۱۳۹۳ آبان ۷, چهارشنبه

کتاب مقدس دربارة نظم مالی چه می گوید؟


جواب: کتاب مقدس چیزهای زیادی دربارة نظم مالی می گوید. درمورد قرض کردن، کتاب مقدس بطور کلی نصیحت به قرض نکردن می کند. امثال سلیمان 6: 1-5، 20: 16، 22: 7 و 26-27 ("توانگر بر فقیر تسلط دارد و مدیون غلام طلبکار می باشد ... از جملة آنانیکه دست می دهند مباش و نه از آنانیکه برای قرضها ضامن می شوند، اگر چیزی نداری که ادا نمایی پس چرا بستر ترا از زیرت بردارد "). بارها و بارها، کتاب مقدس در مورد طمع به جمع کردن مال هشدار می دهد و ما را تشویق به این می کند که بدنبال ثروت روحانی باشیم. امثال سلیمان "28: 20 می گوید:" مرد امین برکت بسیار خواهد یافت، اما آنکه در پی دولت می شتابد بیسزا نخواهد ماند "امثال سلیمان 10: 15، 11: 4، 18: 11، 23: 5 را هم بخوانید.

امثال سلیمان 6: 6-11 مشوق حکمتی است که نسبت به تنبلی یعنی چیزی که بدون شک مشکلات مالی را بدنبال دارد، هوشیار است. به ما گفته شده است به مورچه ها نگاه کنیم که کار کرده آذوقه جمع می کنند. این قسمت از کلام ما را در مورد خواب بودن هم هشدار می دهد که نباید خواب باشیم و باید خود را مشغول کارهای با فایده کنیم. یک "شخص کند" تنبل است، و یک فرد تنبل ترجیح می دهد بجای کار استراحت کند و سرانجام چنین شخصی واضح است - فقر و احتیاج. طرف متقابل آن کسی است که دائما در فکر کار کردن و بدست آوردن پول می باشد. بر اساس جامعه 5: 10 چنین کسی هیچوقت از ثروتش ارضاء نمی شود و همیشه باید بدنبال بیشتر پول باشد. اول تیموتاووس 6: 6-11 در مورد تلة ای بنام شهوت مال هشدار می دهد.

کتاب مقدس بجای پول روی پول گذاشتن برای خود، تعلیم می دهد که دهنده باشیم، نه گیرنده. "اما خلاصه این است هر که با بخیلی کارد با بخیلی هم درو کند و هر که با برکت کارد با برکت نیز درو کند. اما هر کس بطوریکه در دل خود اراده نموده است بکند نه بحزن و اضطرار زیرا خدا بخشندة خوش را دوست می دارد "(2 قرنتیان 9: 6-7). بعلاوه ما تشویق به این شده ایم که ناظران امینی برای مالی که خدا به ما داده است باشیم. در لوقا 16: 1-13، عیسی مثل آن ناظر نادرست را برای ما تعریف کرد تا ما را دربارة بی توجهی امانت در مال هشدار دهد. درس اخلاقی این مثل این است که "هر گاه در مال بی انصافی امین نبودید کیست که مال حقیقی را بشما بسپارد" (آیة 11). بعلاوه ما مسئول برآورده کردن نیاز خانواده مان هستیم، چنانکه 1 تیموتاووس 5: 8 به ما یادآوری می کند: "اگر کسی برای خویشان و علی الخصوص اهل خانة خود تدبیر نکند منکر ایمان و پست تر از بی ایمانست".

خلاصه، کتاب مقدس دربارة نظم مالی چه می گوید؟ جواب می تواند در یک کلمه خلاصه شود - حکمت. ما باید با پولمان حکیمانه رفتار کنیم. ما باید پس انداز داشته باشیم ولی نه اینکه برای انبار کردن آن حریص باشیم. ما باید خرج کنیم، اما با حساب و کنترل شده. ما باید مقداری را که خدا تعیین کرده با خوشحالی و با از خود گذشتگی به او بر گردانیم. ما باید از پولمان برای کمک به دیگران استفاده کنیم، اما با تشخیص و هدایت روح خدا. ثروتمند بودن اشتباه نیست، اما عشق به پول اشتباه است. فقیر بودن اشتباه نیست، اما تلف کردن پول روی چیزهای بی اهمیت اشتباه است. پیغام ثابت کتاب مقدس این است که باید با حکمت نظارت بر اموالمان را در کنترل داشته باشیم.

۱۳۹۳ آبان ۶, سه‌شنبه

صدای نجات و آزادی

عزیزان ایماندار لطفا حقیقت وجودی خودمان که از کلام خداست را به اشتراک بگزاریم تا صدای نجات و آزادیمان به گوش همگان برسد....

از انبیاء دروغین بر حذر باشید که در لباس میش به نزد شما می آیند ولی در باطن گرگان درنده اند.
آنان را از اعمالشان خواهید شناخت، آیا می توان از بوته خار انگور و از خاربن انجیر چید؟
همینطور درخت خوب میوه نیکو ببار می آورد ودرخت فاسد میوه بد.
درخت نیکو نمیتواند میوه بد ببار آورد و نه درخت فاسد میوه نیکو.
درختی که میوه خوب ببار نیاورد آن را می برند و در آتش می اندازند.
بنابراین شما آنها را از میوه هایشان خواهید شناخت.
متی 7..15.............20
Beware of false prophets, which come to you in sheep's clothing, but inwardly they are ravening wolves.
Ye shall know them by their fruits. Do men gather grapes of thorns, or figs of thistles?
Even so every good tree bringeth forth good fruit; but a corrupt tree bringeth forth evil fruit.
A good tree cannot bring forth evil fruit, neither can a corrupt tree bring forth good fruit.
Every tree that bringeth not forth good fruit is hewn down, and cast into the fire.
Wherefore by their fruits ye shall know them
Matthew 7.15..............20
ئاگاداری پێغه‌مبه‌رانی درۆزن بن كه‌ له‌ پێستی مه‌ڕدا بۆ لاتان دێن، به‌ڵام له‌ناوه‌وه‌ گورگی دڕنده‌ن.
به‌ به‌رهه‌میان ده‌یانناسن. ئایا ترێ له‌ دڕك ده‌ڕنن یان هه‌نجیر له‌ چقڵ؟
به‌م شێوه‌یه‌ هه‌ر دارێكی باش به‌رهه‌می باش ده‌دات، داری خراپیش به‌رهه‌می خراپ.
داری چاك ناتوانێت به‌رهه‌می خراپ بدات و داری خراپیش ناتوانێت به‌رهه‌می باش بدات.
هه‌ر دارێك به‌رهه‌می باش نه‌دات ده‌بڕدرێته‌وه‌ و فڕێده‌درێته‌ ناو ئاگر.
كه‌واته‌ به‌ به‌رهه‌میان ده‌یانناسن.
مه‌تا 7..15................20
Men vokt eder for de falske profeter, som kommer til eder i fåreklær, men innvortes er glupende ulver!
Av deres frukter skal I kjenne dem; kan en vel sanke vindruer av tornebusker eller fiken av tistler?
Således bærer hvert godt tre gode frukter, men det dårlige tre bærer onde frukter.
Et godt tre kan ikke bære onde frukter, og et dårlig tre kan ikke bære gode frukter.
Hvert tre som ikke bærer god frukt, blir hugget ned og kastet på ilden.
Derfor skal I kjenne dem av deres frukter.
Matteus 7..15......20
«احْتَرِزُوا مِنَ الأَنْبِيَاءِ الْكَذَبَةِ الَّذِينَ يَأْتُونَكُمْ بِثِيَابِ الْحُمْلاَنِ وَلَكِنَّهُمْ مِنْ دَاخِلٍ ذِئَابٌ خَاطِفَةٌ!
مِنْ ثِمَارِهِمْ تَعْرِفُونَهُمْ. هَلْ يَجْتَنُونَ مِنَ الشَّوْكِ عِنَباً أَوْ مِنَ الْحَسَكِ تِيناً؟
هَكَذَا كُلُّ شَجَرَةٍ جَيِّدَةٍ تَصْنَعُ أَثْمَاراً جَيِّدَةً وَأَمَّا الشَّجَرَةُ الرَّدِيَّةُ فَتَصْنَعُ أَثْمَاراً رَدِيَّةً
لاَ تَقْدِرُ شَجَرَةٌ جَيِّدَةٌ أَنْ تَصْنَعَ أَثْمَاراً رَدِيَّةً وَلاَ شَجَرَةٌ رَدِيَّةٌ أَنْ تَصْنَعَ أَثْمَاراً جَيِّدَةً.
كُلُّ شَجَرَةٍ لاَ تَصْنَعُ ثَمَراً جَيِّداً تُقْطَعُ وَتُلْقَى فِي النَّارِ.
فَإِذاً مِنْ ثِمَارِهِمْ تَعْرِفُونَهُمْ.
متى 7..15.............20

متی 14:24

به این بشارت ملکوت در تمام عالم موعظه خواهد شد تا بر تمام امت ها شهادتی شود ، آنگاه انتها خواهد رسید. متی 14:24

اگر به زبانهای مردم وفرشتگان سخن گویم ولی محبت نداشته باشم فقط یک طبل میان تهی وسنج پر سرو صدا هستم ، اگر قادر به نبوت و درک کلیۀ اسرار الهی و تمام دانشها باشم و دارای ایمانی باشم که بتوانم کوه ها را از جایشان به جای دیگر منتقل کنم ولی محبت نداشته باشم هیچ هستم
اول قرنتیان 1:13

پیدایش 3:18

پیدایش 3:18
خار و خس نیز برایت خواهد رویانید و سبزه های صحرا را خواهی خورد .
در باغ زندگی ما گاه علفهای هرز میروید ، گلهای کوچک و زیبایی هم دارد ، دلمان میسوزد انها را ریشه کن کنیم ، دلمان میسوزد .
ولی علف هرز رشد میکند ابتدا گلهای باغچه را در هم می پیچد و بعد اگر فرصت دهی به سراغ درختان میوه می روند و شیره آنها را آنقدر می مکند تا خشک شوند و تا چشم به هم بزنی باغ به خارستان تبدیل شده است .
چه کسی آن تاج خار را بر سر عیسی مسیح گذاشت ؟ مهیا کننده آن شاگرد او بود .
امروز نیز شریر بسیار زیبا و با کلام خداوند و همچون ماری خوش خط و خال در میان ماست و سعی در جدایی فرزندان خداوند دارد .
ابتدا از خادمی ایرادی میگیرد و بعد کشیشان و خادمین راستین خداوند را میکوبد ، و آنقدر این کار را با ملایمت و زیرکی انجام میدهد که وقتی متوجه میشویم که خودمان با او همکاری کرده ایم برای گذاشتن تاج خار بر سر خداوند عیسی .
مثل مار هشیار و مثل کبوتر ساده باشید .
نگاره: ‏پیدایش 3:18
خار و خس نیز برایت خواهد رویانید و سبزه های صحرا را خواهی خورد .
در باغ زندگی ما گاه علفهای هرز میروید ، گلهای کوچک و زیبایی هم دارد ، دلمان میسوزد انها را ریشه کن کنیم ، دلمان میسوزد .
ولی علف هرز رشد میکند ابتدا گلهای باغچه را در هم می پیچد و بعد اگر فرصت دهی به سراغ درختان میوه می روند و شیره آنها را آنقدر می مکند تا خشک شوند و تا چشم به هم بزنی باغ به خارستان تبدیل شده است .
چه کسی آن تاج خار را بر سر عیسی مسیح گذاشت ؟ مهیا کننده آن شاگرد او بود .
امروز نیز شریر بسیار زیبا و با کلام خداوند و همچون ماری خوش خط و خال در میان ماست و سعی در جدایی فرزندان خداوند دارد .
ابتدا از خادمی ایرادی میگیرد و بعد کشیشان و خادمین راستین خداوند را میکوبد ، و آنقدر این کار را با ملایمت و زیرکی انجام میدهد که وقتی متوجه میشویم که خودمان با او همکاری کرده ایم برای گذاشتن تاج خار بر سر خداوند عیسی .
مثل مار هشیار و مثل کبوتر ساده باشید .‏

همسر قائن که بود؟ آیا قائن با خواهرش ازدواج کرده بود؟

جواب: کتاب مقدس مشخصا نمیگوید که همسر قائن چه کسی بود. شاید تنها جواب ممکن این باشد که قائن خواهرش یا برادر زاده و یا نوۀ برادرش را به همسری اختیار نمود. کتاب مقدس دقیقا مشخص نکرده که وقتی قائن برادرش هابیل را کشت چند ساله بود (پیدایش 4: 8). از آنجائی که هردو برزگر بودند، احتمالا کاملا بالغ بوده و خانواده داشتهاند. بطور قطع، آدم و حوا به هنگام مرگ فرزندان دیگری غیر از هابیل و قائن داشتهاند (پیدایش 5: 4). این حقیقت که قائن بعد از قتل برادرش از جان خود میترسید (پیدایش 4: 14) حاکی از این است که احتمالا فرزندان و شاید نوهها و یا نتیجههای آدم و حوا در آن زمان حاضر بودهاند. همسر قائن (پیدایش 4: 17) دختر و یا نوۀ دختری آدم و حوا بوده است.

از آنجایی که آدم و حوا اولین (و تنها) انسانهای روی زمین بودند، برای فرزندان آنها چارهای جز ازدواج خویشاوندی وجود نداشت. خداوند ازدواج خویشاوندی (خواهر و برادر) را زمانی منع کرده که جمعیت به حدی رسید که دیگر نیازی به این امر نبود (لاویان 18: 6 -18). دلیل بروز ناهنجاریهای ژنتیکی در ازدواجهای خویشاوندی این است که وقتی دو شخص خویشاوند (خواهر و برادر) با هم ازدواج میکنند، احتمال بروز نقصهای ژنتیکی بیشتر میشود چون والدین دارای نقصهای ژنتیکی یکسان هستند. وقتی در ازدواج نسبت فامیلی برقرار نباشد احتمال داشتن نقصهای ژنتیکی یکسان نزد والدین بسیار کم میشود. درطول قرون متمادی با تکثیر و بسط یافتن نقصهای ژنتیکی از نسلی به نسل بعد، کدهای ژنتیکی بطور فزایندهای آلوده شدهاند. اما آدم و حوا هیچ نقص ژنتیکی نداشتند. همین مسئله باعث شده بود که آنها و چند نسل بعد از آنها نیز بسیار سالم تر از ما (نسل کنونی) باشند. حتی اگر آدم و حوا و فرزندان آنان چند نقص اندک ژنتیکی نیزمیداشتند، باز هم ازدواج خویشاوندی در میان آنان از امنیت بیشتری برخوردار بود. شاید تصور اینکه همسر قائن خواهرش بوده است غریب و رقت بار باشد، اما از آنجائی که در ابتدا خداوند خلقت انسان را با یک مرد و یک زن آغاز نمود. نسل دوم هیچ انتخابی جز ازدواج خویشاوندی نداشت.

زندگی چه مفهومی دارد؟


جواب: زندگی معنی چیست؟ چگونه می توان زندگی هدفمندی پیدا کرد که در آن احساس رضایت داشت؟ آیا امکان دارد قادر باشم عملی انجام دهم که اهمیت و ارزشی جاودانی داشته باشد؟ اینها سؤالاتی است که اکثر مردم دائم از خود می پرسند. آنان وقتی به زندگی گذشتۀ خود می نگرند متحیر از آنند که علی رغم همۀ توفیقاتی که داشته اند چرا بسیاری روابط در زندگیشان مختل شده اند. از یکی از موفقترین و مشهورترین بازیکنان بیس بال پرسید شد: "اگر تصور کنید که امروز اولین روزی است که بازی حرفه ای خود را آغاز می کنید، آرزو دارید چه نصیحتی بشنوید؟" او در جواب گفت: "ای کاش کسی به من می گفت وقتی به اوج موفقیت برسم، در آنجا چیزی نیست که به آن رسیده باشم." در زندگی زمینی و کوتاه خود تنها پس از رسیدن به هدف است که در می یابیم سال ها عمر با ارزش خود را جهت رسیدن به هدفی پوچ تلف کرده ایم!

در اجتماع بشردوستانۀ امروزی، مردم اهداف بیشماری را دنبال می کنند. آنها به غلط تصور می کنند که با رسیدن به اهداف خویش به مفهوم واقعی زندگی دست خواهند یافت. اهدافی از قبیل: موفقیت در شغل، ثروت، داشتن روابط صحیح، امیال جنسی، تفریح​​، انجام اعمال نیکو نسبت به سایر مردم، و غیره. مردم شهادت داده اند که حتی زمانی که به اهداف خود، یعنی ثروت، روابط، و لذت رسیدند، درون خود احساس تهی بودن داشته اند که گویا چیزی قادر نبوده آن را پر کند.

در کتابمقدس نویسندۀ کتاب جامعه این احساس خلاء را اینچنین بیان می کند: ". اباطیل، همه چیز باطل اباطیل است" نویسندۀ جامعه دارای ثروت بی حد و حصری بود. حکمت او والاتر از همۀ افراد عصر خویش و حتی عصر ما بود. باغات، قصرها و املاک او مورد حصادت سایر پادشاهان بود. زنان بیشمار داشت، بهترین غذاها و مشروبات در دسترس او بود، و هر گونه تفریح ​​قابل دسترس آن زمان برای او فراهم بود. او اقرار می کند که هر چه دلش هوس کرد در این زندگی زمینی بدست آورد. ولی در نهایت می گوید: "زندگی زیر آفتاب (که فقط اشاره به زندگی جسمانی ما بر زمین می کند یعنی آنچه می بینیم و حس می کنیم)" باطل و نامفهوم است "چرا اینچنین خلاء در زندگی انسان وجود دارد چونکه خدا ما را برای هدفی والاتر از آنچه اینجا بدست می آوریم آفریده است سلیمان در مورد خدا می گوید: ".... او ابدیت را در دلهای ایشان نهاده ....." در عمق وجود خویش ما نیز به خوبی می دانیم که این دنیا، زندگی جسمانی ما در آن، و یا رسیدن به اهداف انسانی نمی تواند همه چیز باشد. چیزی ماورای این زندگی خاکی وجود دارد.

در کتاب پیرایش، اولین کتاب کتابمقدس، می بینیم که خدا انسان را به شباهت خود آفرید (پیدایش 26: 1). این بدان معنی است که بیش از آنکه شبیه شکل های دیگر حیات باشیم در شباهت خدا هستیم. قبل از آنکه انسان در گناه سقوط کند و زمین ملعون گردد کتاب پیدایش وضعیت انسان را اینگونه شرح می دهد: 1- خدا انسان را بصورت یک موجود اجتماعی آفرید (پیدایش 18: 2-25)، 2- خدا انسان را به کار گماشت (پیدایش 15: 2)، 3- خدا با انسان مشارکت و مصاحبت داشت (پیدایش 8: 3)، 4- و خدا انسان را بر زمین حاکم ساخت (پیدایش 26: 1). آیا نکتۀ مهمی در این مطالب یافت می شود؟ خدا همۀ اینها را به ما آدمیان عطا کرد تا به کمال و رضایت خاطر در زندگی دست یابیم. اما همۀ این موارد (بطور اخص مشارکت خدا با انسان) شدیدا تحت تأثیر سقوط آدم در گناه و در نتیجه، ملعون شدن زمین قرار گرفت. (پیدایش 3)

مطابق کتاب مکاشفه، آخرین کتاب کتابمقدس، پس از رخداد وقایع زمان آخر، خدا آسمان و زمین کنونی را خراب کرده، آسمان ها و زمین جدیدی در بعدی ابدی خواهد آفرید. در آن زمان او مشارکت مطلق و کامل خود را با انسان های نجات یافته احیا خواهد کرد. دیگران را داوری کرده به دریاچۀ آتش خواهد افکند. (مکاشفه 11: 20-15) لعنت گناه برداشته خواهد شد و آنجا دیگر نه گناه، نه غم، نه بیماری، نه درد، و نه مرگ خواهد بود (مکاشفه 04:21). ایمانداران وارث همه چیز خواهند بود، خدا در میان ایشان ساکن خواهد بود، و آنان پسران خدا خوانده خواهند شد (مکاشفه 07:21). حال می توان نقشۀ نجات را دید: خدا ما را آفرید تا با او مشارکت و مصاحبت داشته باشیم، انسان گناه کرد و این رابطه شکسته شد، و خدا مشارکتی احیا شده را در ابدیت برای نجات یافتگان تدارک دیده است. در زندگی زمینی خود، حتی اگر به همۀ اهداف خویش برسیم، به محض مردن برای تمام ابدیت از خدا جدا خواهیم شد. اگر این زندگی زمینی ما را به جدائی ابدی از خدا برساند، پس حقیقتا همه چیز باطل اباطیل است. اما خدا راهی مهیا نمود تا نه تنها به برکت ابدی برسیم (لوقا 43:23)، بلکه زندگی زمینی ما نیز با مفهوم و کاملا رضایت بخش باشد. چگونه می توان به برکت ابدی و زندگی بامفهوم زمینی نائل گردید؟

در عیسی مسیح مفهوم زندگی احیا شده است

چنانکه در بالا اشاره شد، زندگی واقعی چه بر روی زمین و چه در ابدیت بستگی به احیا شدن آن رابطه ای دارد که در اثر گناه آدم گسسته شد. در حال حاضر این رابطه فقط توسط پسر خدا، عیسی مسیح، احیا گشته و قابل دسترسی است (اعمال 12: 4؛ یوحنا 06:14؛ یوحنا 12: 1). حیات ابدی زمانی دریافت می شود که شخص از گناهان خود توبه کرده (یعنی دیگر نمی خواهد به گناهانش ادامه دهد و مشتاق آن است که مسیح زنده او را عوض کرده، از او شخص جدیدی بسازد)، و زندگی جدیدی را بر مبنای اعتماد به مسیح شروع می کند. (برای مطالعۀ بیشتر در این زمینه به نقشۀ نجات چیست؟ مراجعه کنید.)

باید به خاطر داشت که اگر چه شناختن عیسی مسیح به عنوان نجات دهنده حقیقت ارزنده ای است، ولی مفهوم واقعی زندگی فراتر از آن است. مفهوم واقعی زندگی را زمانی تجربه خواهید کرد که مانند یک شاگرد او را پیروی کنید، از او تعلیم یابید، به خواندن کلامش (کتابمقدس) بپردازید، در دعا با او مصاحبت داشته باشید، و در اطاعت از احکامش در او سلوک نمائید. اگر شما به مسیح ایمان ندارید (و یا اینکه تازگی ایمان آورده اید) شاید این مطالب برای شما جالب و یا ارضاء کننده بنظر نیایند ولی لطفا به مطالعۀ این بخش ادامه دهید تا ببینید مسیح چه ادعاهائی نمود.

"بیائید نزد من ای تمام زحمتکشان و گرانباران، و من شما را آرامی خواهم بخشید. یوغ مرا بر خود گیرید و از من تعلیم یابید زیرا که حلیم و افتاده دل می باشم و در نفوس خود آرامی خواهید یافت زیرا یوغ من خفیف است و بار من سبک. "(متی 28: 11-30) "... من آمدم تا ایشان حیات یابند و آن را زیادتر حاصل کنند." (یوحنا 10:10) "... اگر کسی خواهد متابعت من کند، باید حود را انکار کرده و صلیب خود را برداشته از عقب من آید. زیرا هر کس بخواهد جان خود را برهاند آن را هلاک سازد. اما هر که جان خود را به خاطر من هلاک کند آن را دریابد. "(متی 24: 16-25) "در خداوند تمتع ببر و او مسئلت دل تو را به تو خواهد داد." (مزمور 4:37)

این آیات به ما نشان می دهند که ما حق انتخاب داریم. ما می توانیم با پیروی از خواسته های خود زندگی خود را به پیش ببریم که در این صورت زندگی تهی و نامفهومی را تجربه خواهیم کرد، و یا اینکه با تمامی دل، خدا و ارادۀ او را بطلبیم که در آن صورت زندگی بامفهوم و پرباری را تجربه خواهیم کرد که از آن راضی خواهیم بود. این آن چیزی است که خدای آفرینندۀ ما، با محبت و بهترین آرزوهای خویش برای خیریت ما تدارک دیده است (یعنی یک زندگی پرمعنا و اقناء شده. و نه صرفا یک زندگی آسان و بی دردسر)​​.

در خاتمه مایل هستم مثالی را که از یک شبان شنیده ام با شما در میان بگذارم. شخصی را در نظر بگیرید که هواخواه ورزش خاصی است و در پی آن است که مسابقۀ گروه مورد علاقۀ خود را حضورا و بطور زنده ببیند. او می تواند با صرف پول کمی دورترین صندلی ورزشگاه را اشغال کند و یا اینکه با پرداخت مبلغی گزاف در اولین ردیف جای گیرد و همه چیز را از نزدیک مشاهده کند. زندگی مسیحی نیز اینگونه است. اگر می خواهید کارهای دست خدا را مشاهده کنید، نمی توانید فقط روز یکشنبه مسیحی باشید. این افراد برای مشاهدۀ اعمال خدا قیمتی پرداخت نمی کنند. اما آنانی که، چون یک شاگرد وقف شده به مسیح، از پیروی امیال نفسانی خود توبه کرده اند تا اهداف مقدس الهی را دنبال کنند، حاضر شده اند تا قیمت گزافی (تسلیم کامل به مسیح و به ارادۀ او) را بپردازند. اینها اعمال اعجازانگیز خدا را در زندگی خود خواهند دید. در نهایت آنها می توانند با خودشان، با هم نوعشان، و با خدای آفرینندۀ خود بدون هیچ پشیمانی روبرو شوند. آیا شما این قیمت را پرداخت کرده اید؟ آیا مایلید این قیمت را بپردازید؟ اگر اینچنین است، مطمئن باشید که به زندگی بامعنا و سرشار رسیده اید.

دید مسیحی درمورد پیشگو چیست؟

جواب: کتاب مقدس شدیدا احضار ارواح، فالگیری و پیشگویی را منع می کند (لاویان 20: 27، تثنیه 18: 10-13). فالگیری، ستاره شناسی، پیشگویی، و کف بینی همه در این محدوده حساب می شوند. امکان وجود این کارها نشان می دهد که خدایان، فرشتگان و روحهای مرده گان قادرند با ما صحبت کرده، ما را نصیحت و راهنمایی کنند. این "خدایان" و "ارواح" فرشتگان شریر هستند (2 قرنتیان 11: 14-15). کتاب مقدس به ما دلیلی نمی دهد که روحهای عزیزان ما که مرده اند می توانند با ما تماس بگیرند. اگر آنها ایماندار بودند، در بهشت ​​هستند و از این جای عجیب و عالی و از مشارکت با خدای محبت لذت می برند. و اگر بی ایمان نبودند، بخاطر رد کردن محبت خدا و سرکشی بر علیه او، در جهنم و در عذاب بی پایان هستند.

پس اگر عزیزان ما نمی توانند با ما تماس بگیرند، کسانی که احضار ارواح و پیشگویی می کنند این اطلاعات دقیق را از کجا می آورند؟ خیلی از مواقع این پیشگوها شارلاتان هستند. ثابت شده است که پیشگوها می توانند اطلاعات زیادی را از راههای معمولی بدست آورند. گاهی با استفاده از شماره تلفنی که روی تلفنشان نشان می دهد و یا از طریق جستجو در اینترنت، یک پیشگو می تواند اسم، آدرس، تاریخ تولد، تاریخ ازدواج، و اعضای خانوادة شخص را پیدا کند. بهر حال این غیر قابل انکار است که پیشگوها گاهی چیزهایی را می دانند که دانستن آنها برای آنها ممکن نیست. آنها این اطلاعات را از کجا می گیرند؟ جواب این است که از شیطان و فرشتگان شریر این اطلاعات را بدست می آورند. "جای تعجب نیست که وقتی شیطان بعنوان فرشتة نور خود را ظاهر می کند، خادمان او هم خود را بشکل خادمان عدالت ظاهر کنند. عاقبت آنها نتیجة اعمالشان است." (2 قرنتیان 11: 14-15). اعمال رسولان 16: 16-18 در مورد یک پیشگو صحبت می کند که می توانست آینده را پیشگویی کند تا اینکه پولس رسول او را نهیب داد و روح بد از او خارج شد.

شیطان وانمود می کند که مهربان و کمک کننده است. او خود را خوب نشان می دهد. شیطان و فرشتگان شریر به پیشگویان اطلاعاتی در مورد شخص می دهند تا آن شخص را با روحهای شریر در تماس قرار بدهند، چیزی که خدا آنرا منع کرده است. این در وحلة اول بنظر خیلی بی ضرر می آید، اما با اینکار شخص خیلی زود خود را معتاد به پیشگوها می بیند و به شیطان اجازة کنترل زندگیش را داده و زندگی خود را نابود می کند. پطرس هشدار داد که "هوشیار و بیدار باشید زیرا که دشمن شما ابلیس مانند شیر غران گردش می کند و کسیرا می طلبد تا ببلعد" (1 پطرس 5: 8). در بعضی موارد، پیشگوها خودشان هم فریب خورده هستند و نمی دانند که از کجا این اطلاعات را دریافت می کنند. بهر صورت و با هر منشایی، هیچ چیزی که مربوط به احضار ارواح، جادوگری، و یا پیشگویی با ستاره شناسی و غیره باشد، راه خدایی نیست. خدا از ما می خواهد که چگونه ارادة او را در زندگیمان تشخیص دهیم؟ نقشة خدا ساده است، اما در عین حال باقدرت و موثر می باشد. کلام خدا را مطالعه کنید (2 تیموتاووس 3: 16 -17) و برای حکمت دعا کنید (یعقوب 1: 5).