۱۳۹۳ آذر ۵, چهارشنبه

کتاب مقدس در باره الکل چه می گوید؟

 مسیحیان اقتدار نهایی برای انتخاب چیزی باید بر اساس کلام خدا باشد. در اینجا به چند قانون تصمیم گرفتن در نور کلام خدا می پردازم. من آنها را در مورد مسیحیت و نوشیدن الکل استفاده خواهم کرد ولی می توانند در باره هر مورد دیگری در عمل در زندگی مسیحی نیز استفاده شوند.

هر ساله در کشورم آمار مبهوت کننده از دست دادن زندگیها و دارائی ها بدست می آید که مربوط به مصرف الکل می باشد. مشکلات اجتماعی همراه سوءاستفاده از الکل غم انگیز است.

کتاب مقدس در این باره چه می گوید؟ آیا مصرف الکل یک گناه برای مسیحیان محسوب می شود؟

بالاترین الویت در زندگی مسیحیان می باید جلال دادن خدا باشد (انجیل متی 22: 37 - 38). 
تجلی این ارزش می باید از قلب بجوشد و در انتخابهای ما ظاهر شود.
برای مسیحیان اقتدار نهایی برای انتخاب چیزی باید بر اساس کلام خدا باشد. زمانی که بر اساس قانون کلام خدا تصمیمی می گیریم، در حقیقت احترام گذاشتن به او و نشان دهنده محبت ما به اوست (انجیل یوحنا 15 : 10). در اینجا به چند قانون تصمیم گرفتن در نور کلام خدا می پردازم. من آنها را در مورد مسیحیت و نوشیدن الکل استفاده خواهم کرد ولی می توانند در باره هر مورد دیگری در عمل در زندگی مسیحی نیز استفاده شوند.

نوشیدن الکل و حکم مستقیم آن در کتاب مقدس
در خیلی از قسمتهای کتاب مقدس مستی به عنوان یک گناه محکوم شده است. در افسسیان 5: 18 پولس فرمان می دهد که نباید مست شراب شویم بلکه از روح القدس پر شویم. باید با روح القدس کنترل شویم نه با الکل یا چیز دیگری. به ما حکم شده که هشیار بوده و از اثرات مستی خودداری کنیم. در تلاش ما برای جلال خدا، زمانی که قوانین کلام خدا را در تجربیات زندگی روزانه خود بکار می بریم، افکار ما باید پاک و حساس بوده باشد. رومیان 13: 13 می گوید که ما بایستی "چنان رفتار کنیم که شایسته کسانی باشد که در روشنائی روز بسر میبرند و از عیاشی و مستی بپرهیزیم."

نه فقط باید از مستی بپرهیزیم بلکه حتی با چنین اشخاص معاشرت نکنیم ( اول قرنتیان 5 : 11 ). در این قسمت و دیگر قسمتهای کلام خدا مشخص است که خداوند از ما می خواهد که از زیانهای محکومیت الکل دوری کنیم.
اگرچه مستی در کتاب مقدس به عنوان گناه قبیح شمرده شده اما هر نوع نوشیدنی اینطور نیست. از جائی که کتاب مقدس تعلیم نمی دهد که نوشیدن الکل یک گناه است، نباید اشتباها به عنوان یک گناه از پشت منبرهای کلیسا محکوم گردد. این لزومی ندارد که ارتباط خود را با برادری که الکل می نوشد قطع نمائیم. ما می توانیم به رابطه خود با برادران و خواهران خود که الکلیست نیستند در اروپا و دیگر قسمتهای جهان که به استفاده از الکل به مساوات سوء استفاده از آن نگاه نمی کنند ادامه دهیم.

این باید در نظر گرفته شود که یحیی تعمید دهنده خدا را با روزه و ممانعت از نوشیدن الکل جلال داد زمانی که مسیح پدر خود را جلال داد و به مهمانی رفت و شراب نوشید (متی 11: 18 - 19). مسیح با شاگردانش در عید فصح شراب نوشیدند. (لوقا 22: 15- 18) و حتی در میهمانی قانا آب را به شراب تبدیل کرد (یوحنا 2: 1- 11). اگرسعی می کنیم که دیگران را در رابطه با این موضوع کمک کنیم و اینطور آنها را راهنمائی کنیم که کتاب مقدس نوشیدن الکل را به عنوان یک گناه می شناسد بدون در نظر گرفتن اینکه چقدر در مورد سوءاستفاده از الکل صادق هستیم خیلی از آیات را نادیده می گیریم.

نوشیدن الکل و اصول حکیمانه از کتاب مقدس
با گفتن اینکه نوشیدن شراب به عنوان گناه در کتاب مقدس اعلام نشده، باید این را نیز اضافه کنیم که خیلی اخطارها و مثالها در مورد خطرات الکل در آن وجود دارد. مطمئنا هشدارهای کافی برای خودداری هر ایماندار از نوشیدن مشروبات الکلی وجود دارد که تصمیم گرفته هر مانعی را بردارد تا در پی جلال خدا باشد. 
در حالیکه در پی جلال خدا هستیم باید فکری سالم که توسط سکونت روح خدا کنترل می شود، داشته باشیم. هشدارهای زیادی در مورد فریب گناه و تمایلات طبیعت جسمانی ما وجود دارند. درک اینکه طبیعت جسمانی ما به ضد روح می جنگد به نقش ما در استفاده از حکمت در تصمیم گیری رهنمون می سازد. " حکمت فضای خالی بین اصول، وعده ها، و فرامین خدا را پر می کند. حکمت همیشه از هر سه اینها استفاده می کند و بعد می پرسد " حکیمانه ترین تصمیم چه خواهد بود؟ " (چارلز استانلی، از کتاب زندگی عالی پر از روح)

ما گاهی اوقات تصمیماتی را که بر اساس اصول حکمت است می گیریم در حالی که هیچ آیه کتاب مقدس مستقیما آن را تایید نمی کند. برای مثال، در عهد عتیق هم از تعدد زوجات و هم از برده داری استفاده می کردند ولی امروزه ما این کار را نمی کنیم. تصمیم ما بخاطر منع مستقیم از کتاب مقدس نیست بلکه بر پایه اصول حکیمانه است.
کتاب مقدس اخطار می دهد که نوشیدن الکل می تواند بر سلامتی فکر ما تاثیر بگذارد. به کاهنان هشدار داده شده بود که هنگام ورود به معبد شراب یا نوشیدنی قوی ننوشند (لاویان 10: 9). مادر پادشاه لموئیل به او تعلیم داد که " شایسته نیست که پادشاهان شراب بنوشند " ( امثال23: 29- 35). سوگند شخص نذیره شامل دوری از شراب و نوشیدنی قوی می شد (اعداد 6: 3). به رکابی ها دستور داده شده بود که از فرمان پدرانشان اطاعت کنند و شراب ننوشند. (ارمیا35: 2- 8). قضاوت اشتباه می تواند جستجوی لذت را جایگزین جستجوی جلال خدا بکند. و با توجه به اینکه قضاوت ما در مورد مقدار نوشیدن ناقص است این کار همیشه یک نوع خود را به مخاطره انداختن می باشد.

کتاب مقدس همچنین در مورد طبیعت اعتیاد آور الکل هشدار می دهد.
" مصیبت و بدبختی گریبانگیر چه کسی می شود؟ آن کیست که دایم نزاع به پا می کند و می نالد، بی جهت زخمی می شود و چشمانش تار می گردد؟ کسی که دایم شراب می خورد و بدنبال میگساری می رود. پس فریفته شراب شراب قرمز نشو که در پیاله به تو چشمک می زند و سپس به نرمی از گلویت پایین می رود؛ زیرا در پایان، مثل مار سمی تو را نیش خواهد زد و چون افعی تو را خواهد گزید. چشمانت چیزهای عجیب و غریب خواهند دید و گرفتار وهم و خیال خواهی شد. مانند کسی خواهی بود که بر سر دکل کشتی که دستخوش امواج دریاست خوابیده باشد. خواهی گفت: "مرا زدند ولی دردی احساس نمی کنم. کی به هوش می آیم تا پیاله ای دیگر بنوشم؟" (امثال 23: 29- 35)

در کتاب اشعیا اعلام شده که مستان افرایم با شراب شکست خوردند. (اشعیا 28: 1). 

این فقط تعداد کمی از هشدارهای زیادی است که در کتاب مقدس بر علیه پتانسیل سوءاستفاده از الکل وجود دارد. اگر چه فرمان مستقیمی برای خودداری از نوشیدن در کتاب مقدس وجود ندارد اما اصول حکیمانه ای وجود دارد که ما باید از آنها استفاده کنیم. نوشیدن الکل به عنوان گناه محکوم نشده ولی می تواند برای سلامتی بدنی و روحی ما مضر باشد. در مورد تصمیماتی که می گیرید مواظب باشید که هیچ چیز نتواند شما را از تعاقب جلال خدا باز دارد.

فیض خدا

فیض خدا

ابراهیم برای اجابت نقشه خدا شخصی بسیار پیر بود.

اسحق فردی بود که دائما در حال خیالپردازی بود.

یعقوب دچار گناه دروغگویی و فریبکاری بود.

لیه شخصی زیبا و جذاب نبود.

یوسف مورد جفا و آزار برادرانش قرار گرفت.

موسی می‌ترسید و مشکل لکنت زبان داشت.

جدعون می‌ترسید.

سامسون گرفتار فساد اخلاقی بود.

راحاب یک روسپی بود.

ارمیا و تیموتائوس بسیار جوان و خام بودند.

داوود زناکاری کرد و مرتکب قتل گردید.

ایلیا دچار افسردگی گردید و در فکر خود کشی افتاد.

یونس سنگدل بود و از اراده و فرمان خدا فرار می‌کرد.

نعومی زنی بیوه بود.

ایوب دچار ضعف و بیماری و ورشکستگی و انواع مصیبتها گردید.

یحیی تعمیددهنده به مسیحا بودن عیسی شک کرد.

پطرس حواری مسیح او را سه بار انکار کرد.

شاگردان در زمان نیاز مسیح به خواب رفتند و همه فرار کردند.

مرتا خود را با خواهرش مقایسه می‌کرد و برای هرچیز در نگرانی و اضطراب بود.

زن سامری زنی طلاق گرفته بود که در گناه با مردی دیگر زندگی می‌کرد.

پولس شخصی متعصب و مذهبی بود که در جفا و سنگسار استیفان دست داشت.


اگر خدا توانست از این افراد شکسته دل و گنهکار در پیشبرد پادشاهی خود بهره جوید، از من و شما نیز می‌تواند استفاده کند، اما تنها چیزی که لازم است این است تا خود را در دستان خدا قرار داده و از او اطاعت کنیم. تنها لازم است تا خود را به او بسپاریم و حاضر باشیم تا هر آنچه بخواهد انجام دهیم، حتی اگر قدم بعدی واضح و روشن نیست حتی زمانی که طوفانها زندگی ما را به چالش و اضطراب می‌اندازد. ضربان قلب خود را با صدای روح القدس تنظیم کنیم و گوش فرا دهیم برای شنیدن صدایی که ما را می‌خواند از فراسوی ابدیت و در عین حال بسیار نزدیک در اعماق وجودمان.

باور کنیم که خدا منتظر ماست. به گفته سنت فرانسیس آسیزی اگر مسیح ما را ببوسد پروانه خواهیم شد.

منتظر بوسه خداوند، عیسی مسیح باشید. او دوست گنهکاران است.

استراحت ایمان


آیا می دانید استراحت ایمان یعنی چه ؟ یعنی اعتماد کامل بر خدا قرار می‌گیرد و دیگر به اعمالت فخر نمی‌کنی و به تلاشهایت توکل نمی کنی بلکه به خدایی که قادر است که بکند بینهایت زیادتر از آنچه بخواهیم یا فکر کنیم، توکل داری.
انسانها در زندگی خیلی تلاش می کنند که خود را اصلاح کنند. هر یک از ما اشتباهات و عادتها و رفتارهای غیرقابل قبول داریم. انسان در عصر حاضر و در قرون گذشته پیوسته از این مسئله رنج برده که مذهب نتوانسته پاسخی به این وضعیت دهد و آنها را تغییر دهد. بسیاری ریاضتها کشیده اند - روزه ها گرفته اند- نمازهای طولانی خوانده اند- خود را آزار داده اند و بسیاری کارهای دیگر انجام داده اند ولی به پاکی و تقدس دست نیافته اند.
کتاب مقدس به دو دوره اشاره می کند : دوره شریعت و دوره فیض . به حالت تمثیلی می‌توان گفت در دوره شریعت انسانها در آن شش روز اول خلقت قرار داشتند که تمام آن کوشش و تلاش بود. ولی ما امروز در عهد جدید در دوره فیض در روز هفتم قرار داریم که روز استراحت است. از زمان خلقت تا به امروز روز هفتم یا سبت روز استراحت نامیده شده است و این استراحت خدا است.

آیا می دانید استراحت ایمان یعنی چه ؟ یعنی اعتماد کامل بر خدا قرار می‌گیرد و دیگر به اعمالت فخر نمی‌کنی و به تلاشهایت توکل نمی کنی بلکه به خدایی که قادر است که بکند بینهایت زیادتر از آنچه بخواهیم یا فکر کنیم، توکل داری.
عیسی مسیح فرمود : " بیائید نزد من ای تمامی زحمت کشان و گران باران و من شما را آرامی خواهم بخشید. یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا یوغ من سبک و بار من خفیف است."( متی 28:11-30)
خداوند شما را دعوت می کند که به آرامی او داخل شوید.
در زندگی مسیحی هیچ چیز به اندازه توکل و تسلیم و سپردن به خدا مهم نیست. در حقیقت اکثر چیزها روی این مسئله قرار دارد و ما مسیحیان باید بر روی آن کار کنیم. آیا به خدا اعتماد داری؟

دو دختر با هم صحبت می کردند. یکی از آنها از دیگری پرسید چقدر پول داری؟ دستش را باز کرد و گفت ده تومان. وقتی دختر دیگر به دست او نگاه کرد جز پنج تومان بیشتر ندید پس گفت تو که پنج تومان داری پس چرا می گویی ده تومان داری؟ او گفت پدرم گفته که پنج تومان دیگر نیز خواهد داد پس من ده تومان دارم. آن دختر فهمید که وعده پدر این بچه برای او به معنای کار انجام شده بود.
آیا به وعده های خدا اعتماد داری؟ آیا به کلام خدا اعتماد داری؟ خدا می تواند کار عظیمی کند؟ کلام خدا باید با ایمان مخلوط شود آنگاه برای تو مفید خواهد بود. کلام خدا بدون ایمان برای ما ارزشی و فایده ای نخواهد داشت.(عبرانیان 2:4و3)
پس نتیجه می گیریم که برای مشکلاتت و برای عادتهای زشتت و برای خیلی چیزهای دیگر که در حال دست و پنجه نرم کردن هستی احتیاج ندارد که اینچنین خود را زحمت دهی. برای انجام اراده خدا احتیاج نیست که اینقدر خود را عذاب دهی. او توسط کلامش ایمان را در تو ایجاد خواهد کرد و این فیض را خواهد داد که آنچه او فرموده بتوانی اطاعت کنی.

کسی که با ایمان زندگی می کند در روز شنبه آرامی زندگی می کند. اما اگر مانند اسرائیلیان بی ایمان و نامطیع شویم وارد این آرامی نخواهیم شد.
پولس رسول خدمت رسالتی خود را در این می دید که مردم را به اطاعتی که از ایمان می آید دعوت کند(رومیان 5:1)
ایمان فقط پذیرفتن کلام خدا نیست بلکه با اطاعت اظهار و بیان می شود. شما به سختی می توانید بگویید به کلام خدا ایمان دارید ولی به آن عمل نکنید.
کلام خدا برای این نوشته نشده که آنچه به نفع شما است از آن گلچین کنید و بقیه را کناری بگذارید. کلام خدا برای این است که به همه آن عمل کنیم. خدا کلام خدا را برای این نداده که بگویی این را می پذیرم ولی نه آن را . این قسمت را عمل خواهم کرد ولی نه آن قسمت را.
مسیح با خون خود تو را خریده و تو متعلق به او هستی. از روزی که خود را تسلیم او کردی و با خون او شسته شدی جزو مالکیت او شدی و اکنون خدا می خواهد توسط تو زندگی ایمانی را انجام دهد.
در حقیقت ایمان یعنی نگاه کردن به آنچه خدا می کند و تماشای اعمال خدا نه اعمال ما. در یوحنا 5:15 عیسی مسیح فرمود بدون من هیچ نمی توانید کرد.
استراحت کردن بمعنای خنثی بودن نیست بلکه به معنای ایمان داشتن - دعا کردن و اطاعت کردن و محرک آن را خدا قرار دهیم.
آیا حاضری زندگی در آرامی خدا را بپذیری؟ امروز شاید خیلی تلاش کرده ای که از اسارتی یا بستگی یا بندی و یا از عادتهایی آزاد شوی و موفق نشدی. بیا و با ایمان به خدای پدر نگاه کن و به پسرش عیسی مسیح که قادر است توسط تو کارهای عظیمی بکند.
پولس رسول از استراحت در ایمان لذت می برد و نه فقط لذت می برد بلکه با قدرتی فوق العاده خدا را خدمت می کرد. برای او کاملا" روشن شده بود که زندگی در آرامی خدا یعنی چه.
امروز بیا و تو نیز مانند بسیاری مردان و زنان خدا استراحت در ایمان را تجربه کن.

عمل ایمان، محنت محبت، پایداری امید

آیا تابحال فکر کرده اید که مهمترین چیزی که در زندگیهای ما مؤثر است چیست؟ چه چیزهایی می توانند شخصیت ما را شکل دهند و آینده ما را تعیین کنند؟ این چیزهایی است که اهمیت آن را همه ما می دانیم. همه ما می خواهیم که تغییر کنیم.
فکر نمی کنم که هیچکس از آنچه که هست راضی است و خشنود است. همه ما انتظار داریم که عوض شویم. همه ما می خواهیم آینده ای زیبا داشته باشیم. امروز می خواهیم در مورد سه چیز اساسی که زندگیهای ما را شکل می دهد، صحبت کنم: ایمان، امید و محبت. در رساله اول قرنتیان 13: 13 پولس رسول پس از بحث مفصل در باره اهمیت محبت، در آخر فصل به این نتیجه می رسد که سه چیز باقی می ماند: ایمان، امید و محبت. اما بزرگتر از اینها محبت است. در این فصل توضیح کمی در باره ایمان و امید می بینیم ولی در رساله به کلیسای تسالونیکی پولس رسول نقش هر سه اینها را بیان می کند.

او در رساله اش به کلیسای تسالونیکی می گوید که ایمان همراه عمل است، محبت محنت دارد و امید، پایداری به بار می آورد. امروز می خواهیم در مورد این سه چیز کمی تأمل کنیم.

عمل ایمان

در دنیا مردمان ایماندار زیادی وجود دارند. تقریباً می شود گفت که کسی نیست که بدون ایمان زندگی کند. هر کسی به چیزی ایمان دارد. بعضی به یک نوع خدایی ایمان دارند. بعضی به شخصی که خیلی به او اطمینان دارند ایمان دارند. بعضی به قدرت و توانایی خود ایمان دارند و بعضی به حزب خود یا گروه خود ایمان دارند. بعضی نیز هستند که به اشیاء حتی ایمان دارند. به نظر می آید که انسان بدون ایمان نمی تواند زندگی کند.

مارتین لوتر می گوید: " خدای پدر همه چیز را طوری ساخته است که به ایمان بستگی داشته باشند، به طوری که هر کس که ایمان داشته باشد همه چیز خواهد داشت و هر که ایمان نداشته باشد هیچ چیز نخواهد داشت."

انسانها به اندازه کافی حرف شنیده اند و من امروز نمی خواهم فقط حرف زده باشم. ایمان، در کلام خدا و مسیحیت زمانی ایمان است که به عمل می آید و نتیجه دارد. اگر تو فقط بگویی که خدا وجود دارد و به او ایمان داری. کلام خدا می گوید شیطان نیز ایمان دارد که خدا وجود دارد، ولی به نوعی دیگر زندگی می کند. ایمان تنها، کافی نیست. در کلام خدا ایمان، به همراه عمل است. در رساله یعقوب می خوانیم که ایمان بدون عمل مثل بدن بدون روح است. و یعقوب رسول می گوید ایمان بدون عمل مرده است(یعقوب 2: 17). در مسیح ایمان می بایست همراه عمل باشد. ای دبلیو توزر می گوید: کتاب مقدس ایمانی را که اطاعت نداشته باشد نمی شناسد و نیز هیچ اطاعتی را نمی شناسد که از ایمان سرچشمه نگرفته باشد. این دو، دو روی یک سکه هستند.

ایمانی که حقیقی است باید کاری باشد. شما نمی توانید بگویید که من به یک شخص قادر مطلق و پیروز و دانا و با محبت ایمان دارم در حالیکه در بی محبتی و ضعف و ناتوانی زندگی کنی(غلاطیان 5: 6). صدای اعمال تو خیلی قوی تر از ایمان تو به گوش مردم خواهد رسید. در اول تسالونیکیان 1: 3 پولس رسول در مورد اعمال ایمان کلیسای تسالونیکی صحبت می کند و می گوید آنها را به یاد می آوریم. امروز تصمیم بگیر و بگو هر چه که در کلام خدا می خوانم، مو به مو اجرا خواهم کرد. به هر قیمتی که باشد، بهای آن را پرداخت خواهم کرد. عیسی مسیح مرد عمل بود. در اعمال رسولان 1: 1 می خوانیم که عیسی مسیح اول عمل می کرد و بعد تعلیم می داد. ایکاش همه واعظان و معلمان امروزی مثل مسیح بودند. اگر مسیح می گفت دعا کنید، خودش اول هر روز وقت دعای کافی داشت. اگر مسیح می گفت حتی دشمنانتان را محبت کنید، او خود جان خودش را برای دشمنانش داد. مسیح نمونه شخصی است که به ایمانش عمل کرد و پیشوای ایمانداران شد. یکی از شرایط تعمید در آب این است که ایمان ما ثمر آورده باشد. اگر هر کس که می گوید به مسیح ایمان آورده ولی هیچ تغییری در او بوجود نیامده باشد، ایمان او بدرد نمی خورد.

آگوستین می گوید: " ایمان یعنی باور داشتن آنچه که نمی بینیم و پاداش ایمان یعنی دیدن آنچه که باور داریم."

بهترین شهادت در باره شما این خواهد بود که همسر شما، فرزند شما، عضو کلیسا، یا همکار شما بگوید که شما چقدر عوض شده اید. اینطور نیست. پس ایمان همراه عمل باید باشد. فقط حرف نزنیم. فقط شعار ندهیم. بلکه عمل کنیم.

یک نفر گفته: ایمان کوچک جان تو را به آسمان رهنمون خواهد ساخت و ایمان بزرگ آسمان را به جان تو خواهد آورد.

هادسون تیلر که یک میسونر به چین بود، در یک سفر خود به خانمش نامه ای نوشت و گفت همه آنچه که داریم 25 سنت است و بعد همه وعده های خدا.



محنت محبت

دومین چیزی که در زندگی ما خیلی مهم است و شخصیت ما را شکل می دهد. محبت است. در حقیقت در این رساله، محبت را مثل مزه در وسط ساندویچ گذاشته است. محبت، رنج و محنت و زحمت دارد. محبت یک روزه بوجود نمی آید. زمان می خواهد. فداکاری می خواهد. ایثار می خواهد. قربانی می خواهد. رنج و درد می خواهد. و محبت بدون محنت نخواهد بود. اگر می خواهید در کلیسایتان رشد کنید با محنت و رنج و درد سعی کنید دیگران را محبت کنید(اول یوحنا 2: 9و 4: 20). محبت کردن همیشه محنت دارد و فکر نکنید که کار راحتی است. اول قرنتیان 13: 4-7 را بخوانید و ببینید که آیا محبت راحت است یا محنت و زحمت نیز دارد؟ دشمنی و نفرت کار بسیار راحتی است و هر کسی می تواند آن را بخوبی انجام دهد. اما محبت و بنا کردن کار خیلی سختی است. محنت دارد. زحمت و رنج دارد. و یک روزه بوجود نمی آید. عیسی مسیح سلطان محبت بود و هست. او بهترینهایش را فدا کرد. بخاطر محبت حاضر شد در آخور بدنیا بیاید. بخاطر محبت حاضر شد با بدترین آدمها نشست و برخاست کند. بخاطر محبت افرادی را به شاگردی انتخاب کرد که من و شما به هیچ وجه آنها را انتخاب نمی کردیم. دو نفرشان عصبی و زودرنج مثل یعقوب و یوحنا، یکی از آنها شکاک، دیگری بلغمی مزاج و هر کدام ایرادهای خود را داشتند ولی مسیح با آنها نشست و برخاست کرد. مسیح کسی را که می دانست او را تسلیم به مرگ خواهد کرد تا به آخر محبت کرد. محبت مسیح رنج صلیب را داشت و ما مسیحیان خوب می دانیم که محبت رنج و محنت دارد، چون پسر خدا بخاطر نجات ما و بخاطر تنها وتنها محبت خالصی که در دل نسبت به ما داشت محنت و رنج صلیب را تحمل کرد.

افرادی که از مسیح پیروی کردند و محبت را سرلوحه زندگی خود کردند بدون محنت و رنج زندگی نکردند. افرادی مثل مادر ترزا. افرادی مثل دیوید لیوینگستون. افرادی مثل پولس رسول. افرادی مثل آلبرت شوایتزر. و دیگر چه کسانی را اسم ببرم. محبت قربانی می خواهد. آیا حاضری این قربانی را بکنی؟

زنی فقیر که شوهرش به ناحق به اعدام محکوم شده بود، در روزنامه ای این آگهی را نوشت: هر وکیلی که بتواند از شوهر من بخوبی دفاع کند به او تعهد می دهم که ده سال برای او آشپزی، خانه داری و کلفتی کنم.

سی اس لوئیس می گوید: " به خود زحمت ندهید و بپرسید که آیا محبت من صادقانه است یا خیر. این را بدانید که همان لحظه که شروع به محبت کردن شخصی بکنید محبت شما نسبت به او رشد خواهد کرد. پس تا می توانید محبت کنید."



پایداری امید

اگر محبت به تنهایی وجود داشت و امیدی وجود نداشت، چه انسان بیچاره ای می شدیم. کسی که بدون مسیح زندگی می کند امید واهی دارد(افسسیان 2: 12).اما خدا را شکر که امیدی وجود دارد. افرادی که افسرده می شوند اکثراً بدون امید هستند. افرادی که در کارشان خسته می شوند و می برند، افرادی هستند که امید خود را از دست داده اند. امید به انسان پایداری و استقامت می بخشد. روزی جرج مولر تصمیم گرفت که برای 5 نفر از دوستانش دعا کند تا نجات یابند. پس از گذشت چند ماه یکی از آنها ایمان آورد. 10 سال بعد دو نفر دیگر از آنها ایمان آورد. و برای اینکه چهارمین شخص نیز ایمان آورد 25 سال طول کشید. مولر به دعای خود برای دوست پنجمش نیز ادامه داد و در طول 52 سال زندگی دعایی اش هیچوقت از دعا کردن برای دوستانش خسته نشد. و جالب اینجا بود که دوست پنجمش در مراسم تدفینش قلبش را به مسیح سپرد. در کتاب مقدس امید به لنگر کشتی تشبیه شده است(عبرانیان 6: 19). اگر کشتیبانی بداند که کشتی اش لنگری ندارد، هیچوقت مسافرت نخواهد کرد و مسافرانش را به تباهی نخواهد کشانید. همانقدر که لنگر در کشتی اهمیت دارد، امید در زندگی مهم است. اما چه نوع امیدی؟

امید واهی و پوچ، هر انسانی را از پا در می آورد. داود می گوید من دائما امیدوار خواهم بود(مزمور 71: 14). دیوید لوید جرج گفته است: " هیچ چیز کشنده تر از کارناتمام برای شکل گیری شخصیت وجود ندارد. امید ما مسیحیان امید پرجلالی است. ما به چیزی امید داریم که بیعانه آن را چشیده ایم و دیده ایم. ما مسیحیان خرافاتی نیستیم بلکه خیلی هم انسانهای واقع گرا هستیم. اگر می گوییم می دانیم که پس از مرگ زنده خواهیم شد بخاطر این است که استاد ما از مردگان برخاسته و برای ما نمونه ای بجا گذاشته است. اگر می گوییم می دانیم که تا ابد در حضور خداوند خواهیم بود، ابدیت را از امروز لمس کرده ایم. ما مسیحیان ایده آلیست نیستیم بلکه رئالیست هستیم و خیلی رئالیست تر از هر رئالیستی. کلام خدا می فرماید که امید ما باعث شرمساری نمی شود(رومیان 5: 5)

امیدی که ما مسیحیان داریم فقط به این چند صباح وابسته نیست بلکه تا ابدیت پیش می رود. امید به ما توانایی می بخشد که وقتی مأیوس می شویم، به خود بگوییم بلند شو چون پاداش تو بس عظیم است. بلند شو چون خداوند تو بزودی برمی گردد. وقتی شک می کنیم، امید به ما روزنه ای را نشان می دهد که می توانیم ببینیم زندگی ما بیهوده نیست. وقتی خسته می شویم امید به پاهای ناتوان ما قوت می بخشد.

فکر می کنید این شخص که بوده است:

در 22 سالگی در کار تجارت شکست خورد.

در 23 سالگی برای عضویت در مجلس مبارزه کرد و شکست خورد.

در 24 سالگی دوباره در کار تجارت شکست خورد.

در 25 سالگی برای مجلس انتخاب شد.

در 26 سالگی همسرش فوت کرد.

در 27 سالگی افسردگی شدید گرفت.

در 29 سالگی برای سخنرانی انتخاب نشد و شکست خورد.

در 31 سالگی در انتخابات شکست خورد.

در 34 سالگی برای شرکت در کنگره شکست خورد.

در 37 سالگی برای کنگره انتخاب شد.

در 39 سالگی برای شرکت در کنگره شکست خورد و انتخاب نشد.

در 46 سالگی برای سنا شکست خورد.

در 47 سالگی برای معاونت ریاست جمهوری شکست خورد.

در 49 سالگی بار دیگر برای سنا شکست خورد.

و در 51 سالگی بعنوان ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا انتخاب شد.

این شخص کسی نبود بجز آبراهام لینکلن.

جان وسلی در یادداشت روزانه اش اینطور نوشته است:

یکشنبه صبح، 5 ماه مه، در سنت آن موعظه کردم و از من خواسته شد که دیگر به آنجا برنگردم.

یکشنبه بعدازظهر، 5 ماه مه، در سنت جان موعظه کردم و شماسان کلیسا گفتند برو بیرون و بیرون هم بمان.

یکشنبه صبح 12 ماه مه، در سنت جود موعظه کردم، آنجا نیز دیگر نمی توانم برگردم.

یکشنبه صبح 19 ماه مه، در جای دیگری موعظه کردم و شماسان جلسه اضطراری گذاشتند و گفتند دیگر به آنجا برنگردم.

یکشنبه بعداز ظهر 19 ماه مه، در خیابان موعظه کردم و با لگد از مردم استقبال شدم.

یکشنبه صبح 26 ماه مه، در میدو موعظه کردم. از میدو مرا تعقیب کردند و مانند گاوی وحشی از دستشان فرار کردم.

یکشنبه صبح 2 ماه ژوئن، در قسمت پایانی شهر موعظه کردم و در آنجا نیز با لگد از من استقبال کردند.

یکشنبه بعدازظهر 2 ماه ژوئن، در مزرعه موعظه کردم و ده هزار نفر آمدند تا موعظه مرا گوش کنند.

آیا حاضرید با امید در این میدان بجنگید؟ این گوی و این میدان.

۱۳۹۳ آذر ۳, دوشنبه

نترس عیسی مسیح با توست

چرا به عیسی ایمان دارم؟

خیلی ها تابه حال از من این سوال را کرده اند که چرا عیسی را انتخاب کرده ام؟

پیغمبران به دو نوع بودند: پیغمبران دروغین و راستین یا حقیقی
پیغمبران حقیقی مانند موسی، داود، اشعیاء، و دیگران همه اعتراف کردند که انسانی بیش نیستند و در حضور خدا خطاکار می باشند. پیغمبران انسانهای معمولی بودند. کلام خدا می فرماید ایلیاء شخصی بود صاحب حواس مانند ما. در حقیقت پیامبران خودشان به نجات از گناهانشان نیاز به نجات دهنده داشتند.

فلاسفه ، هیچکدام نتوانستند راهی بیابند. بعضی گفتند زندگی یعنی لذت و بعضی گفتند امیدی برای زندگی نیست. ولتر فیلسوف معروف، وقتی داشت می مرد، گفت:" من به جهنم می روم، مرا نجات دهید."
در حقیقت فلاسفه که باید به سوالات مردم پاسخ می گفتند، خود قادر به پاسخ سوالات نبودند.
دانشمندان هر کدام بنوعی تقسیم بندی شده اند: خوش بینان و بدبینان. خود دانشمندان می گویند کار ما پیدا کردن آن چیزی است که هست ولی باید کند و کاو کرد و باید دانست که دانشمندان نیز راه حلی برای انسان گمشده ندارند.

سیاستمداران، دنیای ما را به نابودی و هلاکت کشانیده اند. به جز دروغ و حیله چیزی از آنها دیده نشده. اگر واقعا سیاستمداران انسانهایی بودند که نجات را برای انسانها می آوردند اینقدر سقوط و برکنار نمی شدند.
پس چه کس می تواند انسان را نجات دهد؟ چرا پاسخ من عیسی است؟

شخصی نزد یک مرد پیر و حکیم رفت و از او سوال کرد چگونه می توانم مذهبی جدید را ایجاد کنم؟
این مرد پیر در پاسخ به او گفت:" می باید از باکره ای متولد شوی، مریضان را شفا دهی، به باد فرمان دهی که آرام شود و از تو اطاعت کند، مردگان را زنده کنی، و در آخر مصلوب شوی و پس از مرگت دوباره زنده شوی. اگر توانستی این کارها را بکنی پس می توانی رهبر مذهبی باشی!

چرا اصلا نیاز به نجات دهنده داریم؟
چون انسان گمراه است و مانند گوسفندی گمشده می باشد(رومیان10:3-18) و مسیح گفت که انسان را مانند گوسفندی گمشده می بیند. طلاق، مواد مخدر، قتل و زنا، کشتار جمعی، مقام طلبی، تجاوز به حقوق دیگران، ایجاد خرابی و وحشت، شهوت طلبی، دروغ و نارو زدن به دوست، همه و همه ذره ای از بدبختی انسان گمشده را نشان می دهد.
عیسی مسیح تنها نجات دهنده بی همتاست، چون:
1) در مورد او در عهدعتیق پیشگویی شده بود.
2) از مریم باکره متولد شد و گناه انسان را به ارث نبرده بود.
3) پاک زندگی کرد و در تمام زندگیش یکبار برای حتی یک گناه نیز توبه نکرد و حتی دشمنانش گفتند که شخصی مانند او نیست که پاک باشد.
4) معجزاتی کرد که هیچکس نکرده بود:
کوران را بینا کرد، جذامیان را پاک کرد، مردگان را زنده کرد، به باد و طوفان دستور داد و آرام شد. یکبار به بیش از 5000 نفر و یکبار به بیش از 4000 نفر با 5 نان و دو ماهی غذا داد، زندگی گناهکاران را عوض کرد.

5) تعالیمی داد که هیچکس نداده بود.
او می گفت دشمنان خود را محبت کنید، چنانکه پدر آسمانی باران را بر بدان و نیکان می باراند و آفتاب خود را همچنین بر آنان می تاباند.
او می گفت: بلی شما بلی و نی شما نی باشد و اضافه بر این از شریر است.
او می گفت: اگر می خواهی صدقه دهی، دست راستت از آنچه دست چپت می کند خبر دار نشود.
او می گفت: وقتی دعا می کنی مانند ریاکاران دعای خود را طول نده، بلکه به اطاقت رفته در را ببند و در تنهایی دعا کن.
او می گفت: اگر به برادر احمق گفتی در حقیقت قتلی را انجام دادی.
اگر نظر شهوت به زنی می اندازی در همان لحظه با او زنا کرده ای.

6) ادعاهای او عجیب بود.
او گفت: من قیامت و حیات هستم.
من راه و راستی و حیات هستم.
من در هستم.
من شبان نیکو هستم.
من اول و آخر هستم، ابتدا و انتهاء و الف و یا.
من پسر خدا هستم و گفت من و پدر یک هستیم.

7) مرگ و قیام و صعود او عجیب بود.
8) تغییر زندگیها توسط او عجیب است.

آیا کسی بهتر و شایسته تر از عیسی مسیح می شناسید که می تواند نجات دهنده انسانها باشد. امروز قلب خود را برای او باز کن و او را دعوت کن که وارد زندگی تو شود و تو را از گناهانت نجات بخشد.

زمان تعمید آب


یکی از مباحث بزرگ در دنیای مسیحت، زمان تعمید آب میباشد، که ثمره این اختلاف نظر، ایجاد فرقه و کلیساهای گوناگون شده است. در اینجا سعی من بر این است که نگرشی کلی و بی طرف به این مطلب کرده باشم.

1) زمان تعمید آب به نظرکلیسا درمورد رابطه خدا با مردم بستگی دارد.
مسیحیانی که به رابطه با اجتماع مسیحی اهمیت می دهند به تعمید نوزادان گرایش دارند درحالیکه مسیحیانی که به رابطه خدا با فرد مسیحی اهمیت می دهند تنها به تعمید ایمانداران بالغ تمایل دارند .

الف) خدا با هرشخص بعنوان عضوی از یک اجتماع رابطه برقرار می کند.
هر انسان عضوی از یک خانواده یا خانوار واقعی (خروج20: 5 - 6 , اعمال 2 : 39 , 16: 31 , اول قرنتیان 7: 13-14) , عضوی از یک امت دنیوی ( ارمیا 18: 6 - 10) وعضوی از کل نژاد بشر می باشد ( اعمال 17: 26, رومیان 5: 12 و 18 الف).
هر ایماندار عضوی از یک خانواده یا خانوار روحانی یا کلیسا ( افسسیان 2: 19, اول قرنتیان 12: 12-13) , عضوی از قوم خدا ( ارمیا 18: 6-10) و عضوی از ملکوت خدا روی زمین می باشد ( مرقس 10: 13-16).
هر ایماندار در بدن مسیح تعمید روح می یابد ( اول قرنتیان 12: 12-13). در نتیجه تعمید آب همیشه به ایمانداری مربوط می شود که به اجتماع مسیحی می پیوندد.

ب) خدا با هرشخص بعنوان یک فرد رابطه برقرار می کند.
هر انسانی , خواه عادل خواه گناهکار , بواسطه اعمالش داوری خواهد شد ( حزقیال 33: 12-16 , جامعه 12: 14).
هر ایمانداری بواسطه اعمالش نجات خواهد یافت و هر بی ایمانی بخاطر بی ایمانی اش محکوم خواهد شد ( یوحنا 3: 16-18 و 36).
هرایمانداری برای اینکه نشان دهد تمام گناهان شخصی اش پاک شده به آب تعمید می یابد (اعمال 22: 16) . در نتیجه تعمید آب همیشه به ایمانداری مربوط است که شخصا" عادل شمرده می شود !

2) زمان تعمید آ ب به نظر کلیسا درمورد وعده خداوند بستگی دارد.
الف) وعده خدا درعهد عتیق سایه ای از حقیقت آینده و موقتی بود.
عهد فیض خدا بواسطه ابراهیم مقرر شد : خدا, خدای ابراهیم و نسلهای بعدی او می باشد وآنها قوم خدا می باشند ( پیدایش 17: 17) . در عهد جدید این عهد در مورد یک نقشه عالیتر ادامه می یابد.
عهد شریعت خدا بواسطه موسی مقرر شد, عهد فیض خدا تصدیق شد ( پیدایش 6: 2- 8), اما شریعت خدا به آن افزوده شد ( غلاطیان 3: 15 - 19). ظاهرا" عهد شریعت درکتاب شریعت نوشته شد , چون مردم بواسطه موعظه پیامبران خدا را می شناختند , آنها
قربانی های حیوانی را بعنوان کفاره برای گناهانشان می آوردند و ختنه بدنی را بعنوان بخشی از این شریعت تقبل می کردند.
اما این قوانین تا زمان آمدن مسیح و فرارسیدن حقیقت چیزهایی که پیش بینی شده بود, موقتی بودند(کولسیان 2: 17,عبرانیان 7: 12, 18- 19, 8: 6و13, 9: 8-10, 10: 1-4)

ب) وعده خدا درعهد جدید شریعت عهد عتیق را تمام کرد وآن را باطل نمود.
مسیح دراولین ورود خود تورات و صحف انبیا را تمام کرد( متی 5: 17) سپس شریعت و الزامات آن را باطل ساخت ( افسسیان 2: 14-15, کولسیان 2: 14, عبرانیان 8: 13).
وعده عهد جدید با وعده عهد عتیق دراین موارد متفاوتند که الزامات شریعت نه فقط بر کتاب تورات بلکه برقلب ایماندار نوشته می شوند , شناخت خدا تنها از آنچه که پیامبران می گویند حاصل نمی شود بلکه شخصی است , بخشش گناهان تنها آئینی نیست بلکه حقیقتا" تجربه می شود ( عبرانیان 8: 6-13, 9: 8-10, 10: 1-4) و اینکه آنها اختتان روحانی را تقبل می کنند ( رومیان 2: 28-29 , کولسیان 2: 11).

2) زمان تعمید آب به نظر کلیسا درمورد ختنه و تولد تازه بستگی دارد.
کولسیان 2: 11-12 می گوید: " در وی مختون شده اید , به ختنه ناساخته به دست یعنی بیرون کردن بدن جسمانی , بواسطه اختتان مسیح . و با وی در تعمید مختون گشتید که درآن هم برخیزانیده شدید به ایمان برعمل خدا که او را از مردگان برخیزانید" .[46]
سوال این است : " چه موقع یک شخص بوسیله مسیح مختون می شود ؟ "
الف) بعضی از کلیساها نظر آنها درمورد جدایی از اختتان بدنی عهد عتیق را می پذیرند.
ابراهیم نخست ایمان آورد , بواسطه ایمان عادل شد ( نجات یافت ) و سپس نشانه و مهری عبارت از ختنه بدنی را دریافت کرد ( رومیان 4: 6-11). اما فرزندان او ( نسل دوم) نخست هنگام نوزادی ختنه می شدند ( پیدایش 17: 7- 14) و بعدها ایمان می آوردند (پیدایش 25 : 21 , عبرانیان 11: 20) . این کلیساها به این نتیجه می رسند که چون در وعده عهد عتیق نوزادان هشت روزه ختنه بدنی می شدند , دروعده عهد جدید نیز نوزادان باید تعمید داده شوند.
هدف از ختنه بدنی درطی دوره عهد عتیق یک نشانه مشهود ظاهری ازاختتان روحانی دل بود( تولد تازه)(لاویان26: 41, تثنیه10: 16, ارمیا4: 4, 30: 6, رومیان2: 28-29, فیلیپیان 3: 2-3 ) ولواینکه این اختتان روحانی دل مدتها دیرتر از اختتان بدنی آنها درهنگام نوزادی قرار می داشت.
این کلیساها تعلیم می دهند که این بچه ها هنگامیکه درنوزادی براساس ایمان کلیسا تعمید می یابند با مسیح مدفون می شوند و مدتها بعد شخصا" به ایمانشان اعتراف می کنند با مسیح برخیزانیده می شوند.
این کلیساها تولد تازه را بعنوان یک راز خیلی بزرگ تلقی می کنند. آنها می گویند که چون تولد تازه و زمان وقوع آن برای مسیحیان یک راز می باشد (یوحنا3: 3-8 , ارمیا1: 5) , تعمید نوزادان درعهد جدید جایگزین اختتان نوزادان درعهد عتیق شده است . و با وجود آنکه فرزندان نوزاد ایمانداران هنوز شخصا" به عیسی مسیح ایمان نمی آورند, آنها بی گمان به قوم خاص خدا یا کلیسای مسیح تعلق دارند . به این خاطر است که این کلیساهای مسیحی مدعی هستند که فرزندان نوزاد ایمانداران باید تعمید یابند . بعلاوه ایمانی که بعدها این بچه ها دارند در نهایت هدیه پر فیض خدا نیز می باشد ( اعمال 13: 48, 16: 14, 18: 27, افسسیان 2: 8-9 , فیلیپیان1: 29, 2: 12-13 , دوم پطرس 1: 1 , دوم تیموتائوس 3: 15).

ب) بعضی کلیساها نظرآنها درمورد جدایی از اختتان روحانی عهدجدید را می پذیرند.
بی گمان ختنه مردم درطی دوره عهد جدید ختنه بدنی نبود بلکه اختتان روحانی دل بواسطه روح القدس بود ( رومیان 2: 28- 29) . آن شامل کنارگذاشتن طبیعت گناه آلود , طبیعت کهنه گناهکار بود ( کولسیان 2: 11 , رومیان 6: 6-7) . بنابر این اختتان روحانی درعهد جدید همیشه نشاندهنده تولد تازه می باشد. این کلیساها به این نتیجه می رسند که چون مردم در وعده عهد جدید وقتی تولد تازه می یابند و ایمان می آورند از نظر روحانی ختنه می شوند , پس آنها باید بعد از اینکه تولد تازه یافتند و ایمان آوردند تعمید داده شوند.
این کلیساها تعلیم می دهند که مردم در همان لحظه ای که تولد تازه می یابند و ایمان می آورند با مسیح دفن و برخیزانده می شوند.
این کلیساها تولد تازه را دقیقا" معاثر با ایمان تلقی می کنند . آنها می گویند با وجود آنکه تولد تازه بواسطه روح القدس و شیوه و زمان آن برای مسیحیان یک رازمی باشد, تولد تازه در انجیل بیشتر زمانی دقیقا" معاثربا زمان ایمان آوردن به عیسی مسیح است ( یوحنا 1: 12-13, 7: 37-39 , اعمال 11: 14-18, 15: 7-11, افسسیان 1: 13-14, دوم تسالونیکیان 2: 13-14, تیطس 1: 1 , 3: 3-7) . به این خاطر است که این کلیساهای مسیحی ادعا می کنند تعمید عهد جدید صرفا" جایگزین ختنه عهد عتیق نمی شود. و چون بچه های نوزاد هنوزشخصا" به عیسی مسیح ایمان نمی آورند , آنها معتقدند که این بچه ها نباید تعمید داده شوند. آنها ادعا می کنند همه مردم تنها زمانی باید تعمید داده شوند که شخصا" به عیسی مسیح ایمان می آورند و بموجب آن نشان می دهند که تولد تازه یافته و عادل شمرده شده اند.

1) زمان تعمید آب برای نسل اول مسیحیان به شرایط رسالتها بستگی دارد.
نسل اول مسیحیان درشرایط رسالتهای مسیحی به آ ب تعمید می یافتند.
این مسیحیان از یک خانواده غیرمسیحی بودند . همه مسیحیان هم عقیده هستند که نخست باید کلام خدا برای مسیحیان موعظه شود و همچنین این مردم باید قبل از اینکه تعمید آب یابند , نخست ایمان آورند.

الف) کلام خدا برای افراد ( یهودیان , سامری ها و غیریهودیان ) موعظه شد و آنها ایمان آوردند و به آب تعمید داده شدند ( یوحنا 4: 1 , اعمال 2: 37- 39 و 41, 8 : 36-38, 10: 34-36 و 42-48) .

ب) تعمید اهالی خانه
کلام خدا به تمام اهل خانه وعظ می شد, مردم ایمان می آوردند و تمام اعضای خانواده اشان به آب تعمید داده می شدند ( اعمال 16: 14-15 و 30-34, اول قرنتیان 1: 16) . با این وجود نمی توان ثابت کرد که دراین خانواده ها نوزادان تعمید می یافتند . همچنین نمی توان ثابت کرد که دراین خانواده ها نوزادی وجود نداشت.

5) زمان تعمید آب برای نسل دوم مسیحیان به نظرکلیسای آنها بستگی دارد.
نسل دوم مسیحیان در شرایط کلیسای مسیحی درحال رشد به آ ب تعمید می یافتند.
این مسیحیان از یک خانواده مسیحی بودند . آنها وقتی والدینشان ایمانداربودند متولد شدند . مسیحیان هم عقیده نیستند که چه موقع این مردم باید تعمید می یافتند.

الف) بعضی کلیساها یک شیوه گروهی سخت را انتخاب می کنند.
از همه مهمتر این است که کلیسا بدن مسیح ومحل اجتماع قوم خداست ( کولسیان1: 8). یک شخص نخست متعلق به کلیسا ست و سپس بعنوان یک فرد ایمان می آورد. تعمید آ ب نشانه ومهرهمبستگی با قوم خاص خدا , یعنی کلیسا , می باشد.
اما این کلیساها نیز به اهمیت فردی معتقد هستند . در نتیجه آنها شیوه جدیدی را اضافه می کنند که در انجیل تعلیم داده نمی شود : نوزادان تعمید یافته آنها باید بعدها شخصا" مسئولیت ایمان خود را به عهده بگیرند و در برابر عموم به ایمان شخصی خود اعتراف کنند بعنوان نشانه ومهری از این واقعیت که آنها تولد تازه یافته و عادل شده اند.

ب) کلیساهای دیگریک شیوه فردی سخت را انتخاب می کنند.
مهمتراز همه این است که کلیسا افراد ایماندار را جمع آوری ( سازماندهی ) می کند (اعمال 14: 27) . یک شخص نخست بعنوان یک فرد ایمان می آورد وسپس عضو کلیسا میشود . تعمید آ ب نشانه و مهر تولد تازه وعدالت مشخص می باشد.
اما این کلیساها نیز به اهمیت گروه اعتقاد دارند . بنابر این آنها نیز شیوه جدیدی را اضافه
می کنند که درانجیل تعلیم داده نمی شود. نوزادان آنها به مسیح تقدیم می شوند( با مسیح تقدیس می شوند) بعنوان نشانه و مهری از این واقعیت که آنها به قوم خاص خدا ( کلیسا) تعلق دارند.

خلاصه :

شیوه گروهی تعمید :
1) نوزاد درکلیسا تعمید داده می شود.
2) بعدها او شخصا" ایمان می آورد و در کلیسا به ایمانش اعتراف می کند.

شیوه فردی تعمید :
1) نوزاد درکلیسا وقف (تقدیس ) می شود.
2) بعدها او شخصا" ایمان می آورد و درکلیسا تعمید داده می شود.

حال سوال این است که آیا شخص میتواند برای دومین با ربه آب تعمید داده شود.

1) دو نظریه
این موضوع به افرادی محدود می شود که هنگام نوزادی به آب تعمید داده شده اند.
مسیحیان در مورد این مسئله که آیا یک شخص می تواند وقتی شخصا" ایمان می آورد دوباره تعمید داده شود , اختلاف عقیده دارند.

الف) مسیحیانی که با تعمید مجدد به آب مخالفت کردند.
معمولا" مسیحیانی که به جنبه گروهی تعمید روح مسیحی تاکید می کنند با تعمید آب یک شخص برای بار دوم مخالف هستند . آنها آن را بعنوان رد تعمید آب اول تلقی می کنند. آنها تعمید آ ب را تنها یکبار بعنوان نشانه و مهر پیوستن به قوم خاص خدا , یعنی کلیسا , تلقی می کنند.
جنبه های فردی تعمید روح مسیحی ( تولد تازه , عادل شمردن , بخشش همه گناهان) به تعمید آب مرتبط نیست بلکه به اعتراف علنی نوزاد به ایمان .

ب) مسیحیانی که با تعمید مجدد به آب مخالفت نکردند.
اما مسیحیانی که به جنبه فردی تعمید روح مسیحی تاکید می کنند معمولا" با تعمید شخص به آب برای بار دوم مخالف نیستند . آنها تعمیدشان به آب را همانند تعمید آب نوزاد , نشانه ومهر
پیوستن به قوم خاص خدا , یعنی کلیسا , تلقی می کنند , در حالیکه تعمید بعدی خود را همانند تعمید یک ایماندار , نشانه و مهر تولد تازه خود ( تغییر مذهب , ایمان , عادل شمرده شدن ,
بخشش تمام گناهان ) تلقی می کنند.
وقتی آنها برا ی دومین بار به آب تعمید داده می شوند , بموجب آن یک معنای تعمید روح یعنی پیوستن به قوم خاص خدا ( کلیسا) را رد نمی کنند , بلکه معنای دیگر تعمید روح را به این می افزایند یعنی : تولد تازه , اتحاد با مسیح و سهیم شدن در تمام مراحل کار نجات مسیح در گذشته , حال و آینده شامل عادل شمرده شدن یا بخشیده شدن تمام گناهان .

2) تنها نمونه موجود در انجیل که مردم درآن دوبار به آب تعمید داده می شوند.

الف) شاگردان یحیی تعمید دهنده
تنها نمونه موجود در انجیل که مردم درآن دوبار به آ ب تعمید می یابند دراعمال 19: 1-7 میباشد . پولس درافسس چند شاگرد را دید که روح القدس را دریافت نکرده بودند ( یعنی به روح القدس تعمید نیافته بودند) . آنها شاگردان مسیح نبودند بلکه شاگردان یحیی تعمید دهنده بودند و حتی نشنیده بودند که روح القدس وجود داشت .(احتمالا" آنها در طول یکی ازسه عید اجباری ذکوران یهودی دراورشلیم شاگردان یحیی شده بودند ( تثنیه 16: 16) و برای نشان دادن آمادگی اشان جهت پذیرفتن مسیح پیش بینی شده بواسطه یحیی تعمید دهنده تعمید یافته بودند ( مرقس 1: 4- 8) .
درنتیجه واضح است که این " شاگردان " , شاگردان مسیح نبودند , چون آنها مسیحی نبودند, بلکه شاگردان یحیی تعمید دهنده بودند . آنها تعمید روح نداشتند بلکه به آب تعمید یافته بودند.
پولس کلام خدا را در مورد عیسی مسیح و نیاز برای ایمان آوردن به وی را به آنها گفت . او به آنها گفت که عیسی مسیح ایمانداران را به روح القدس تعمید می داد( مرقس1: 8, رومیان 10 : 9- 10) . او دقیقا" چیزی را گفت که مسیح گفته بود : مردم باید بواسطه روح القدس ( یا از آسمان ) دوباره مولود شوند ( یوحنا 3: 3 - 8).
این شاگردان به عیسی مسیح ایمان آوردند و به نام عیسی مسیح به آب تعمید یافتند . پولس دستانش را برآنها نهاد و آنها روح القدس را دریافت کردند ( یعنی تعمید روح یافتند) . گفته نمیشود که این شاگردان پیشنهاد تعمید مجدد به آب را دادند یا پولس . آنچه که واضح است این است که شاگردان به روح القدس تعمید نیافته بودند و اینکه این رسول آنها را برای بار دوم به آب تعمید داد.
این شاگردان اسبق یحیی تعمید دهنده مطابق اولین یهودیان که به مسیح ایمان آوردند (اعمال 2: 37 - 41) , اولین نیمه یهودیان ( سامری ها ) که به مسیح ایمان آوردند ( اعمال 8: 12 - 17) و اولین غیر یهودیانی که به مسیح ایمان آوردند و همه مردمی که
بعدها به مسیح ایمان آوردند ( اول قرنتیان12: 12-13, افسسیان 1: 13) وقتی به عیسی مسیح ایمان آوردند روح القدس را دریافت کردند!

ب) نوزادان مسیحیان
با این وجود در تعمید آب شاگردان یحیی همانند دو تعمید آبی که بواسطه بعضی مسیحیان پیشنهاد شده نیستند . شاگردان یحیی تعمید دهنده متعلق به کلیسا نبودند اما نوزادان مسیحیان به کلیسا تعلق دارند ! مسیحیانی که به جنبه گروهی تعمید روح تاکید می کنند اعمال 19: 1-7 را بعنوان یک دلیل برای تعمید دادن مردم به آب برای باردوم تلقی نمی کنند . اما مسیحیانی که به جنبه فردی تعمید روح تاکید می کنند اعمال 19: 1-7 را بعنوان یک دلیل برا ی تعمید مجدد مردمی که به کلیسا تعلق دارند تلقی می کنند . آنها مخالف این معنای تعمید که پیوستن به قوم خاص خدا می باشد , نیستند بلکه معتقدند تعمید آب صرفا" به معنای پیوستن به قوم خاص خدا نیست بلکه معنای بیشتری دارد.

3) مسیحیان به نتایج متفاوتی رسیدند

الف) مسیحیانی که به جنبه گروهی تعمید روح اهمیت می دهند به خودشان اجازه نمی دهند که برای دومین بار تعمید آب یا بند.
او اطمینان دارد که وقتی بعدها شخصا" به عیسی مسیح ایمان آورد تعمید آب او به هنگام نوزادی نیز نشانه و مهری از معانی دیگر تعمید روح مسیحی می باشد. او به خودش اجازه نمی دهد که برا ی دومین بار به آب تعمید یابد زیرا او اکنون به قوم خاص خدا ( کلیسا ) تعلق دارد.
برتری این نظریه این است که تعمید آب هنگام نوزادی برای بدن مسیح اهمیت زیادی دارد. تعمید نوزاد برای کل کلیسا نماد این است که نوزادان و فرزندان جوانشان بطور کامل به بدن مسیح تعلق دارند. این تاکید کاملا" در مورد جنبه گروهی می باشد . نتیجه محبت به دیگران در بدن مسیح می باشد. او افراد دیگررا که به تعمید نوزاد معتقد هستند نمی رنجاند.

ب) مسیحیانی که به جنبه فردی تعمید روح اهمیت می دهند به خودشان اجازه می دهند که برای دومین بار تعمید آب یابند.
او اطمینان دارد که وقتی بعدها شخصا" به عیسی مسیح ایمان می آورد , می خواهد که بعنوان نشانه و مهری از معانی دیگر تعمید روح ( یعنی که او تولد تازه یافته وعادل شمرده شده است ) دوباره به آب تعمید داده شود.
مزیت این نظریه این است که تعمید مجدد او به آب شخصا" برای خود او اهمیت زیادی دارد. آن برای او نماد این است که او بواسطه روح القدس دوباره متولد شده و شخصا" به عیسی
مسیح ایمان آورده است . این تاکید کاملا" در مورد جنبه فردی است . نتیجه تحکیم ایمان شخصی است.

رابطه بین کلیساها درخصوص تعمید

1)همه مسیحیان باید به تعمید درهردوجنبه گروهی و فردی اهمیت دهند.
درواقع درهردو گروه این تاکید باید روی حفظ یگانگی و اتحاد بواسطه حمایت از هر دو جنبه گروهی و فردی ( افسسیان 4: 1-6) , روی پذیرش اختلاف نظرهای آنها درموضوعهای بحث انگیز( رومیان 14: 1- 23) و روی حفظ محبت فداکارانه ( یوحنا 13: 34- 35) باشد.

2) همه مسیحیان باید به احکام انجیل اهمیت دهند.
الف) تعلیم : تنها یک تعمید وجود دارد - تعمید به روح القدس ( افسسیان 4: 4- 6)
ب) حکم : به مسیحیانی که اعتقاد شخصی دیگری دارند حکم نکنید یا آنها را حقیر نشمارید ( رومیان 14: 1- 5) .
پ) حکم : اعتقاد شخصی خود را به دیگران تحمیل نکنید ( رومیان 14: 13- 23)
ت) حکم : یکدیگر را بپذیرید ( رومیان 15 : 7)
ث) حکم : یکدیگر را محبت کنید ( یوحنا 13: 34 - 35)
ج) حکم : سعی کنید تا یگانگی روح را نگاه دارید ( افسسیان 4: 3 , رومیان 14: 17)

3) همه مسیحیان باید برای اتحاد میان مسیحیان بر سر اصل اهمیت دهند.
الف) اتحاد در اصول
ب) پذیرش در مسائل دیگر
پ) محبت در هر چیزی