۱۳۹۳ آذر ۱۲, چهارشنبه

بیت لحم، خانه نان


معنای اسم بیت لحم یعنی " خانه نان".
از قدیم نان، مخصوصا" در مشرق زمین، احتیاج روزانه هر كس بوده است و بدون نان امكان ادامه حیات وجود نداشت.

انسانها برای بدست آوردن نان جنگیده اند، مبارزات و انقلاب بوجود آورده اند.
مسیحیان نقش بسیار مهمی را در رساندن خوراك برای گرسنگان ایفا كرده اند و این كار دائما" در بین مسیحیان معمول بوده است.
قوم اسرائیل نیز وقتی با دیدن تمام معجزات، گرسنه شد باز دست به شكایت زد. پس نان از مسائل مهم بوده است.
راستی آیا احتیاج و نیاز حقیقی انسانها، نان است.
(در یوحنا 25:6-35 و 41-51) عیسی خود را نان حیات معرفی می كند. هیچ پیغمبری خود را نان حیات معرفی نكرده، حتی داود كه در بیت لحم مسح شد، هیچوقت ادعا نكرد كه من نان حیات هستم.
در تثنیه 3:8 خدا نشان می دهد كه انسان نه بوسیله نان زنده است بلكه به كلمه خدا و این كلمه خدا كسی نیست بجز عیسی مسیح كه در ایام آخر جسم پوشید.
انسانهای زیادی گرسنه هستند. امروز بسیاری گرسنه كلام خدا هستند. معتادان، زناكاران، مذهبیون، بی خدایان و غیره همه برای نان حیات فریاد بر می آورند.
از نظر خدا گرسنگان حقیقی در هندوستان و آفریقا نیستند بلكه در همسایگی ما قرار دارند.
مسیح در انجیل متی 25:6-34 می فرماید كه غصه نان را نخوریم، بلكه ملكوت خدا و عدالت او را طالب باشیم. بارها شنیده ام و شهادتهای زیادی وجود دارند كه چگونه در كشورهایی كه نان كمی وجود دارد مردان و زنان عادل خدا با دعا و ایمان معجزات عجیب دیده اند كه احتیاجاتشان برآورده شده است.
علت گرسنگی بسیاری از مردم این است كه خدا را از زندگی خود خارج كرده اند و نان حیات را از خدا دریافت نمی كنند.
خدا در اشعیاء 1:55-3 می فرماید چرا پول خود را صرف چیزی می كنید كه نان حقیقی نیست.
امروز هر كه گرسنه است نزد مسیح بیاید.
در لوقا 21:6 می خوانیم كه خوشابحال مسیح نصیب گرسنگان حقیقی است.

فراوانی در خداوند

ثروت چیزی است که همه انسانها به دنبال آن هستند. امور مالی به نظر مهمترین مسئله امروزی شده است. خانواده ها بخاطر امور مالی از هم می پاشند. بخاطر امور مالی انسانها به هم خیانت می کنند و بی وفایی می کنند و نارو می زنند. مقاله امروز من در مورد فقط ثروت در امور مالی نیست، بلکه دولت بی حد خدا.

 مزمور 7:130

خدای ما خدای ثروتمندی است. کلام خدا می فرماید تمام زمین از آن خداوند است(مزمور 1:24؛ مزمور 10:50؛ خروج 5:19؛ لاویان 23:25) و در اول تواریخ 14:29 می فرماید: همه چیز از اوست. طلا و نقره از آن خداوند است(حجی 8:2)
فقر و لعنت بخاطر گناه به سراغ انسان آمده. قوم اسرائیل در اشعیاء 7:3-9 به خاطر گناه لعنت شده اند که فقیر خواهند شد.
آدم به خاطر گناهی که کرد لعنت شد و کلام خدا می فرماید: با عرق جبین نان خواهد خورد و زمین خار و خسک خواهد رویانید.
اگر انسان در رابطه اش با خدا ، در صلح و آرامش باشد و رابطه زنده و صحیح با او داشته باشد امکان ندارد که از هیچ نظری فقیر شود.
هدف خدا برای ما این است که ما در هر چیز دولتمند شویم.(دوم قرنتیان 11:9؛ یعقوب 5:2) هادسون تیلر گفته ای دارد که:" خدا بهترینش را به کسی می دهد که حق انتخاب را به او می دهد." خدای ما نه فقط از نظر مادی بلکه از هر نظر (روحانی و فکری و جسمی و مادی) ثروتمند است.
در افسسیان 4:2 از کثرت احسان او صحبت می کند.
در یوحنا 10:10 از حیات زیاده او صحبت می کند.(و رومیان 17:5)
او در جواب به دعاهای ما ثروتمندانه جواب می دهد(افسسیان 20:3)
ما باید در این چیزها فراوانی خدا را تجربه کنیم:
در فیض و سلامتی(اول پطرس 2:1؛ دوم پطرس 2:1)
در رحمت و سلامتی و محبت (یهودا 2)
در آذوقه و نان(مزمور 15:132)
همه احتیاجات ما(فیلیپیان 19:4)
در کلام خدا دولتمند باشیم(کولسیان 16:3)
در مرمور 1:103-5) می خوانیم که در او فراوانی آمرزش گناهان و شفای مرضها را داریم.
در افسسیان3:1 در مورد تمام برکات روحانی صحبت می کند که در مسیح از آن ما شده است.
اما نکته ای وجود دارد:" هدف ما نباید بدست آوردن ثروت باشد بلکه ملکوت خدا." مسیح فرمود : اول ملکوت و عدالت او را بطلبید و این همه بر شما مزید خواهد شد(متی 33:6)
هدف ما باید ملکوت و اراده خدا باشد و این ثروت ها و فراوانی ها در زندگی ما مثل سایه دنبال این هدف خواهد آمد.
شخصی می گفت: " مسیح مانند آفتابی باید از جلوی ما بتابد و فراوانی ثروت و دولت و برکات حتما" و مسلما" مانند سایه از پشت سر ما خواهد آمد."
اما برای اینکه بتوانیم در فراوانی دولت مسیح زندگی کنیم چند مسئله را باید فراموش نکنیم:
1- ملکوت خدا و اراده او را در رأس همه چیز قرا ر دهیم.
2- بدهید تا به شما داده شود. مفت یافته اید، مفت بدهید. قلب بخشنده داشته باشید و نه قلب خسیس. خدا وعده ثروتمند کردن ما را نداده بلکه وعده داده که توسط ما به دیگران ثروت خواهد رسید.

3- رابطه شما با خدا در فراوانی ثروت روحانی، فکری، جسمی و مالی تأثیر بسزایی دارد.

4- گناه باعث ایجاد سوراخی در جیب ما می شود که همه برکات از آن سوراخ خارج می شود. گناه را در قلب و در خانه خود راه ندهید.

5- اگر قرض می دهید در انتظار برگرداندن آن نباشید. شاید درک این مسئله برای شما خیلی مشکل باشد ولی زندگی با ایمان یعنی همین. یا قرض ندهید و اگر هم می دهید در انتظار بازگشت آن نباشید.
6- برای هدایت خدا در زندگیتان دعا کنید و برای صدای خدا باز باشید، و در خرج اموالتان از خدا هدایت بطلبید. شاید خدا چیزی بگوید که باب میل شما نباشد ولی پس از انجام آن برکت آن را نیز خواهید دید.

آیا شما راضی کننده مردم هستید؟

آیا شما راضی کننده مردم هستید؟
یکی از چیزهایی که در حقیقت یک نوع اسارت است و اگر از آن آزاد شویم، آزادی عمیقی است: آزادی از خشنود ساختن یا راضی کردن مردم است.منظور من این نیست که زندگی ای داشته باشید که با دیدگاهی مثبت نسبت به مردم فداکاری کنید بلکه منظورم فشاری است منفی که بر خود می آورید تا مورد تصدیق و تأئید مردم قرار گیرید. چطور می توانیم بدانیم که آیا راضی کننده مردم هستیم یا خیر؟

بعضی هستند که تمام عمر خود را صرف راضی کردن مردم کرده اند و در اثر این موضوع زندگی پر از تلخی و غم و آشفته و افسرده ای دارند. اینکه دیگران در مورد آنها چه فکر می کنند آنقدر مهم شده که مانند یک نوع اعتیاد شده و تمام شخصیت آنها را تحت تأثیر قرار داده و اسفبارتر از همه این است که آنها نمی دانند مشکل اساسی کجاست.
چطور می توانیم بدانیم که آیا راضی کننده مردم هستیم یا خیر؟ اگر نباید مردم را راضی کنیم پس چه کسی را باید راضی کنیم؟

1) آیا با دیگران صادق و روراست هستید؟
یکی از علائم بزرگ مردم را راضی کردن این است که با دیگران در مورد آنچه هستیم روراست و صادق نباشیم. آنچه را که واقعا" از آن بدمان می آید می گوییم دوست داریم. جاهایی می رویم و می گوییم از آن جا لذت می بریم ولی در حقیقت اگر انتخاب با ما بود هیچوقت پا به آنجا نمی گذاشتیم و یا سر خود را به علامت تصدیق تکان می دهیم در حالیکه با آن موضوع موافق نیستیم فقط بخاطر اینکه دیگران را راضی نگه داریم. بجای گفتن حقیقت در مورد آنچه که احساس می کنیم یا فکر می کنیم کاری می کنیم که دیگران از ما خوششان بیاید. افسسیان 15:4 می گوید: " بلکه با عشق و علاقه، همواره در پی راستی خواهیم رفت. راست خواهیم گفت، راست عمل خواهیم کرد و راست خواهیم زیست تا به این ترتیب، به تدریج در هر امری مانند مسیح شویم که سر کلیسا می باشد." و آیه 25 اینطور ادامه می دهد: " دیگر به هم دروغ نگویید، بلکه گفتارتان همیشه راست باشد، زیرا ما اعضای یکدیگریم." و در کولسیان9:3 می گوید:" به یکدیگر دروغ نگویید، زیرا آن طبیعت کهنه و فاسد شما که دروغ می گفت، دیگر مرده و از بین رفته است."
خدا از ما می خواهد در هر موقعیتی راست بگوییم ولی فراموش نکنید با محبت.

2) آیا کارهایی که می کنی از روی وظیفه می کنی یا از روی اشتیاق و علاقه؟
یکی از علائم دیگر راضی نگه داشتن مردم این است که کاری را از روی وظیفه اما بدون علاقه انجام دهیم. ما فکر می کنیم که اگر کاری را انجام ندهیم وظیفه خود را انجام نداده ایم و دیگران از ما ناراحت خواهند شد و بد فکر خواهند کرد. اما کاری را از روی ترس یا احساس طرد شدن کردن انگیزه درستی ندارد. مادر من همیشه فکر می کرد که در روزهای سال نو " باید" بدیدن فامیلها یک به یک برود. نتیجه این شده بود که ما لذتی از این روزها نمی بردیم. امیدوارم منظور مرا اشتباه نفهمیده باشید. بعضی کارها هست که ما دوست نداریم ولی باید انجام دهیم. مثلا" بعضی ها اتو کردن یا لباس شستن را دوست ندارند ولی اگر این کار را نکنند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ البته باید تعادل را در این کار حفظ کرد. اگر کاری باعث می شود که شما احساس کنید در قید اسارت یک نفر هستید یا کسی در اسارت و قید راضی کردن شما است، این کار صحیح نیست.

3) آیا دائم در حال قربانی کردن نیاز مشروع و برحق خود هستید؟
اینکه ما باید نفس خود را انکار کنیم و دیگران را محبت کنیم و به فکر دیگران باشیم، چیز کاملا" برحقی است. اما گاهی اوقات این فکر باعث می شود که نیازهای مشروع و برحق خود را مثل امنیت یا استراحت یا خوراک روزانه یا خیلی چیزهای دیگر را پایمال کنیم و نتیجه آن بجای اینکه مثبت باشد باعث آشفتگی و تلخی می شود و بالاخره احساس می کنیم دیگر نیرویی در خود نداریم و همین چیز دری را برای شریر باز می کند(اول پطرس 8:5) شخصی را می شناختم که تمام زندگی خود را قربانی مردم کرده بود و حتی خانم او حامله بود و با اینکه خانمش حامله بود معتادین را به خانه اش می آورد و نگه می داشت ولی این کار به تلخی و ناراحتی بین خانواده و از هم پاشیده شدن خدمت این شخص انجامید.

چطور بر راضی کننده بودن انسانها غلبه کنیم؟
تنها راه نجات از این وضعیت تسلیم هدایت روح القدس شدن می باشد.(رومیان7:6) وقتی تحت هدایت روح القدس زندگی می کنیم از بایدها و شریعتها و قوانین و وظایف راضی کردن مردم آزاد می شویم.
هدایت روح القدس چیست؟ اگر برای کاری که می خواهید انجام دهید آرامش دارید و شاد هستید، پس قسمت اعظم هدایت روح القدس را دارید(کولسیان15:3). اگر در دلتان نسبت به انجام کاری احساس آرامش و شادی ندارید و علاقه ای در خود نمی بینید پس این نمی تواند هدایت روح القدس باشد.

انگیزه
همه این مسائل به همان کلمه معروف بر می گردد، یعنی انگیزه. برای چه کاری را می کنید و یا نمی کنید؟ آیا انگیزه ما ترس، نفع شخصی، یا احساس وظیفه است؟ آیا انگیزه ما علاقه برای کنترل دیگران، مورد قبول واقع شدن یا دیده شدن است؟ همه اینها دلایل اشتباهی برای انجام کاری است. انگیزه ما برای انجام هر کاری باید این باشد که خدا آن را می خواهد و ما می خواهیم او را خشنود سازیم. هدایت روح القدس را دنبال کردن یعنی میوه او را نیز داشته باشیم یعنی محبت، نیکویی، مهربانی و غیره. هر کاری را که روح القدس ما را رهبری می کند که انجام دهیم خودش نیز به ما آرامش را می دهد.
اگر هر کاری که می کنیم برای خداوند بکنیم، نه فقط زندگی ما بلکه زندگی دیگران نیز برکت خواهد یافت. اگر عضو خانواده تان را کمک می کنیم، طوری انجام دهید که برای خداوند می کنید. اگر فامیلها را ملاقات می کنید طوری انجام دهید که برای خداوند می کنید.اگر در کانون شادی کلیسا کار می کنید، طوری کار کنید که برای خداوند کار می کنید.
در حقیقت هر کاری که می کنید با این انگیزه بکنید که خدا را خوشحال و خشنود و راضی نگه دارید.
امروز می خواهم شما را تشویق کنم که این طرز فکر را که دیگران در مورد شما چه فکر می کنند از خود دور کنید و دور بریزید و به این فکر کنید که خدا در مورد شما چه فکر می کند؟(کولسیان10:1)
همانطور که می دانید خشنود ساختن خدا یکی از اهداف زندگی ما است. اما خشنود ساختن انسانها کاری نیست که ما برای آن ساخته شده ایم. امروز در حالیکه دعا می کنید بگویید خداوندا هر جا که با این انگیزه کار می کنم یا عملی می کنم یا فکری می کنم که شخص دیگری را راضی و خشنود کنم از زندگی من بیرون کن و بجای آن این انگیزه در من باشد که تو را که شایسته هستی خشنود، راضی و خوشحال نگه دارم.
آمین.

۱۳۹۳ آذر ۱۰, دوشنبه

عظیم است نام تو عیسی

‎در او ریشه گیرید و بنا شوید، و همان‌گونه که تعلیم یافتید، در ایمان استوار شده، لبریز از شکرگزاری باشید. کولسیان 2: 7 ترجمه قدیم. 
در او ریشه بدوانید تا از او قوت بگیرید. بکوشید که همواره در او رشد کنید و در حقایقی که آموخته اید، قوی و نیرومند گردید؛ و برای کارهایی که او برای شما انجام داده است، زندگیتان لبریز از شادی و شکر گزاری باشد. کولسیان 2: 7 ترجمه تفسیری.‎

شکرت پدر


ای پــــــدر مـــــا که در آســـــمانی نــــام تــــــو پــــــر جـــــلال ،
نــــــام تـــــو مقــــدس بــــــاد !
حقیقــــــتا خـــــداونـــــد قـــــــدوس تـــــرا شـــــکر میکــــنم
بـــــرای کــــارهــــای عظـــــیم و عجیبــــت کـــــه هـــــر روزه در زنــــدگی ام شـــــاهــــد آن هستـــــم ،،
تـــــرا بـــــــه انـــــدازه عظـــــمت خـــــودت شــــاکـــــر هستــــــم ،
بـــــرای حضـــــور شـــــیرینــــت در زنـــــدگی ام
پـــــدر جـــــان نمــــیدانــــم تــــــرا چـــــگونــــه ســـــپاســـــگزاری و حــــمد گــــــویـــــم
زمـــــانی کـــــه زبـــــانم قــــاصـــــر و قــــلم مـــــن نــــاتــــوان از بیــــان مــــهربــــانـــی و عــــطوفــــت تـــــو ســـت ،
خــــــداونــــدا از اینــــکه مـــــرا فـــــرامــــوش نـــــکرده ای و بـــه ایــــن فـــــرزنــــد کــــوچــــکت همـــــیشه نظــــر داری عـــــاشـــــقانـــــه و جــــانــــانــــه تــــرا شــــکر میکــــنم
،پــــدر پــــر جــــلال مــــــرا قــــوتی عــــطا نـــــما تــــا بــــا تــــمامی دل و جـــــان ،بــــا هـــــمه وجـــــود تـــــرا بــــرای تــــمام الـــــطاف و اکــــرامـــت شــــکر گــــویــــم
پــــــدر جــــان ، لطــــــفی کــــن تــــا هـمیشــــه دستـــــان قــــدوس و زور آورت بــــر شــــانــــه هــــای ضعیفــــــم قـــــرار بگـــــیرد تــــا مــــرا قــــوت و تــــوان بــــاشـــــد ،
خـــداونـــــد عــــزیـــــزم کمکــــم کــــن
تـــــا همچــــــنان تــــرا عــــــاشـــــقانــــه دوســـــت داشـــــته بــاشــــم قــــوتی عــــطا نــــما تــــا هــــــمه وجــــودم ســــرشـــار از عشــــق تـــو و روح تــــــو بــــاشــــد ،
بـــــاشــــد کــــه تــــو ســــکان دار کشــــتی زنــــدگیــــم بــــاشــــی و بــــه هـــــر جــــا که اراده
نیکـــــو یـــت اســــت آنـــــرا هـــــدایــــت نــــمایی
قــــوت عـــــطا نــــما تــــا هــــر روزه بـــــه اراده تـــــو گـــــردن نـــــهم
بـــــــر مــــن کــــن آنچـــــه را کــــه خــــود اراده نـــمایی
ایـــــمان دارم کــــه تــــو همیشــــه بــــا مــــن هســــتی چــــون نمیتـــــوانـــــی بــــر خـــــلاف ذات قـــــدوســـــت عــــمل نــــمایی ،،
ایـــــمان دارم تـــــو هــــرگــــز در مشـــــکلات و سختیــــها مـــــرا تنــــها و یتیــــم نمیـــــگذاری ایــــمان دارم تــــو همیشــــه بــــا مـــن هســــتی ودر تمــــام لحــــــظاتم حضــــور داری و مــــرا به حــــال خــــود وا نمــــیگذاری
پـــدر پـــــر جــــلال دوســــــتت دارم
و تـــــرا بـــــرای هــــــمه عظـــــمت و مـــــهربـــــانی و اینـــــکه همیشــــه دســــتان مـــــهربــــانــــت در زنــــدگــــیم کـــار میکــــند
قـــــــد آســــمانــــها و زمینـــــت ســــپاســــگزار هســــتم
ایــــــمان دارم پــــدر جــــان کــــه صــــدای مــــرا میشــــنوی
و ســـــپاســــگزاری خــــالصـــــانه و صــــادقــــانـــه مـــــرا میشــــنوی چــــون در نـــــام قـــــدوس و متــــبارک عیســــی مســــیح دعــــا کردم ،،
آمین آمین آمین

Jesus

‎افسسیان 3و4
اتحاد در بدن مسیح 
بنابر این ،من که به خاطر خداوند زندانی هستم از شما تقاضا می کنم ، زندگی شما شما شایسته مقامی باشد که به آن خوانده شده اید .2 همیشه فروتن، ملایم وبردبار باشید وبا محّبت یکدیگر را تحمّل کنید 3 برای حفظ آن وحدتی که روح القدس به وجود می آورد وبا رشته های صلح وصفا به هم پیوسته می شود ،نهایت کوشش خود را بکنید 4 همان طور که یک بدن ویک روح القدس است ،خدا نیز در وقتی که شما را خوانده ،یک امید به شما داده است .‎

رابطه گسسته – مانع بزرگ دعا


رابطه گسسته – مانع بزرگ دعابارها اتفاق افتاده که با همسرم اختلاف داشته ایم و با هم دعوا داشته ایم و وقتی خواسته ام دعا کنم دیوار بزرگی را احساس کرده ام که بین من و خدا است. تا زمانیکه با همسرم آشتی نکرده ام و از او عذر خواهی نکرده ام این رابطه اصلاح نشده .
روابط ما در کلیسا با ایمانداران و با همسرمان و با بچه هایمان و دوستانمان و آشنایان و فامیل بسیار مهم است.
کلام خدا می فرماید با جمیع خلق به صلح بکوشید. و به شوهران می گوید اگر رابطه تان با زنانتان درست نباشد دعایتان شنیده نخواهد شد. و در این آیات در انجیل متی بطور کلی در مورد رابطه ما با افراد صحبت می کند. اگر ما نتوانیم دیگران را ببخشیم نمی توانیم دعای خوبی نیز داشته باشیم.
امکان ندارد که با کسی رابطه بدی داشته باشید و بتوانید دعا کنید. کلام خدا می گوید اگر برادرتان را که می بینید نمی توانید محبت کنید چگونه می خواهید خدایی را که ندیده اید محبت کنید.(اول یوحنا20:4)
امروز اگر در این دعا شرکت می کنی و خدا دست روی رابطه ای می گذارد که شکسته شده و می گوید اصلاح کن . با خدا مقاومت نکن. اگر با خدا مقاومت کنی زندگی روحانی تو سیر نزولی پیدا خواهد کرد و آرام آرام بسوی سقوط قدم برخواهی داشت.
حتی علم پزشکی و روانشناسی ثابت کرده که بخشیدن برای سلامتی جسم و فکر نیز خوب است. به نتیجه تحقیقی که دانشمندان کرده اند گوش کنید: افرادی که می بخشند و فراموش می کنند:

مصونیت بدن آنها نسبت به بیماریها بیشتر می شود و مشکل فشار خون کم می شود.

افرادی که می بخشند از افرادی که نمی بخشند سلامتی فکری بیشتری دارند.

از نظر فیزیکی بهتر از افرادی که نمی بخشند احساس می کنند.

کمتر عصبانی می شوند و و علائم کمتر تشویش و نگرانی و افسردگی در آنها دیده می شود.

رابطه های عمیق تر و طولانی تر با دیگران برقرار می کنند و از رابطه هایشان خوشنود تر هستند.

شخصی بیمار شده بود و در بستر بیماری افتاده بود و احتمال مرگ او می رفت و در این حین به یاد دوست قدیمی اش افتاد که سالها پیش با هم اختلافی پیش آمده بود و از هم ناراحت شده بودند و هیچوقت دیگر همدیگر را ندیده بودند . پس به این دوستش تلفن کرد و گفت که به منزلش بیاید. وقتی او به منزلش آمد از او بخاطر آن حرفها و کارهایی که کرده بود عذرخواهی کرد و به دوستش گفت که نمی خواهد با رابطه ای شکسته به آسمان برود چون از داوری خدا می ترسد و آن دوستش نیز او را بخشید و گفت دیگر فراموش خواهد کرد. در حالی که دوستش از اتاق خارج می شد او خطاب به او گفت ولی اگر حالم خوب شد این عذرخواهی را نشنیده بگیر.


یک رمان نویس معروف و برجسته بنام مارگانیتا لاسکی در سال 1988 پیش از آنکه بمیرد در یک مصاحبه تلویزیونی اینطور گفت:" چیزی که من خیلی نسبت به مسیحیان حسودی ام می شود بخشش آنها است. من کسی را نمی شناسم که مرا ببخشد."
امروز در حالی که ما پیغام بخشش را برای مردم دنیا داریم و پیغام صلح با خدا را نباشد که در رابطه هایمان با یکدیگر در تلخی و جدایی بسر بریم. در حالی که دعا می کنید به خداوند بگویید تا به شما نشان دهد که رابطه تان با دیگران در چه وضعیتی است.


داستان اسپانیایی هست که می گوید : پسری از پدرش با ناراحتی جدا می شود و به جای دوری می رود و پدر سالها به دنبال پسر بود. بالاخره پدر در روزنامه ای این درخواست را می نویسد:" پاکوی عزیزم- مرا جلوی اداره این روزنامه بعد از ظهر روز شنبه ملاقات کن. همه چیز بخشیده شده . دوستت دارم. پدرت."
در روز شنبه موعود 800 پاکو جلوی اداره روزنامه آمده بودند تا از پدرشان بخشش و محبت را ببینند.


چیزی زیباتر از بخشیدن و بخشیده شدن وجود ندارد- برای همین بود که خدا حاضر شد بهترین و عزیزترینش را فدا کند تا رابطه شکسته بین او و ما ترمیم شود.
آیا حاضری به هر بهایی که شده رابطه ات را با همسرت با دوستت با فرندت و فامیلت اصلاح کنی. جمله معذرت می خواهم- مرا ببخش - به همان قدر که مشکل بنظر می رسد به همان اندازه شفا بخش و اصلاح کننده و پربرکت است.