۱۳۹۳ آبان ۱۳, سه‌شنبه

افرادی که در تولد مسیح حاضر بودند

افرادی که در تولد مسیح حاضر بودندمیلاد عیسی مسیح مانند شخصیت خودش نیز مربوط می شد به مردم و رابطه با آنها. در میلاد مسیح افراد مختلفی حاضر بودند. مجوسیان، شبانان، هیرودیس، فریسیان و رهبران مذهبی، فرشتگان، مریم و یوسف و در ضمن حیواناتی که در آخور بودند!

در این پیغام می خواهم توجه شما را به این افراد جلب کنم و رفتارها و عکس العملهای آنها را در برابر میلاد مسیح با یکدیگر بررسی کنیم.

انجیل لوقا فصل 1 و 2: 1-20 و متی فصل 1 و 2

مریم: دختری که به اراده خدا تسلیم شد و خدا را پرستشی نبوتی کرد و آنچه در حول و حوش تولد مسیح اتفاق می افتاد در دل خود مانند مرواریدی نگاه می داشت. از مریم این را یاد می گیریم که در هر وضعیتی طالب اراده و خواست خدا باشیم و خدا را به این طریق خشنود سازیم. در ضمن، پرستش ما نیز می تواند با نبوت آمیخته باشد و باعث عظمت و شکوه نام خدا شود. اما آنچه از مریم خیلی زیبا یاد می گیریم این است که او آنچه خدا می گفت و می کرد و در دل خود چون گنجی نگاه می داشت. ما با مکاشفات و پیغامها و اعمالی که خدا در زندگی ما انجام می دهد چه می کنیم. آیا آنها را یادداشت می کنیم. در خاطر خود نگاه می داریم و مرتبا "به آنها فکر می کنیم و خدا را برای آن شکر می کنیم داود می گوید: کلام تو را در دل خود مخفی نگاه داشتم تا مبادا به تو گناه ورزم در یوشع 1 خدا به یوشع می گوید در این کتاب تورات تفکر کن و کامیاب خواهی شد. مریم رمز کامیابی و موفقیت را یاد گرفته بود.


یوسف: یوسف مردی بود غیرتی مثل خیلی از مردان ایرانی دیگر. ولی اجازه نداد که این غیرت باعث خراب شدن کار خدا شود. غیرت خوب است ولی اگر خدا می خواهد کاری بکند و غیرت ما مانع می شود باید آماده باشیم که آن را به کناری بگذاریم. در عهد عتیق داوری بود به اسم یفتاح که داستان او را در داوران 11: 34-40 می خوانیم. او قولی به خداوند داد که درست نبود. او گفت اگر در جنگ پیروز شوم، وقتی برگردم اولین نفری را که ببینم به استقبالم می آید او را برای خداوند قربانی می کنم. و او دختر خود را دید و او را قربانی کرد. این غیرتی بیهوده بود بر قولی که داده شده بود. اگر یفتاح حکیمانه رفتار می کرد متوجه می شد که اراده خدا نیست دخترش را قربانی کند و خدا را می شناخت که خدای رحیم و با محبت است و می توانست از آن قولی که داده بود توبه کند و به زندگی با تنها فرزندش ادامه دهد. یوسف در ضمن نمایاننده شوهری است که از همسرش حمایت می کند و او را خدمت می کند و در هر جا با او همراه است و برای او تدارک می بیند.


مجوسیان و فریسیان و رهبران مذهبی: مجوسیان افرادی بودند که مردان مکاشفه بودند اما دانش کلام خدا را نداشتند. در عوض فریسیان و رهبران مذهبی دانش کلام را داشتند ولی مکاشفه نداشتند. در طی قرون متمادی بحثها سر دانش و مکاشفه بوده است. بعضی شدیدا "طرفدار مکاشفه و بضد دانش کتاب مقدسی بودند و بعضی شدیدا" طرفدار دانش کتاب مقدسی و بضد مکاشفه بودند. اما این دو با هم کار می کنند و عمل می کنند. کلام بدون روح القدس فقط حرفی خشک است و روح القدس بدون کلام نمی تواند عمل کند. اگر مجوسیان دانش کلام داشتند به احتمال قوی این همه کودک در بیت لحم کشته نمی شدند. شما را دعوت می کنم که هم دانش کلام داشته باشید و هم مکاشفه روح القدس از کلام خدا.


شبانان: شبانان وقتی خبر خوش تولد منجی را شنیدند، کاری کردند که هر شبان دیگری این کار را می کرد به او می خندیدند. آنها همه چیز را گذاشتند و به استقبال طفل رفتند. آیا حاضریم از نفع خود بگذریم و جان و مال و خانواده و همه چیز خود را فدای خداوند کنیم. شبانان با شتاب به استقبال منجی رفتند. آنها اشتیاق فراوان برای مسیح داشتند. بعضی شتابها و عجله ها هست که خوب است. متاسفانه گاهی اوقات آنقدر دیر تکان می خوریم که کار از کار گذشته است. وقت آن است که کلیسا و ایمانداران حاضر باشند از همه چیز خود بگذرند و به استقبال این منجی بروند.


هیرودیس: هیرودیس شخصی بود که وقتی خبر تولد پادشاه را شنید، از جایش تکان نخورد و برعکس به آن حسودی کرد. دعای ربانی را خیلی خوب یاد گرفته ایم ولی می دانید که این دعا برای خیلی از سازمانهای مسیحی و کلیساها خطرناک است. در این دعا ما می گوییم. ای پدر ما که در آسمانی نام تو مقدس باد. پادشاهی تو بیاید. اگر ما پادشاهی خدا را بخواهیم، یعنی پادشاهی ما باید نابود شود و پادشاهی او جایگزین آن شود. بعضی شبانان آنچنان به خدمت خود چسبیده اند که مثل اینکه ملکوت خودشان است. بعضی ها سازمانشان را ملکوت خود می دانند. ولی امروز بیایید این دعای خطرناک را بکنیم و بگوییم ملکوت تو بیاید. هیرودیس می ترسید که پادشاهی خود را از دست بدهد و به این علت به آن جنایت بزرگ قتل عام کودکان دست زد. اگر می خواهی ملکوت خود را حفظ کنی دست به هر کار احمقانه ای خواهی زد. ولی اگر در پی ملکوت خدا باشی، آنگاه خدا تو را برکت خواهد داد و باعث برکت هزاران نفر خواهی شد.


فرشتگان: فرشتگان نیز در این تولد حضور فعال داشتند. آنها پیغام خدا را به مریم و شبانان رساندند. آنها نسبت به پیام خدا وفادار بودند و پرستش زیبایی را تقدیم خدا کردند. در تمام تولد مسیح پرستش مرکزیت خاصی دارد. دیدن این مولود ما را به پرستش وا می دارد. یوسف و مریم، شبانان، مجوسیان و فرشتگان، همه پرستش زیبایی را به این مولود تقدیم کردند. امروز شایسته است که این مولود را که بره خدا و شیر یهوداست بپرستیم و زیباترین سرودها را در وصفش بخوانیم و زندگی ما چون عطر خوشبوی پرستش به حضور او بلند کرده شود.


حیوانات در آخور: شاید تعجب کنید که اینها را نیز جزو افراد حاضر در تولد مسیح آورده ایم. حیوانات نشان دهنده افرادی هستند که برایشان تفاوت نمی کند که مسیح متولد شده یا نه و به فکر روزی خود هستند و جای گرم خودشان. متاسفانه بسیاری از مسیحیان و افرادی که هنوز به مسیح ایمان نیاورده اند شبیه این حیوانات هستند. کارشان و پولشان و تفریحشان و لباسشان و ماشینشان و مادیات بطور کلی برایشان مهم تر از خود مسیح است.

امروز خداوند عطا کند که ما مانند این حیوانات یا هیرودیس و فریسیان و رهبران مذهبی با مسیح رفتار نکنیم بلکه چون یوسف و مریم و مجوسیان و شبانان و فرشتگان.


خدا شما را برکت دهد.

تاملی برتاملی بر کلمات! کلمات!



تاملی بر کلماتسازنده ترين کلمه ((گذشت)) است ... آن را تمرين کن.

پرمعنی ترين کلمه ((ما)) است ... آن را به کار بر.

عميق ترين کلمه ((عشق)) است ... به آن ارج بده.

بی رحم ترين کلمه ((تنفر)) است ... با آن بازی نکن.

خودخواهانه ترين کلمه ((من)) است ... از آن حذر کن.

نا پايدارترين کلمه ((خشم)) است ... آن را فرو بر.

بازدارنده ترين کلمه ((ترس)) است ... با آن مقابله کن.

با نشاط ترين کلمه ((کار)) است ... به آن بپرداز.

پوچ ترين کلمه ((طمع)) است ... آن را بکش.

سازنده ترين کلمه ((صبر)) است ... برای داشتنش دعا کن.

روشن ترين کلمه ((اميد)) است ... به آن اميدوار باش.

ضعيف ترين کلمه ((حسرت)) است ... آن را نخور.

تواناترين کلمه ((دانش)) است ... آن را فرا گير.

محکم ترين کلمه ((پشتکار)) است ... آن را داشته باش.

سمی ترين کلمه ((شانس)) است ... به اميد آن نباش.

لطيف ترين کلمه ((لبخند)) است ... آن را حفظ کن.

ضروری ترين کلمه ((تفاهم)) است ... آن را ايجاد کن.

سالم ترين کلمه ((سلامتی)) است ... به آن اهميت بده.

اصلی ترين کلمه ((اعتماد)) است ... به آن اعتماد کن.

دوستانه ترين کلمه ((رفاقت)) است ... از آن سو استفاده نکن.

زيباترين کلمه ((راستی)) است ... با آن روراست باش.

زشت ترين کلمه ((تمسخر)) است ... دوست داری با تو چنين شود ؟؟

موقر ترين کلمه ((احترام)) است ... برايش ارزش قايل شو.

آرامترين کلمه ((آرامش)) است ... به آن برس.

عاقلانه ترين کلمه ((احتياط)) است ... حواست را جمع کن.

دست و پا گير ترين کلمه ((محدوديت)) است ... اجازه نده مانع پيشرفتت شود.

سخت ترين کلمه ((غير ممکن)) است ... وجود ندارد.

مخرب ترين کلمه ((شتابزدگی)) است ... مواظب پلهای پشت سرت باش.

تاريک ترين کلمه ((نادانی)) است ... آن را با نور علم روشن کن.

کشنده ترين کلمه ((اضطراب)) است ... آن را ناديده بگير.

صبور ترين کلمه ((انتظار)) است ... منتظرش بمان.

با ارزش ترين کلمه ((بخشش)) است ... سعی خود را بکن.

قشنگ ترين کلمه ((خوشرويی)) است ... راز زيبايی در آن نهفته است.

رسا ترين کلمه ((وفاداری)) است ... بدان که جمع هميشه بهتر از يک فرد بودن است.

محرک ترين کلمه ((هدفمندی)) است ... زندگی بدون آن پوچ است.

و هدفمند ترين کلمه ((موفقيت)) است ... پس پيش به سوی آن.

۱۳۹۳ آبان ۱۲, دوشنبه

مزامیر

خدایا

خدایا

کتاب مقدس

مسیح در فاصلۀ میان مرگ و قیام خود، کجا بود؟


جواب: در اول پطرس 3: 18-19 میخوانیم: "زيرا كه مسيح نيز برای گناهان يك بار زحمت كشيد، يعنی عادلی برای ظالمان، تا ما را نزد خدا بياورد. در حاليكه بحسب جسم مرد، لكن بحسب روح زنده گشت، و به آن روح نيز رفت و موعظه نمود به ارواحی كه در زندان بودند ".

عبارت "بحسب روح" در آیه 18 به لحاظ ساختاری دقیقا مانند عبارت "بحسب جسم" میباشد. بنابراین اینطور بنظر میرسد که میتوان کلمه روح را در همان زمینهای که کلمۀ جسم بکار گرفته شده است مطالعه کرد. کلامات "بحسب روح زنده گشت" اشاره به این حقیقت دارند که روح انسانی عیسی مسیح (که بخاطر ما گناه شده و مرگ را پذیرفت)، از پدر جدا شد (متی 27: 46). این مقایسه و تقابل میان مسیح مجسم شده و روح القدس نیست. بلکه مطابق متی 27: 41 و رومیان 1: 3-4 بین روح و جسم است. بعد از آنکه عیسی مسیح کفارۀ گناهان ما را به کمال رسانید، روح او، آن مشارکتی را که برای مدتی گسیخته شده بود دوباره از سر گرفت.

اول پطرس 3: 18-22 ارتباط لازم میان رنج مسیح (آیه 18) و جلال یافتن او را (آیه 22) بیان میکند. فقط پطرس است که راجع به اتفاقاتی که حد فاصل مرگ و قیام عیسی رخ دادهاند، اطلاعات مشخصی ارائه میدهد. عبارت "موعظه نمود" واژۀ غیرمعمولی است که در عهد جدید برای موعظۀ انجیل بکار میرفت. معنی تحت اللفظی آن «از پیش خبر دادن" و یا بشارت دادن است. مسیح رنج کشید و بر روی صلیب جان سپرد و جسد او در قبر گذاشته شد و وقتی او بر صلیب گناه شد، روح او نیز مرد. اما زمانیکه بحسب روح زنده گشت، او آن را به خدای پدر تسلیم نمود. مطابق پطرس، عیسی مسیح، در زمانی مابین موت و قیامش، به ارواحی كه در زندان بودند پیغام خاصی را اعلام نمود.

پطرس مردمی را که عیسی به سوی آنان رفت "ارواح" (یا جانها) خطاب میکند. نه "روحها" (3: 20). در عهد جدید، کلمه "روحها" برای توصیف فرشتگان و نیروهای شریر، مورد استفاده قرار گرفته است. و نه برای توصیف انسانها! واینطور بنظر میرسد که آیۀ 22 چنین مفهومی را در بر دارد. همچنین هیچ جای کلام گفته نشده که عیسی به ملاقات جهنم رفت. در اعمال 2: 31 میخوانیم که او به عالم اموات رفت. اما عالم اموات، جهنم نیست، بلکه عالم مردگان است. عالم اموات مکان موقتی است که مردگان آنجا انتظار قیامت را میکشند. مکاشفه 20: 11-15 تفاوت بین این دو را بخوبی مشخص میکند. جهنم مکان نهائی داوری گم شدگان است. اما عالم اموات مکانی است موقتی.

خداوند ما روح خود را به پدر سپرد و جان داد و حد فاصل مرگ و قیام خویش به عالم مردگان رفت تا به موجودات روحانی (احتمالا فرشتگان سقوط کرده، یهودا 6) که احتمالا قبل از طوفان نوح نیز وجود داشته اند. پیغامی ارائه نماید. آیه 20 قضیه را روشن میسازد. پطرس نمیگوید که او به این روحهای در زندان چه میگوید. اما نمیتواند پیغام نجات باشد زیرا فرشتگان نمیتوانند نجات یابند (عبرانیان 2: 16). احتمالا آن پیغام، اعلام پیروزی مسیح بر شیطان و تمام نیروهای شریرش بوده است (اول پطرس 3: 22؛ کولسیان 2: 15). از افسسیان 4: 8-10 اینچنین بنظر میرسد که مسیح به بهشت ​​(لوقا 16: 20؛ 23: 43) رفت و تمام آنانی را که قبل از مرگش به او ایمان آورده بودند به بهشت ​​ببرد. جزئیات آنچه اتفاق افتاده است در متن ارائه نشدهاند. اما اکثر محققین کتاب مقدس معتقدند که عبارت "اسیری را به اسیری برد" را میتوان اینگونه تفسیر کرد.

بنابراین، با وجود همۀ آنچه گفته شد، کلام خدا بطور کامل مشخص نکرده است که مسیح دقیقا در این سه روز، یعنی مابین مرگ و قیامش، چه کار میکرد. چنین بنظر میرسد که او پیروزی خود را بر فرشتگان سقوط کرده وبی ایمانان اعلام میکرد. آنچه را بطور یقین میتوانیم بدانیم این است که او در این مدت به مردم فرصت دوباره برای نجات نداد. هیچ جواب قطعی برای کار مسیح در فاصلۀ بین مرگ و قیامش وجود ندارد. شاید این یکی از اسرای است که تا به روز جلال آنرا درک نخواهیم نمود.

کتاب مقدس راجع به نوشیدن نوشابههای الکلی چه میگوید؟ آیا گناه است اگر یک مسیحی نوشابۀ الکلی بنوشد؟


جواب: آیات متعددی ما را سفارش میکنند که از مصرف الکل خودداری کنیم (لاویان 10: 9؛ اعداد 6: 3؛ تثنیه 14: 26؛ 29: 6؛ داوران 13: 4 و 7 و 14؛ اول سموئیل 1: 15 . امثال 20: 1؛ 31: 4 و 6؛ اشعیا 5: 11 و 22؛ 24: 9؛ 28: 7؛ 29: 9؛ 56: 12؛ میکاه 2:11. لوقا 1: 15). با این وجود، کلام خدا لزوما مسیحیان را از نوشیدن آبجو، شراب و سایر نوشابههای الکلی، منع نکرده است. مسیحیان ملزم شدهاند که از مستی اجتناب کنند (افسسیان 5: 18). کتاب مقدس، مستی و طبعات آنرا محکوم میکند (امثال 23: 29-35). همچنین مسیحیان امر یافتهاند که اجازه ندهند چیزی بر آنها تسلط یابد (اول قرنتیان 6: 12؛ دوم پطرس 2: 19). کلام خدا همچنین هر کاری را که باعث لغزش و عذاب وجدان سایر مسیحیان شود، نکوهش میکند (اول قرنتیان 8: 9-13) و در نور چنین اصولی، بسیار سخت است که مسیحیان الکل بنوشند و ادعا کنند که خدا را جلال می دهند (اول قرنتیان 10: 31).

مسیح آب را به شراب تبدیل نمود. به نظر میرسد که شاید او نیز در مواقعی شراب نوشیده است (یوحنا 2: 1-11؛ متی 26: 29). در زمان عهد جدید، آب آنچنان پاک و تمیز نبود. در نبود اقدامات بهداشتی و زهکشی فاضلاب و تصفیههای مدرن امروزی، آبها مملو از ویروسها و باکتریها و هرنوع آلایندهای بودند. این امر در کشورهای جهان سوم نیز مصداق دارد. در نتیجه مردم گاهی شراب (آب انگور) - که محتملا کمتر آلوده بوده است - را مینوشیدند. در اول تیموتائوس 5: 23 پولس تیموتائوس را چنین تعلیم میدهد که فقط خورندۀ آب نباشد (که احتمالا باعث درد معده او شده بود) بلکه اندکی نیز شراب بنوشد. کلمۀ یونانی، که در کتاب مقدس برای شراب بکار رفته است، همان کلمهای است که در زندگی روزمره به شراب اطلاق میشد. در آن روزگار نیز شراب تخمیر میشد اما نه تا درجهای که امروز حاصل میشود. شاید درست نباشد که بگوییم صرفا آب انگور بوده است اما درست هم نیست که آنرا معادل شرابهای امروزی قلمداد کنیم. بازهم تأکید میکنم که کلام خدا مسیحیان را از نوشیدن آبجو، شراب و سایر نوشابههای الکلی، منع نکرده است. خود الکل به تنهایی گناه آلود نیست، اما ایمانداران باید از مستی و اعتیاد به الکل مطلقا دوری نمایند (افسسیان 5: 18؛ اول قرنتیان 6: 12). مطابق با اصول کلام خدا، بسیار مشکل است که ادعا کنیم نوشیدن الکل در هر اندازه و به هر مقداری باعث جلال خدا میشود.