاسبه، آزادانه و به خاطر خدا بدهیم. درست همانگونه که خدا بدون محاسبه به ما داده است؛ بگذارید که ما نیز بدون حسابگری به دیگران بدهیم. خدا آنچه را که از صمیم قلب میدهیم به حساب میآورد و برطبق آن به ما پااداش میدهد (لوقا ۱۴: ۱۳-۱۴،کولسیان ۳: ۲۳-۲۴).
دعا (۶: ۵-۱۵)
دعا (۶: ۵-۱۵)
مفهوم رنگ ها در کتاب مقدس
در یک مجموعه انتزاعی یا آبستره، سبکی که عزیمتی است از هنر واقع نما و فیگوراتیو به جهانی تصویری که در آن هیچ گونه صورت یا شکل طبیعی جهان واقع دیده نمی شود، بلکه هنرمند تمامی عناصر بصری همچون نقطه، خط، سطح، فرم، بافت، رنگ...و فرم های تمثیلی را در جهت بیان دنیای ذهن و مفاهیم خویش به کار می گیرد. وی تلاش کرده طبیعت و دنیای واقع را فقط در جهت الهامی برای ساختن دنیای تصویری اش که مبتنی است بر استفاده از عناصر ناب بصری بکار گیرد. درین هنر عناصر بصری هستند که بار اتنقال مفهوم و دنیای ذهنی هنرمند را بدوش می کشند بدون هیچ بازنمایی عینی از دنیای واقع.
درین مجموعه انتزاعی نیز، عناصر بصری، خطوط و فرم های ایستا و پایدار، بویژه رنگ ها-رنگ های مقدس ذکر شده در انجیل، رسالت انتقال بسیاری از مفاهیم، باورها و اعتقادات دنیای مسیحیت، خداوند، عیسی مسیح و روح القدس را، برای نقاش دارند.دنیایی که برای وی سرشار از تقدس و جاودانگی ایست که پدر از طریق خون پسر به فرزندان هدیه کرد و عدالت و سلامت و خوشی روح القدس را به ارمغان آورد...
دنیای درون وی که تلاش دارد با استفاده از فرم و رنگ این مفاهیم را به مخاطب ارائه کند...خطوط و فرم های ایستایی که نشانه از پایداری در خون عیسی مسیح و عهدی جاودان در زیر صلیب اوست...رنگ ها، بویژه رنگ های مقدس که عنصر اصلی کلام بصری وی را تشکیل می دهند.
قرمز رنگ آتش و زندگی است. این رنگ نشانه خون یعنی اصل زندگی و عامل ضروری کفاره است و از طرفی اشاره دارد به قربانی شدن عیسی مسیح بر صلیب برای کفاره گناهان انسان درین آثار.(اشعیا ۲:۶۳ ).
رنگ زرد سمبول پیروزی خداوند، الوهیت، تقدس، پاکی، قدرت...(مزامیر ۱۳:۶۸) (مکاشفه ۱۸:۳)
آبی نشانه ملکوت خدا، آرامش ابدی و زندگی جاودانی است (حزقیال ۲۶:۱)
رنگ سبز، نشانه تازگی، قدرت و کامیابی، رشد و سلامتی، حیات تازه و...(مزامیر ۱۴:۹۲) (ایوب ۸:۳۹) (مکاشفه ۱۹:۲۱)
رنگ سبز، نشانه تازگی، قدرت و کامیابی، رشد و سلامتی، حیات تازه و...(مزامیر ۱۴:۹۲) (ایوب ۸:۳۹) (مکاشفه ۱۹:۲۱)
رنگ سفید سمبول پاکی، تقدس و عدالت، از نشانه های پاکی خداوند و عادل شدن به خون مسیح، رستگاری است، از نشانه های پیروزی و ظفر و رنگ نور و جلال و عظمت خداست...(مکاشفه ۱۴:۱ ،۱۷:۲ ، ۲:۶) ( متی ۲:۱۷ ) دانیال (۹:۷) (متی ۳:۲۸) ( یوحنا ۱۲:۲۰)
سیاه، نشانه شریر، ناامیدی، پریشانی و محنت و تاریکی و زندگی در گناه و شخصیت کهنه ...(مکاشفه ۱۲:۶) (زکریا ۲:۶ ) ( مکاشفه ۵:۶) (میکاه ۶:۳)
صورتی قرمز، حمایت پدر آسمانی از فرزندان...(اول پطرس ۵:۵) (متی ۳:۱۸)
صورتی قرمز، حمایت پدر آسمانی از فرزندان...(اول پطرس ۵:۵) (متی ۳:۱۸)
رنگ بنفش یعنی پادشاهی مسیح، قدرت، وراثت...(مکاشفه ۱۰:۵)
رنگین کمان سمبول عهد خدا...(مکاشفه ۳:۴ ) (پیدایش ۱۳:۹ )
رنگ نارنجی، قدرت، نیکی و لذت...
دنیای رنگ ها، زبان تصویر، دانش خلق بصری و در نهایت، لتی تصویری در قالب نقاشی ، همه و همه باوریست است که نقاش به تصویر می کشد...
عیسی مسیح تنها راه نجات و آزادی است...
فارسی خدا محبت است
در خیلی سال قبل خداوند بوسیله موسی احکامش را بیان نمود و امروز از آن احکام فقط ده فرمان برای همه شناخته شده است . این ده فرمان است که از میان احکام خداوند برای ما وجود دارد.
انسانها برای نگه داشتن ده فرمان نباید حتما مسیحی باشند بلکه این احکام در میان یهودیان و مسلمانان هم وجود دارد و همینطور آنها هم این ده فرمان را نگاه میدارند. این احکام فقط مخصوص ما نیست و نه فقط مخصوص مسیحیان.
این ده فرمان فقط میان کسانی نیست که معتقد به یک دین هستند بلکه برای آنهایی که پیرو هیچ دینی نیستند هم شناخته شده است.
این ده فرمان در کل اروپا در جریان است و به آن عمل میشود. میان مردم خیلی سخت میتوان پیدا کرد کسانی را که به این احکام اعتقاد نداشته باشند برای مثال قتل مکن ، زنا مکن ، به پدر و مادرت احترام بگذار و بقیه.
اگر همه این احکام را نگه میدارند و در زندگیشان جریان دارد و به آنها عمل میکنند پس برای چه به عیسی مسیح احتیاج داریم؟ این احکام که خیلی قبل از مسیح آمده اند.
برای چه مسیح آمد؟ و مهمتر اینکه برای چه کاری مسیح برای من آمد؟
ما در کتاب مقدس ده فرمان را خوانده ایم و همینطور درباره مسیح.
ما درباره مسیح خوانده ایم:
“زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانه خود را داد تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد. زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند بلکه فرستاد تا به واسطه او نجات یابند، هرکه به او ایمان دارد محکوم نمیشود”
“زیرا خداجهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانه خود را داد”
وقتی درباره محبت صحبت میکنیم درمی یابیم که محبت یک موضوع شخصی و فردی است.
یوحنا اشاره کرده به آمدن عیسی بعنوان محبت خدا که در عیسی این محبت شخصی و فردی معنا پیدا میکند.
احکام از جانب خدا آمدند و من میتوانم این احکام را در نزد خود نگه دارم بدون خدا و همچنین میتوانم این احکام را انجام دهم بدون فکر کردن به خدا.
عیسی مسیح هم از جانب خدا آمد ولی نمیتوان او را از خدا جدا دانست چون عیسی نشانه محبت خداست.
“زیرا خداوند جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانه خود را داد”
خداوند در این کلام میخواهد شخصی ،نزدیک و صمیمی شود.
شاید تو تا امروز زندگی خوبی داشته ای. تو هیچ قتلی انجام نداده ای، تو از همسرت طلاق نگرفته ای، تو به پدر و مادرت احترام گذاشته ای. من فکر میکنم که تو این را احساس کرده ای که یک نفر اعمال تو را همیشه مشاهده میکند و برای همین تو به اعمال خوب فکر میکنی . آن خداست.
او همیشه آنجا در سر راه تو وجود دارد که بعضی اوقات چیزهایی از او حس میکنی و میدانی که زندگی تو اتفاقی و تصادفی نیست.
آن روح یا سرنوشت یا فرشته نجات، همان نزدیکی و صمیمیت خداست که امروز در عیسی مسیح وجود دارد. او نمیخواهد برای تو فقط احکام باشد. در تمام زمانها و در تمام زندگی تو، خداوند تو را دوست داشته و میخواهد تو این محبت را بواسطه عیسی مسیح حس کنی.
“تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاویدان یابد”
این کلام نشان دهنده اثر محبت خداست که همانا حیات جاویدان است. این خیلی فوق العاده است. اما طبیعتی است که محبت خدا یک اثر بزرگ داشته باشد چون احکام خدا هم تاثیر خود را دارد. ما میتوانیم احکام خدا را از خدا جدا کنیم ولی محبت خدا جداشدنی نیست برای اینکه در آن حیات جاویدان است.
“تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نگردد بلکه حیات جاویدان یابد”
احکام خداوند بصورت ناخودآگاه انجام میشود و خداوند در تمام زندگی تو حس میشود که خیلی به تو محبت دارد. عیسی مسیح محبت خداوند است برای تو. میتوانی این محبت را بپذیری؟
اگر بتوانی ، آن برای تو حیات جاویدان به ثمر می آورد و تو هلاک نمیشوی.
“زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند”
شاید تو فکر میکنی که آن روح را که همیشه با توست میشناسی که اثرات زیاد آن را در سرنوشت و زندگی خود احساس میکنی. من این اثرات را در زندگی بصورت عینی حس کرده ام و من او را گاهی اوقات فرشته نجات مینامم.
اما وجدان من گاهی مسئله دار میشود.شاید تو قتلی انجام داده باشی ،شاید از همسرت طلاق گرفته باشی و شاید به پدر و مادرت احترام نگذاشته ای.
“زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند”
عیسی مسیح نیامد که سنگینی وجدان تو را بیشتر کند یا تو را محکوم کند، که این محکومیت در مرگ تو معنا پیدا میکند.
آن چیز که وجدان تو را دچار مشکل میکند به تو میگویم که احکام خداست نه محبت خدا. احکام خدا خوب است و برکت بهمراه دارد اما آنها تو را از محکومیت رهایی نمی دهند.
اگر تو بخواهی بسوی خدا بیایی به سمت عیسی بیا که محبت خدا در آنجاست.عیسی نیامده تا جهانیان را محکوم سازد بلکه نزد او با وجود گناهانت یک شانس برای تو وجود دارد برای آمدن بسوی خدا و با وجود وجدان مسئله دارت میتوانی به سوی خدا بیایی.
پس عیسی محبت خداست نه جلاد تو.
“زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند بلکه فرستاد تا بواسطه او نجات یابند.هرکه به او ایمان آورد محکوم نمیشود”
این کلام در مورد نجات میگوید که خدا نجات و رهایی است و نجات او بواسطه محبت او می آید. محبت او عیسی مسیح است. احکام خوب هستند اما نجات بخش نیستند.
هر چقدر انسان در زندگی به جلو حرکت کند و پیرتر شود بهتر درک میکند که احکام خیلی سخت هستند و وجدان تو در طی سالیان نمی تواند خوب بماند و در آخر همان احکام تو را محکوم می کند.
پس بیا بسوی عیسی مسیح که در آنجا حیات وجود دارد و هرکه به او ایمان آورد محکوم نگردد.
بنابر این دوباره تکرار میکنیم:
“زیرا خدا جهان را آنقدر محبت کرد که پسر یگانه خود را داد تا هرکه به او ایمان آورد هلاک نگردد، بلکه حیات جاویدان یابد. زیرا خدا پسر را به جهان نفرستاد تا جهانیان را محکوم کند بلکه فرستاد تا به واسطه او نجات یابند، هرکه به او ایمان دارد محکوم نمیشود”
۱۳۹۳ بهمن ۲۲, چهارشنبه
اول یوحنا 3:8-10
اول یوحنا 3:8-10
و هرکه در گناه به سر میبرد، فرزند شیطان است، زیرا شیطان از ابتدا گناهكار بوده است و پسر خدا به همین سبب ظاهر شد تا كار شیطان را نابود سازد. هرکه فرزند خداست نمیتواند در گناه زندگی کند، زیرا ذات الهی در اوست و نمیتواند در گناه به سر برد، زیرا خدا پدر اوست. فرق بین فرزندان خدا و فرزندان ابلیس در این است: هرکه نیكی نمیکند و یا برادر و خواهر خود را دوست نمیدارد، فرزند
خدا نیست.چگونه می توانیم خدا را شناخت؟
خدا خودش را از طریق عیسی مسیح و کتاب مقدس مشکوف می کند و هدف خدا ارتباط زنده و شخصی با ما است. ولی یک مانع جلوگیری می کرد از ارتباط با خدای پدرو آن گناه است چون ذات خدا با گناه بی گانه است. برای همین عیسی مسیح جسم گرفت وبر روی زمین آمد و به خاطر گناهان ما بی گناه برصلیب مصلوب شد و روز سوم از مردگان برخاست. در یوحنا باب ۱می گوید:در ازل کلمه بود وکلمه نزد خدا بود کلمه خود خدا بود .همه چیز به واسطه اوپدید امد و ازهر انچه پدید امد , هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت .در او حیات بود وآن حیات نور آدمیان بود .بله عیسی مسیح کفاره گناهان ما شد و ما به واسطه ی فیض او نجات یافته ایم.و می توانیم بدون هیچ واسطه و مانع با خدای پدر ارتباط داشته باشیم.(رومیان9:10 ) که اگر به زبان خود اعتراف کنی عیسی خداوند است ودر دل خود ایمان داشته باشی که خدا او رااز مردگان برخیزانید نجات خواهی یافت.
مسیح تجلی قابل روئیت خداست.یوحنا6:14َـ10 عیسی به او گفت « من راه و راستی وحیات هستم ٬هیچ کس جز به واسطه من نزد پدر نمی اید 7: اگر مرا می شناختید پدرمرا نیز می شناختید اما پس از این او را می شناسید و او را دیده اید.» 8:فیلیپس به او گفت « سرور ما ٬پدر را به ما بنما که همین ما را کافی است.» 9:عیسی به او گفت:«فیلیپس دیری است با شما هستم و هنوز مرا نشناخته ای؟ کسی که مرا دیده است پدر مرا دیده است پس چگونه است که می گویی پدر را به ما بنما ؟10:آیا باور نداری که من در پدرم و پدر درمن است ؟ سخنانی که من به شما می گویم از خودم نیست٬بلکه پدری که در من ساکن است٬ اوست که کارهای خود را به انجام می رساند.
ایمانی که در کتاب مقدس به ان اشاره میشود و ما به آن ایمان داریم اطمینان به خدا و کلامش و پذیرش کاری که اوبرای نجات بشر انجام داده است٬ واین ایمان مبتنی بر شناخت حقیقی خداوند است.
اشتراک در:
پستها (Atom)


