۱۳۹۳ مهر ۱۲, شنبه

چطور ما می توانیم صدای خدا را تشخیص دهیم؟



جواب: 
این سوال بوسیلة عدة زیادی از مردم در طی تاریخ پرسیده شده است. سموئیل صدای خدا را شنید، اما آنرا تشخیص نداد تا وقتیکه بوسیلة ایلی راهنمایی شد (1 سموئیل 3 : 1-10). جدعون یک مکاشفة جسمانی از خدا داشت، و هنوز از آنچه شنیده بود شک داشت تا حدی که از خدا علامتی خواست، نه یکبار، بلکه سه بار (داوران 6: 17-22، 36-40). وقتی ما برای شنیدن صدای خدا گوش می دهیم، چطور می توانیم بدانیم اوست که با ما صحبت می کند؟ اول از همه، ما چیزی داریم که جدعون و سموئیل نداشتند. ما کتاب مقدس کامل، کلام الهام شدة خدا را داریم که بخوانیم، مطالعه کنیم، و در آن تعمق کنیم. "تمامی کتب از الهام خدا است و بجهه تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت در عدالت مفید است. تا مرد خدا کامل و بجهه هر عمل نیکو آراسته بشود" (2 تیموتاووس 3: 16-17). وقتی ما دربارة یک موضوع بخصوص و یا تصمیمی در زندگیمان سوالی داریم، باید ببینیم کتاب مقدس دربارة آن چه می گوید. خدا هرگز ما را بر خلاف آنچه در کلامش به ما یاد داده و یا قول داده هدایت نمی کند (تیطس 1: 2).

دوم، برای شنیدن صدای خدا، ما باید آنرا تشخیص دهیم. عیسی مسیح گفت، "گوسفندان من آواز مرا می شنوند و من آنها را می شناسم و مرا متابعت می کنند" (یوحنا 10: 27). آنهاییکه صدای خدا را می شنوند آنهایی هستند که بافیض او بوسیلة ایمان به عیسی مسیح نجات یافته اند. اینها گوسفندانی هستند که صدای او را می شناسند، چون او را بعنوان شبانشان می شناسند و صدای او را تشخیص می دهند. اگر ما می خواهیم صدای خدا را تشخیص دهیم، باید متعلق به او باشیم.

سوم، ما صدای او را می شنویم وقتی که در دعا با او وقت می گذرانیم، کتاب مقدس را مطالعه می کنیم، و با کلام او رازگاهان داریم. هر چه بیشتر با خدا و کلام او بطور خصوصی وقت بگذرانیم، آسانتر می توانیم صدایش را تشخیص دهیم و راهنماییهایش را برای زندگیمان بفهمیم. کارمندان یک بانک دوره می بینندکه پول تقلبی را تشخیص دهند. برای اینکار وقتی پول حقیقی را از نزدیک لمس و مطالعه می کنند، تشخیص پول تقلبی آسان است. ما باید آنقدر با کلام خدا آشنا باشیم که وقتی خدا با ما صحبت می کند و یا ما را هدایت می کند، برایمان واضح باشد که از خداست. خدا با ما صحبت می کند تا حقیقت را بفهمیم. درحالیکه خدا می تواند با مردم با صدایی که با گوشمان بشنویم صحبت کند، اما اول از همه او از طریق کلامش صحبت می کند، و بعضی اوقات از طریق روح القدس با وجدانمان، از طریق موقعیت، و از طریق مردم با ما حرف می زند. با انجام آنچه از حقیقت کلام می شنویم، می توانیم یاد بگیریم که صدای او را تشخیص دهیم.

چطور می توانیم به دوستان و خانواده مان بشارت بدهیم بدون اینکه به آنها بر بخورد و یا از ما دور شوند؟



جواب: 
هر ایمانداری خانواده، دوستان، و همکارانی دارد، و با کسانی آشنا هستند و معاشرت می کنند که ایماندار نیستند. در میان گذاشتن خبر خوش با دیگران می تواند مشکل باشد، و می تواند حتی مشکلتر باشد وقتی با آن شخص از نظر عاطفی نزدیک هستیم. کتاب مقدس به ما می گوید که بعضی مردم در مقابل شنیدن خبر خوش ناراحت می شوند (لوقا 12 : 51-53). بهر حال، به ما فرمان داده شده است که به انجیل بشارت بدهیم و هیچ عذری برای انجام ندادن آن نداریم (متی 28 : 19-20، اعمال رسولان 1 : 8، 1 پطرس 3 : 15).

بنابراین، ما چطور می توانیم به اعضای خانواده، همکاران، و آشنایانمان انجیل را بشارت بدهیم. مهمترین چیزی که می توانیم انجام دهیم دعاست. دعا کنید که خدا قلب آنها را عوض کند و چشمانشان را به حقیقت انجیل باز بنماید (2 قرنتیان 4 : 4). دعا کنید که خدا آنها را متقاعد کند که خدا آنها را دوست دارد و از طریق عیسی مسیح برای آنها نجات مهیا کرده است (یوحنا 3 : 16). برای حکمت دعا کنید که چگونه آنها را خدمت کنید (یعقوب 1 : 5). علاوه بر دعا، ما باید زندگی مسیحی و خداگونه داشته باشیم تا آنها ببیینند که خدا در زندگی ما چه تغییراتی داده است (1 پطرس 3 : 1-2). چنانکه فرنسیس آسیسی گفت، "انجیل را همیشه موعظه کنید و هر وقت لازم است از کلمات هم استفاده کنید."

بالاخره، ما باید در بشارت دادن به انجیل همیشه آماده و شجاع باشیم. خبر نجات را از طریق عیسی مسیح برای دوستان و خانواده تان بیان کنید (رومیان 10 : 9-10). همیشه آماده باشید که دربارة ایمانتان صحبت کنید (1 پطرس 3: 15)، این کار را با نرمی و احترام انجام دهید. در نهایت ما باید نجات عزیزانمان را به خدا بسپاریم. قدرت خدا و فیض اوست که مردم را نجات می بخشد، نه سعی ما. بهترین و بیشترین کاری که ما می توانیم انجام دهیم دعا کردن و شهادت دادن به آنهاست و اینکه زندگیمان یک زندگی مسیحی نمونه باشد. 

آیا ما از دو یا سه قسمت تشکیل شده ایم؟ آیا ما جسم، جان و روح هستیم یا جسم و جان- روح؟



جواب: 
کتاب پیدایش 1: 26-27 می گوید که چیزی انسان را از بقیة مخلوقات متمایز می کند. نظر خدا این بود که انسانها با او رابطه داشته باشند و بدینگونه او را از چیز های مادی و چیزهای غیر مادی آفرید. قسمت مادی آنچیزیست که ملموس است : جسم، استخوانها، اعضا، غیره، و تا وقتیکه شخص زنده است وجود دارد. قسمت غیر مادی قسمت غیر ملموس است: جان، روح، هوش، اراده، وجدان، و غیره. اینها ماورای عمر جسمانی شخص وجود خواهند داشت.

همة انسانها هم خصوصیات مادی دارند و هم خصوصیات غیر مادی. واضح است که همة انسانها بدنی از گوشت، خون، استخوان، اعضا، و سلولها دارند. اما خصوصیات غیر قابل ملموس انسانهاست که اغلب مورد بحث قرار می گیرد. کلام خدا در اینباره چه می گوید؟ پیدایش 2: 7 می گوید که انسان بصورت نفس زنده آفریده شد. اعداد 16:22 خدا را "خدای روحهای تمام بشر" می خواند. امثال سلیمان 4: 23 به ما می گوید، "دل خود را بحفظ تمام نگاه دار زیرا که مخرجهای حیات از آن است"، این نشان می دهد که قلب مرکز اراده و احساسات انسان است. اعمال رسولان 23 : 1 می گوید، "پولس به اهل شورا نیک نگریسته گفت ای برادران من امروز با کمال ضمیر صالح در خدا رفتار کرده ام" . در اینجا پولس به ضمیر اشاره می کند، قسمتی از فکر که ما را ملزم به درست و غلط می کند. رومیان 12: 2 می گوید، "همشکل این جهان نشوید بلکه بتازگی ذهن خود صورت خود را تبدیل دهید". این آیات، و آیات بسیار دیگر، به جنبه های مختلف قسمت غیر مادی انسان اشاره می کنند. همة ما خصوصیات مادی و غیر مادی را دارا هستیم.

بنابراین، کلام خدا چیزهای بیشتر از جان و روح را مطرح می کند. گاهی جان، روح، قلب، وجدان، و فکر بهم وصل و با هم ارتباط دارند. اما جان و روح قطعا اولین ابعاد غیر مادی انسان هستند و ابعاد دیگر را می پوشانند. با توجه به این مطلب، آیا انسان دوقسمتی (جسم/ جان – روح)، یا سه قسمتیست (جسم/ جان/ روح). غیر ممکن است که بتوان فقط روی یکی از این دو دید اصرار کرد، چون برای هر دو دید بحث های خوبی می توان ارائه داد. یک آیة کلیدی عبرانیان 4 : 12 است : "زیرا کلام خدا زنده و مقتدر و برنده تر است از هر شمشیر دو دم، و فرورونده تا جدا کند نفس و روح و مفاصل و مغز را و ممیز افکار و نیتهای قلب است". این آیه حداقل دو چیز را در این بحث به ما می گوید. اینکه جان و روح می توانند از هم جدا شوند، و این جدایی را فقط خدا می تواند تشخیص دهد. بجای اینکه روی چیزی تمرکز کنیم که نمی توانیم کاملا به آن مطمئن باشیم، بهتر است روی خالق تمرکز کنیم، کسی که ما را "مهیب و عجیب" ساخته است (مزمور 139: 14). 

۱۳۹۳ مهر ۱۰, پنجشنبه

در چه وقت و چگونه کتاب مقدس درست شد؟



جواب: 
کلمة "بنیاد" برای کتابهایی استفاده می شود که با الهام روح خدا نوشته شده اند و جزئی از کتاب مقدس هستند. تعیین این بنیاد اول بوسیلة روحانیون و معلمان یهودی و بعدها بوسیلة مسیحیان اولیه بود. در نهایت، خدا بود که تصمیم گرفت چه کتابهایی در کتاب مقدس بیاید. یک کتاب از وقتی خدا نوشتن آنرا الهام می کرد جزئی از بنیان می شد. در واقع خدا پیروانش را متقاعد می کرد چه کتابهایی جزو کتاب مقدس باشند.

در مقایسه با عهد جدید، اختلاف کمتری دربارة بنیاد عهد عتیق بود. یهودیان مومن انبیای خدا را تشخیص می دادند و نوشته های آنها را بعنوان الهام خدا قبول می کردند. در حالیکه بحث های غیر قابل انکاری هم دربارة بنیاد عهد عتیق تا 250 سال بعد از میلاد مسیح وجود داشت، اما دربارة بنیاد کتاب مقدس یهودیان تقریبا توافق جهانی بود. تنها موردی که تا به امروز باقی ماند بحث بربعضی نوشته های خارج از کتاب مقدس است (آپو کریفا). عدة زیادی از معلمان یهود آنها را مدارک خوب مذهبی و تاریخی می دانند، اما نه در سطح کتاب مقدس.

در مورد عهد جدید، مراحل تشخیص و جمع آوری در قرن اول کلیسای مسیحی شروع شد. در همان اوایل، بعضی از کتب عهد جدید مشخص شدند. پولس نوشته های لوقا را هم اقتدار با عهد عتیق معرفی کرد (1 تیموتاووس 5 : 18، خروج 25 : 4 و لوقا 10: 7). پطرس نوشته های پولس را بعنوان کلام خدا اعلام کرد (2 پطرس 3 : 15-16). بعضی از کتابهای عهد جدید در بین کلیساها می گشتند (کولسیان 4 : 16، 1 تسالونیکیان 5 : 27). رهبر مسیحیان در آن زمان حداقل به هشت کتاب عهد جدید اشاره کرد (95 سال بعد از میلاد مسیح). تئوفوروس یکی از اولین رهبران مسیحیت هفت کتاب عهد جدید را معرفی کرد (115 سال بعد از میلاد مسیح). پولیکارپ یکی از شاگردان یوحنای رسول، 15 کتاب را معرفی کرد (108 سال بعد از میلاد مسیح). بعدها، ایرِنائوس یکی دیگر از پدران کلیسای اولیه 21 کتاب را ذکر کرد (185 سال بعد از میلاد مسیح). هیپولیتوس 22 کتاب را مشخص کرد (170-235 سال بعد از میلاد مسیح). کتابهای عهد جدید که از همه بیشتر دربارة آنها بحث بود، عبرانیان، یعقوب، 2 پطرس، 2 یوحنا، و 3 یوحنا بودند.

اولین "بنیاد" اصل موراتورین بود، که در سال 170 بعد از میلاد مسیح به انجام رسید. اصل موراتورین همة کتابهای عهد جدید بود بغیر از عبرانیان، یعقوب، و 3 یوحنا. در سال 363 بعد از میلاد مسیح مجتمع لاودکیه که مشتمل بر 30 رهبر بود اعلام کرد که فقط عهد عتیق (به همراه آپوکریفا) و 27 کتاب عهد جدید باید در کلیساها خوانده شوند. مجتمع هیپو که مجتمع کلیسای آفریقایی بود (در سال 393 بعد از میلاد مسیح) و مجتمع کارتِج (در سال 397 بعد از میلاد مسیح) هم همان 27 کتاب را بعنوان کلام خدا تایید کردند.

این مجتمع ها اصول مشابهی را برای تعیین اینکه کدام کتابهای عهد جدید حقیقتا از الهام روح خدا هستند، دنبال می کردند: 1) آیا نویسندة آن از حواریون یا بسیار نزدیک به حواریون بود؟ 2) آیا کتاب از طرف عدة زیادی در بدن مسیح مورد قبول است؟ 3) آیا کتاب در هماهنگی با اصول ایمان و تعالیم اولیه هست؟ 4) آیا کتاب از استاندارد بالای اخلاقی و ارزشهای روحانی که نشاندهندة کار روح القدس است، بهره مند می باشد؟ دوباره، بسیار مهم است که بیاد داشته باشیم کلیسا "بنیاد" را تعیین نکرد. هیچ مجتمع کلیسای اولیه این تصمیم را نگرفت. تنها خدا بود که تعیین کرد چه کتابهایی در کتاب مقدس باشد. درواقع خدا تصمیم گرفت و آنرا به پیروانش القاء کرد. انسان در مراحل جمع آوری کتابهای کتاب مقدس دچار اشتباه می شود، اما خدا با قدرت خود و علی رغم سرسختیها و اهمال کاریهای انسان، باعث شد که کلیسای اولیه کتابهایی را که او الهام کرده بود بشناسند. 

اینکه کتاب مقدس الهام روح خداست یعنی چه؟



جواب: 
وقتی مردم دربارة کتاب مقدس می گویند که الهام روح خداست، آنها به این اشاره می کنند که خدا نویسندگان کتاب مقدس را با روح خود تحت تاثیر قرار داد بطوری که آنچه آنها نوشتند دقیقا کلام خدا بود. در متن کتاب مقدس، کلمة "الهام" یعنی "خدا دمید." الهام یعنی کتاب مقدس واقعا کلام خداست و این مطلب کتاب مقدس را در میان بقیة کتابها منحصر بفرد می سازد.

در حالیکه دیدهای مختلفی دربارة میزان دخالت روح خدا در نوشته های کتاب مقدس وجود دارد، اما شکی نیست که کتاب مقدس خودش ادعا می کند که هر لغت آن از طرف خداست (1 قرنتیان 2 : 12-13، 2 تیموتاووس 3 : 16-17). این دید از کتاب مقدس اغلب به الهام "وِربال پِلِناری" یا الهام لغت به لغت تمام کتاب مقدس معروف است که معنی آن این است که روح القدس کلام خود را با دقت کامل و به زبان اولیة آن زمان به پیروانش بطور مافوق طبیعی القاء کرد در حالیکه عقل، شخصیت، احساسات، سبک نوشتن و سایر عوامل در بیان مطلب دست نخورده ماندند. و معنی آن این است که الهام در هر کلمة آن بوده است نه فقط مفهوم یا ایدة آن و اینکه الهام مربوط به تمام قسمتهای کتاب مقدس است. بعضی از مردم عقیده دارند که فقط قسمتهایی از کتاب مقدس الهام خداست و یا ایدة قسمتهایی از آن که در مورد مسائل مذهبیست الهام اوست، اما این عقاید مطابق با ادعای کتاب مقدس در مورد خودش نیستند. اساسی ترین خصوصیت کلام خدا الهام تمامی و لغت به لغت آن است.

اینکه چقدر از کلام خدا از الهام روح اوست در 2 تیموتاووس 3 : 16 بیان شده است "تمامی کتب از الهام خدا است و بجهه تعلیم و تنبیه و اصلاح و تربیت در عدالت مفید است. تا مرد خدا کامل و بجهه هر عمل نیکو آراسته بشود." این آیه به ما می گوید که خدا همة کتاب مقدس را الهام کرد و برای ما مفید است. نه فقط قسمتهایی که در رابطه با اصول مذهبیست الهام روح خداست، بلکه هر کلمة آن از پیدایش تا مکاشفه. چون کتاب مقدس از روح خدا الهام شده است، پس اقتدار دارد که اصول ایمان را تثبیت کرده، برای تعلیم انسان در مورد داشتن رابطة صحیح با خدا کافیست. کتاب مقدس ادعا می کند که نتنها الهام روح خداست، بلکه قدرت مافوق طبیعی دارد که ما را عوض کند و "کامل" بسازد. چه چیزی بیشتر از این می خواهیم؟

آیة دیگری که در مورد الهام روح خدا در کتاب مقدس است 2 پطرس 1: 21 است. این آیه به ما کمک می کند درک کنیم که خدا از انسانها، شخصیت های منحصر بفرد آنها و سبک نگارش آنها استفاده کرد، خدا خودش هر لغتی را که می نوشتند الهام کرد. عیسی خودش الهام کامل و لغت به لغت کتاب مقدس را تایید کرد وقتی گفت، "گمان مبرید که آمده ام تا تورات یا صحف انبیا را باطل سازم نیامده ام تا باطل نمایم بلکه تا تمام کنم. زیرا هر آینه به شما می گویم تا آسمان و زمین زایل نشود همزة یا نقطة از تورات هرگز زایل نخواهد شد تا همه واقع شود." (متی 5 : 17-18). در این آیات، عیسی به دقیق بودن کتاب مقدس و جزئیات آن تا حد نقطه و همزه تاکید می کند، چون کلام خداست.

چون کتاب مقدس کلام الهام شدة خداست، ما می توانیم این نتیجه را بگیریم که اقتدار دارد و بدون عیب است. دید صحیح از خدا ما را به دید صحیح از کلام می رساند. چون خدا قادر مطلق و دانا و کامل است، کلام او هم همین خصوصیات را دارد. آیاتی که الهام خدا بودن کتاب مقدس را تایید می کنند، بی عیبی و اقتدار آن را هم تثبیت می کنند بدون شک کتاب مقدس آنچه که ادعا میکند هست، یعنی کلام مقتدر و غیر قابل انکار خدا به انسان.

۱۳۹۳ مهر ۹, چهارشنبه

آیا اشتباه است که یک زوج قبل از ازدواج با هم زندگی کنند؟



جواب: 
جواب به این سوال بستگی به این دارد که معنی "زندگی کردن با هم" چیست. اگر معنی آن این است که با هم رابطة جنسی داشته باشند، قطعا اینکار اشتباه است. در کتاب مقدس مرتبا رابطة جنسی قبل از ازدواج و سایر بی بند وباریهای جنسی محکوم شده است (اعمال رسولان 15: 20، رومیان 1: 29، 1 قرنتیان 5: 1 و 6: 13 و 18 و 7: 2 و 10: 8، 2 قرنتیان 12: 21، غلاطیان 5: 19، افسسیان 5: 3، کولسیان 3: 5، 1 تسالونیکیان 4: 3، یهودا 7). کتاب مقدس اجتناب کامل از رابطة جنسی خارج از ازدواج (و قبل از ازدواج) را تشویق می کند. رابطة جنسی قبل از ازدواج به همان اندازة زنا و سایر بی بند و باریهای جنسی اشتباه است، چون در همة آنها رابطة جنسی بدون ازدواج و تعهد وجود دارد.

اگر "زندگی کردن با هم" یعنی زندگی کردن در یک خانه، احتمالا موضوع فرق می کند. در نهایت، زندگی یک مرد و زن در یک خانه اشتباه نیست اگر چیز خلاف اخلاق در آنجا انجام نشود. اما بهر حال، مشکلی که ایجاد می کند ظاهر بی بند و باری است که ایجاد می کند چون تصور می شود که زوجی که با هم زندگی می کنند با هم رابطة جنسی هم دارند. این تصور عموم طبیعی است. با اینکه زندگی کردن در یک خانه بخودی خود گناه نیست، ولی ظاهر گناه آلود دارد. کتاب مقدس به ما می گوید که از ظاهر شریرانه پرهیز کنیم (1 تسالونیکیان 5: 22، افسسیان 5: 3)، از کارهای خلاف اخلاق فرار کنیم، و باعث لغزش و یا بر خوردن به کسی نشویم. در نتیجه زندگی کردن یک زن و مرد باهم خارج از ازدواج باعث جلال دادن خدا نیست. 

من چطور می توانم بدا نم عاشقم؟



جواب: 
عشق احساسی بسیار قویست. عشق بزرگترین انگیزه برای زندگی ماست. ما تصمیمات بزرگ زیادی را بر اساس عشق می گیریم و حتی ازدواج می کنیم چون احساس می کنیم عاشق شده ایم. ممکن است این مطلب باعث نیمی از ازدواجهای اول باشد که به طلاق می انجامند. کتاب مقدس به ما تعلیم می دهد که عشق حقیقی احساسی نیست که بیاید و برود، بلکه یک تصمیم است. ما نباید فقط آنهایی را که ما را دوست دارند دوست بداریم، ما باید حتی آنهایی را که از ما متنفرند دوست بداریم، چنانکه مسیح کسانی را که دوست داشتنی نیستند دوست دارد (لوقا 6: 35). "محبت حلیم و مهربان است. محبت حسد نمی برد. محبت کبر و غرور ندارد. اطوار ناپسندیده ندارد و نفع خود را طالب نمی شود. خشم نمی گیرد و سوء ظن ندارد. از ناراستی خوشوقت نمی گردد ولی با راستی شادی می کند. در همه چیز صبر می کند و همه را باور می نماید. در همه حال امیدوار می باشد و هر چیز را متحمل می باشد. محبت هرگز ساقط نمی شود" (1 قرنتیان 13: 4-7).

خیلی آسان می توان عاشق کسی شد، اما قبل از اینکه بدانیم این عشق عشقی واقعی است باید به چند سوال جواب بدهیم. اول اینکه، آیا این شخص مسیحی است، یعنی آیا زندگیش را به مسیح داده است؟ آیا او برای نجاتش فقط به مسیح تکیه می کند؟ همچنین، اگر می خواهید قلب و احساساتتان را به کسی بدهید، باید از خود بپرسید آیا حاضرید او را بالاتر از هر کس دیگر و رابطه تان با او را بالاتر از هر کس بجز خدا قرار دهید. کتاب مقدس به ما می گوید که وقتی دو نفر با هم ازدواج می کنند، آندو یکتن می شوند (پیدایش 2: 24، متی 19: 5).

چیز دیگری که باید توجه داشت این است که آیا کسی را که دوست دارید کاندید خوبی برای همسر شدن است. آیا او اول از همه و قبل از هر چیز خدا را در زندگیش قرار داده است؟ آیا او حاضر است زمان و وقت بگذارد تا رابطه تان را در ازدواجی بنا کند که یک عمر دوام بیاورد؟ معیاری برای تعیین این مطلب نیست که آیا عشق ما حقیقیست یا نه، اما مهم است که تشخیص بدهیم احساساتمان و یا ارادة خدا را برای زندگیمان دنبال می کنیم. عشق حقیقی تصمیم است، نه فقط یک احساس. عشق کتاب مقدسی دوست داشتن کسیست برای همه وقت، نه فقط اوقاتی که احساس عاشق بودن می کنیم.