۱۳۹۳ مرداد ۸, چهارشنبه

خدا محبت است یعنی چه؟

خدا محبت است یعنی چه؟

جواب: 
بیایید ببینیم که کتاب مقدس چطور محبت را تعریف می کند و بعد راههایی را می بینیم که در آنها خدا اساس وعصارة محبت است . "محبت حلیم و مهربان است. محبت حسد نمی برد. محبت کبر و غرور ندارد. اطوار ناپسندیده ندارد و نفع خود را طالب نمی شود. خشم نمی گیرد و سوء ظن ندارد. از ناراستی خوشوقت نمی گردد ولی با راستی شادی می کند. در همه چیز صبر می کند و همه را باور می نماید. در همه حال امیدوار می باشد و هر چیز را متحمل می باشد. محبت هرگز ساقط نمی شود" (1 قرنتیان 13 : 4 -8 الف). این تعریف خدا از محبت است و چون خدا محبت است (1 یوحنا 4 : 8)، شخصیت او اینگونه می باشد.

محبت (خدا) خود را به کسی تحمیل نمی کند. آنهایی که نزد او می آیند اینکار را تحت تاثیر محبت خدا و بعنوان جواب مثبت به محبت او انجام می دهند. محبت (عیسی) همیشه بدون استثنا به همه خوبی می کرد. محبت (عیسی) به چیرهای دیگران طمع نمی کرد، زندگی متواضعانه ای بدون غر غر و شکایت داشت. محبت (عیسی) در بارة اینکه او چه کسی بود پز نمی داد در حالیکه از هر کسی که به او بر می خورد قدرتمند تر بود. محبت (خدا) فرمان به اطاعت نمی دهد. خدا فرمان نداد که از پسرش اطاعت کنند، بلکه عیسی با ارادة خود پدر آسمانی را اطاعت کرد. " لیکن تا جهان بداند که پدر را محبت می نمایم چنانکه پدر به من حکم کرد همانطور می کنم" (یوحنا 14 :31 ). محبت (عیسی) همیشه نفع دیگران را طالب بود/ است.

بزرگترین تظاهر محبت خدا در یوحنا 3 : 16 به ما داده شده است. "زیرا خدا جهان را اینقدر محبت نمود که پسر یگانة خود را داد تا هر که بر او ایمان آورد هلاک نگردد، بلکه حیات جاودانی یابد." رومیان 5 : 8 همین پیغام را می دهد: "لکن خدا محبت خود را در ما ثابت می کند از اینکه هنگامیکه ما هنوز گناهکار بودیم مسیح در راه ما مرد." از این آیات می بینیم که بزرگترین خواستة خدا این است که درخانة ابدی او یعنی بهشت، به او بپیوندیم. او راهی برای این منظور مهیا کرده است که پرداخت قیمت گناهان ماست. او ما را دوست دارد، چون تصمیم گرفت ما را دوست داشته باشد. محبت می بخشد. "اگر به گناهان خود اعتراف کنیم او امین و عادل است تا گناهان ما را بیامرزد و ما را از هر ناراستی پاک سازد"(1 یوحنا 1: 9 ). 

پس، این که خدا محبت است یعنی چه؟ محبت یک خصوصیت خداست. محبت مرکز شخصیت خداست، مرکز وجود او. محبت خدا با تقدس، عدالت، راستی و یا حتی خشم او مغایر نیست. همة خصوصیات خدا در هماهنگی کاملی برقرارند. خدا نمونة کامل محبت حقیقی است. عجیب اینجاست که خدا به کسانی که پسرش عیسی مسیح را بعنوان نجات دهندة خود قبول می کنند، قدرت می دهد که با قوت روح القدس مثل او محبت کنند (یوحنا 1 : 12 ، 1 یوحنا 3 : 1 و 23 -24). 

۱۳۹۳ مرداد ۷, سه‌شنبه

مسیح خدای آرامش و محبت: کتاب مقدس دربارة نژادپرستی، تعصب و تبعیض نژادی چه ...

مسیح خدای آرامش و محبت: کتاب مقدس دربارة نژادپرستی، تعصب و تبعیض نژادی چه ...: کتاب مقدس دربارة نژادپرستی، تعصب و تبعیض نژادی چه می گوید؟ جواب:  اولین چیزی که باید در این بحث درک کرد این است که فقط یک نژاد وجود دارد-آن...

کتاب مقدس دربارة نژادپرستی، تعصب و تبعیض نژادی چه می گوید؟

کتاب مقدس دربارة نژادپرستی، تعصب و تبعیض نژادی چه می گوید؟

جواب: 
اولین چیزی که باید در این بحث درک کرد این است که فقط یک نژاد وجود دارد-آنهم نژاد انسان. سفید پوستان، آفریقایی ها، سرخپوستان، عربها، و یهودیان نژادهای مختلف نیستند. بلکه، اقوام مختلف نژاد انسان هستند. همة انسانها خصوصیات مشترک جسمانی دارند (البته با اختلافات کوچک). مهمتر اینکه همة انسانها به شباهت خدا آفریده شده اند (پیدایش 1: 26-27). خدا جهان را آنقدر محبت نمود که عیسی را فرستاد تا جانش را برای ما بدهد (یوحنا 3 : 16). واضحا "دنیا" شامل همة قومهاست.

نزد خدا طرفداری نیست و او بین انسانها فرق نمی گذارد (تثنیه 10: 17، اعمال رسولان 10: 34، رومیان 2: 11، افسسیان 6: 9)، و ما هم نباید اینکار را بکنیم. یعقوب 2: 4 به آنهایی که بین انسانها فرق می گذارند "داوران با خیالات فاسد" می گوید. در عوض ما باید همسایة خود را مثل خود دوست بداریم (یعقوب 2: 8). در عهد عتیق، خدا انسان را به دو گروه نژادی تقسیم کرد: یهودیان و ملل دیگر. خدا می خواست که قوم یهود قوم کاهنان باشند که ملل دیگر را خدمت کنند. در عوض، یهودیان از موقعیت خود مغرور شدند و به ضدیت با ملل دیگر پرداختند. عیسی مسیح این مسئله را با خراب کردن دیوار خصومت بین آنها خاتمه داد (افسسیان 2: 14). هر نوع نژادپرستی، تعصب، و تبعیض نژادی مخالف کار مسیح بر روی صلیب است.

عیسی به ما فرمان می دهد که همدیگر را دوست داشته باشیم همانطور که او ما را دوست دارد (یوحنا 13 : 34). اگر خدا ما را یکسان دوست دارد، ما هم باید همدیگر را با همان استاندارد بالا دوست داشته باشیم. عیسی در متی 25 به ما یاد می دهد که هر چه ما برای کوچکترین برادرش انجام دهیم، انگار برای او انجام داده ایم. اگر ما با کسی با حقارت رفتار کنیم، یعنی با کسی که بشکل خدا آفریده شده است با حقارت رفتار کرده ایم، و کسی را که خدا او را دوست دارد و عیسی برایش مرد اذیت کرده بدرد آورده ایم. 

نژادپرستی، در شکلهای گوناگون و به درجات مختلف، بلاییست که هزاران سال است گریبانگیر انسانهاست. برادران و خواهران از همة اقوام، نباید چنین باشد. قربانی های نژادپرستی، تعصب و تبعیض نژادی باید ببخشند. افسسیان 4 : 32 می گوید، "با یکدیگر مهربان باشید و رحیم و همدیگر را عفو نمایید چنانکه خدا در مسیح شما را هم آمرزیده است". یک نژاد پرست ممکن است لیاقت بخشش شما را نداشته باشد، اما ما هم بسیار بیشتر لیاقت بخشش خدا را نداریم. کسانی که نژاد پرستی، تعصب و تبعیض نژادی را رواج می دهند، باید توبه کنند. "خود را از مردگان زنده شده به خدا تسلیم کنید و اعضای خود را تا آلات عدالت برای خدا باشند (رومیان 6: 13). باشد که غلاطیان 3: 28 کاملا درک شود، "هیچ ممکن نیست که یهود باشد یا یونانی و نه غلام و نه آزاد و نه مرد و نه زن زیرا که همة شما در مسیح عیسی یک می باشید."

چه تفاوتی بین جان و روح انسان هست؟

چه تفاوتی بین جان و روح انسان هست؟

جواب: 
جان و روح دو جنبة اولیة غیر مادی در انسان هستند. می تواند گیج کننده باشد اگر بخواهیم فرق بین جان و روح را خیلی دقیق بدانیم. کلمة "روح" فقط به قسمت غیر مادی انسان اطلاق می شود. انسان روح دارد، اما ما ارواح نیستیم. بهر حال، در کلام خدا، تنها ایمانداران از نظر روحانی زنده خوانده شده اند (1 قرنتیان 2: 11، عبرانیان 4: 12، یعقوب 2 : 26)، در حالیکه بی ایمانان از نظر روحانی مرده اند (1 قرنتیان 2: 14 و 3: 1، افسسیان 1:3 و5: 19، کولسیان 1: 9 و 3:16). روح عاملی در انسان است که به ما قدرت می دهد تا بتوانیم رابطة شخصی و نزدیک با خداوند داشته باشیم. هر گاه کلمة "روح" استفاده می شود، به قسمت غیر مادی انسان اشاره می شود که با خدا ارتباط می یابد، خدایی که خودش روح است (یوحنا 4: 24).

کلمة "جان" می تواند به قسمت غیر مادی و هم قسمت مادی اشاره داشته باشد. برخلاف اینکه انسان روح دارد، همین انسان جان است. اساسا، کلمة "جان" یعنی حیات. بهر حال ماورای این معنی، کتاب مقدس جان را بطرق مختلف بکار می برد. یکی از این معانی اشتیاق انسان به گناه است (لوقا 12: 26). انسان ذاتا شریر است، و جانهای ما اینطور بار آمده اند. اصل حیاتِ جان در زمان مرگ جسمانی برداشته می شود (پیدایش 35: 18، ارمیا 15: 2). جان، که با روح است، مرکز خیلی از تجربیات احساسی و روحانیست (ایوب 30:25، مزمور 43: 5، ارمیا 13: 17). هر جا کلمة "جان" استفاده می شود، می تواند اشاره به تمامیت شخص باشد، چه زنده و چه بعد از مرگ. 

جان و روح بهم متصل هستند، اما قابل تفکیکند (عبرانیان 4: 12). جان اساس انسانیت است، یعنی آنکسی که هستیم. روح جنبه ای از انسان است که با خدا مربوط می شود. 

مسائل زناشویی در کتاب مقدس

مسائل زناشویی

۱و امّا در خصوص مسائلی که به من نوشته بودید:
«مرد را نیکوست که زن را لمس نکند.»۲امّا به‌سبب بی‌عفتیهای موجود، هر مردی باید با زن خود، و هر زنی باید با شوهر خود رابطۀ زناشویی داشته باشد.۳مرد باید وظیفۀ زناشویی خود را نسبت به زنش بهجا آورد و زن نیز باید وظیفۀ زناشویی خود را نسبت به شوهرش ادا کند.۴زن بر بدن خود اختیار ندارد بلکه شوهرش، و مرد نیز بر بدن خود اختیار ندارد بلکه زنش.۵پس یکدیگر را محروم نکنید، مگر با رضای یکدیگر و برای مدتی، تا وقت خود را وقف دعا کنید. سپس باز به یکدیگر بپیوندید، مبادا شیطان شما را به‌سبب ناخویشتنداری در وسوسه اندازد.۶من این را حکم نمی‌کنم، بلکه تنها جایز می‌شمارم.۷آرزو می‌کردم همه چون من بودند، امّا هر‌کس عطایی خاص از خدا یافته است؛ یکی دارای یک عطاست و دیگری دارای عطایی دیگر.
۸به بیوه‌مردان و بیوه‌زنان می‌گویم که نیکوست همچون من مجرد بمانند.۹امّا اگر خویشتنداری نمی‌کنند، همسر اختیار کنند، زیرا ازدواج از سوختن در آتش هوس بهتر است.
۱۰حکم من برای متأهلان این است - نه حکم من، بلکه حکم خداوند - که زن نباید از شوهر خود جدا شود.۱۱امّا اگر چنین کرد، دیگر نباید شوهر اختیار کند و یا اینکه باید با شوهر خود آشتی نماید. مرد نیز نباید زن خود را طلاق گوید.
۱۲به بقیه می‌گویم - من می‌گویم نه خداوند - که اگر برادری همسری بی‌ایمان دارد و آن زن حاضر است با او زندگی کند، آن برادر نباید زن خود را طلاق گوید.۱۳همچنین اگر زنی شوهری بی‌ایمان دارد و آن مرد حاضر است با او زندگی کند، آن زن نباید از شوهرش جدا شود.۱۴زیرا شوهر بی‌ایمان به‌واسطۀ همسرش تقدیس می‌شود و زن بی‌ایمان به‌واسطۀ شوهرش. در غیر این صورت، فرزندان شما ناپاک می‌بودند؛ امّا چنین نیست، بلکه آنان مقدّسند.۱۵امّا اگر آن که بی‌ایمان است بخواهد جدا شود، مانع مشوید. در چنین وضعی شوهر یا زن مؤمن اجباری ندارد با او زندگی کند. ولی خدا ما را به صلح و آشتی خوانده است.۱۶زیرا ای زن، از کجا می‌دانی که باعث نجات شوهرت نخواهی شد؟ و ای مرد، از کجا می‌دانی که همسرت را نجات نخواهی داد؟
۱۷باری، هر‌کس آنگونه زندگی کند که خداوند برای او در نظر گرفته و خدا او را بدان فراخوانده است. این اصلی است که من در همۀ کلیساها بدان حکم می‌کنم.۱۸اگر کسی به‌هنگام فراخوانده شدن ختنه شده بوده، در همان حال باقی بماند؛ و اگر کسی به‌هنگام فراخوانده شدن ختنه نشده بوده، ختنه نشود.۱۹زیرا مهم ختنه شدن یا نشدن نیست، بلکه مهم نگاه داشتن احکام خداست.۲۰هر‌کس در هر وضعی که فراخوانده شده باقی بماند.۲۱آیا زمانی که فراخوانده شدی، غلام بودی؟ تو را باکی نباشد. امّا اگر می‌توانی آزادی خود را به‌دست آوری، فرصت را از دست مده.۲۲زیرا آن که در غلامی از سوی خداوند فراخوانده شده است، آزادِ خداوند است؛ و نیز آن که در آزادی فراخوانده شده است، غلام مسیح است.۲۳به بهایی گران خریده شده‌اید، پس غلام انسانها مشوید.۲۴بنابراین، ای برادران، هر‌کس در هر وضعی که فراخوانده شده است، در همان وضع در حضور خدا باقی بماند.
۲۵و امّا در خصوص باکره‌ها، حکمی از خداوند نیافته‌ام؛ ولی در مقام کسی که به‌واسطۀ رحمت خداوند درخور اعتماد است، نظر خود را بیان می‌کنم.۲۶به‌سبب بحران زمان حاضر، برای شما بهتر است در همان وضعی که هستید، باقی بمانید.۲۷اگر به زنی بسته‌ای، رهایش مکن، و اگر از زن آزادی، در پی همسر مباش.۲۸امّا اگر همسر اختیار کنی، گناه نکرده‌ای؛ و اگر باکره‌ای شوهر کند، گناه نکرده است. امّا آنان که ازدواج می‌کنند، در این زندگی سختی خواهند کشید و من نمی‌خواهم شما رنج ببرید.
۲۹برادران، مقصودْ اینکه زمان کوتاه شده است. از این پس، حتی آنان که زن دارند چنان رفتار کنند که گویی زن ندارند؛۳۰و آنان که سوگوارند، چنان که گویی سوگوار نیستند؛ و آنان که شادمانند، چنان که گویی شاد نیستند؛ و آنان که متاعی می‌خرند، چنان که گویی مالک آن نیستند؛۳۱و آنان که از این دنیا بهره برمی‌گیرند، چنان که در آن غرقه نباشند. زیرا صورت کنونی این دنیا در حال سپری شدن است.
۳۲خواست من این است که از هر نگرانی به‌دور باشید. مرد مجرد نگران امور خداوند است، نگران اینکه چگونه خداوند را خشنود سازد؛۳۳در حالی‌که مرد متأهل نگران امور این دنیاست، نگران اینکه چگونه همسرش را خشنود سازد،۳۴و توجه او به امری واحد معطوف نیست. به همینسان، زن مجرد و یا باکره، نگران امور خداوند است، نگران اینکه چگونه در جسم و در روح، مقدّس باشد؛ در حالی‌که زن متأهل نگران امور این دنیاست، نگران اینکه چگونه شوهرش را خشنود سازد.۳۵من اینها را برای منفعت شما می‌گویم، نه تا در قید و بندتان بگذارم. مقصودم این است که به‌شایستگی زندگی کنید و هیچ دغدغه‌ای شما را از سرسپردگی به خداوند بازندارد.
۳۶اگر مردی بر این اندیشه است که نسبت به نامزد باکره‌اش به‌ناشایستگی عمل می‌کند، و اگر سن ازدواج دختر رسیده و آن مرد چنین می‌اندیشد که باید ازدواج کند، آنچه در نظر دارد انجام دهد؛ با این کار گناه نمی‌کند. پس بگذارید ازدواج کنند.۳۷امّا اگر مردی در تصمیم خود راسخ است و در فشار نیست، بلکه بر ارادۀ خود مختار است و عزم‌جزم کرده که با نامزد باکرۀ خود ازدواج نکند، آن مرد نیز عملی نیکو انجام می‌دهد.۳۸پس آن که با نامزد خود ازدواج می‌کند، عملی نیکو انجام می‌دهد؛ امّا آن که ازدواج نمی‌کند، عملی حتی بهتر انجام می‌دهد.
۳۹زن تا زمانی که شوهرش زنده است، به او بسته است. امّا اگر شوهرش درگذشت، آزاد است تا با هر‌که می‌خواهد ازدواج کند، البته به این شرط که آن مرد در خداوند باشد.۴۰ولی به نظر من اگر ازدواج نکند، سعادتمندتر خواهد بود؛ و فکر می‌کنم که من نیز روح خدا را دارم!

۸

کتاب مقدس چگونه به دست ما رسید؟

عهد عتیق
عهد عتیق در طول یک دوره زمانی هزار ساله، تقریبا بین سالهای ۱۴۰۰ تا ۴۰۰ پیش از میلاد نگاشته شده است. پنج کتاب نخست عهد عتیق که گاهی کتابهای شریعت یا کتابهای موسی خوانده می‌شوند، عمدتا توسط موسی در حدود سال ۱۴۰۰ پیش از میلاد نگاشته شدند. آخرین کتاب عهد عتیق در سال ۴۰۰ پیش از میلاد توسط ملاکی نبی به نگارش درآمد.
کتابهای عهد عتیق با دقت فراوان با دست کاتبان یهودی نسخه برداری شدند و بدینسان از نسلی به نسل بعد انتقال یافتند. هر بار که کاتبی نسخه‌ای جدید از کتابهای مقدسه را نسخه برداری می‌نمود، نسخه قدیمی را نابود می‌کرد. به همین دلیل، قدیمی ترین نسخه‌های عهد عتیق دیگر موجود نیستند. در واقع، قدیمی ترین نسخه کامل عهد عتیق در قرن دهم میلادی نسخه برداری شده است.

با وجود این در سال ۱۹۴۷ در اسرائیل، یک پسر چوپان، طومارهایی چرمی را که بسیار قدمت داشتند، یافت. وی این طومارها را در غارهایی که در هشت کیلومتری جنوب شهر اریحا و در نزدیکی دریای مرده قرار داشتند، پیدا کرد. بنابراین، این طومارها به طومارهای دریای مرده معروف شدند. این طومارها شامل بخشهایی از عهد عتیق می‌شوند که تقریبا بخشهایی از هر کتاب را در بر می‌گیرد. طومارهای دریای مردده تقریبا بین قرون اول و دوم پیش از میلاد نسخه برداری شده اند. به استثنای تفاوتهای جزئی در املای برخی کلمات و تفاوت کوچک در نحوه جمله بندی، بقیه متون دقیقا همانند نسخه باقی مانده از قرن دهم میلادی است. این سخن بدین معنی است که کاتبان یهودی وظیفه خود را با دقت و توجه فراوان انجام می‌دادند. بنابراین، ما کاملا می‌توانیم مطمئن باشیم که نسخه‌های متاخر تر عهد عتیق (که کتاب مقدسهای امروزی ما بر اساس آنها ترجمه شده اند)، نسخه‌های کاملا دقیقی هستند که با نوشته‌های اصلی انبیا تفاوتی ندارند. این موضوع بسیار اهمیت دارد، زیرا همانگونه که کمی جلوتر خواهیم دید، نویسندگان اصلی کتابهای عهد عتیق به شکلی خاص، مستقیما از سوی خدا الهام یافتند تا آنچه را که خدا از آنها می‌خواسته است، به نگارش درآورند. بنابراین، ما می‌توانیم مطمئن باشیم که نسخه‌هایی که آنان به نگارش در آوردند، با امانت و دقت در طی قرون به دست ما رسیده است.
اکثر متون عهد عتیق به زبان عبری نگاشته شده اند که زبان باستانی یهودیان است. با وجود این، در زمان مسیح، مردم عادی به زبان عبری سخن نمی‌گفتند، بلکه عمدتا کاهنان یهودی و استادان مذهبی از این زبان استفاده می‌کردند. در زمان مسیح زبان رایج در خاورمیانه زبان آرامی بود که خود مسیح نیز به این زبان تکلم می‌کرد. رابطه زبان آرامی با زبان عبری را می‌توان به رابطه زبان معاصر هندی و زبان سانسکریت تشبیه کرد.
اما در زمان مسیح، زبان دیگری نیز رواج داشت که زبان یونانی بود. یونانی زبانی بود که در تمامی منطقه مدیترانه به آن تکلم می‌شد و اکثر افراد تحصیل کرده، آن را می‌دانستند. از آنجا که عده معدودی زبان عبری را می‌فهمیدند، در حدود سال ۲۰۰ پیش از میلاد، عهد عتیق به یونانی ترجمه شد. هنگامی که نویسندگان عهد جدید از متون عهد عتیق نقل قول می‌کردند، معمولا ترجمه یونانی را مورد استفاده قرار می‌دادند، نه متن اصلی عبری را.
عهد عتیق شامل ۳۹ کتاب می‌شود که توسط نویسندگان مختلفی به نگارش در آمده است.

عهد جدید 
نگارش عهد جدید بیست سال پس از مرگ مسیح آغاز شد. این کتابها به زبان یونانی نگاشته شدند. آخرین حکم مسیح به شاگردانش این بود که شاهدان او در تمام دنیا باشند (اعمال ۱: ۸). بنابراین، از روز پنطیکاست، شاگردان در مورد زندگی و تعالیم مسیح شروع به سخن گفتن کردند. در طول بیست سال پس از مرگ مسیح، شاگردان یا رسولان عمدتا به صورت شفاهی به دیگران تعلیم می‌دادند. اما هنگامی که رسولان پا به سنین کهولت گذاردند، این ضرورت احساس شد که برای اینکه تعلیمات ایشان به گونه‌ای دقیق به نسلهای آینده منتقل شود، لازم است که آنها به صورت نوشته در آیند. بنابراین، برخی از رسولان و اشخاص نزدیک به آنان، شروع به نوشتن روایت زندگی مسیح کردند. مرقس انجیل خود را از زبان پطرس رسول نگاشت (به مقدمه انجیل مرقس مراجعه کنید). متای رسول انجیل متی را نوشت. یوحنای رسول انجیل یوحنا را نگاشت و لوقا که از همراهان نزدیک پولس رسول بود، انجیل لوقا و کتاب اعمال رسولان را که تاریخ کلیسای اولیه است، به نگارش درآورد.
رسولان علاوه بر نگاشتن روایت زندگی مسیح، تشخیص دادند که ضروری است توضیحات بیشتری در مورد علت آمدن مسیح به جهان ارائه دهند و همچنین برخی برداشتهای نادرست و تعالیم غلط را که در کلیساهای جدید رواج یافته بود، اصلاح کنند. بنابراین، به کلیساهای جدیدی که بنا کرده بودند، نامه‌هایی نوشتند. از مجموعه این نامه ها، سیزده نامه متعلق به پولس رسول است که اولین آنها رساله به غلاطیان می‌باشد که در حدود سال ۵۰ میلادی نوشته شده است (به مقدمه غلاطیان مراجعه کنید). برخی محققین معتقدند که رساله یعقوب، برادر عیسی، قدیمی ترین قسمت عهد جدید است (به مقدمه رساله یعقوب مراجعه کنید).
در میان کتابهای عهد جدید، مکاشفه آخرین کتابی است که نوشته شد؛ این کتاب را یوحنای رسول بین سالهای ۹۰ تا ۹۵ میلادی به نگارش در آورد. بنابراین، نگارش کل عهد جدید، بین سالهای ۵۰ تا ۱۰۰ میلادی صورت گرفت.

نسخه اصلی کتابهای عهد جدید بر روی نوعی کاغذ که از گیاهی به نام پاپیروس تهیه می‌شد، نوشته شد. کاغذ پاپیروس مانند کاغذهای امروزه پر دوام نبودند و عمرشان طولانی نبود. در نتیجه طومارهای پاپیروس که نویسندگان عهد جدید آثارشان را بر آنها نگاشتند، باقی نمانده اند؛ آنچه امروز در دست است، رونوشتهایی است که از روی آنها نسخه برداری شده اند.
در سه قرن نخست پس از میلاد مسیح، کاتبان با دقت و مراقبت فراوان، متون عهد جدید را بر روی کاغذهای پاپیروس رونویسی می‌کردند. در اوایل قرن بیستم، برخی از این نسخه‌های پاپیروس در زیر شنهای صحرایی در مصر کشف شد. برخی از این نسخه‌ها نیز در داخل کوزه‌های سفالین قرار داشتند. قدمت قدیمی ترین نسخه از این نسخه ها، به سال ۱۳۵ میلادی باز می‌گردد که حاوی بخشهایی از انجیل یوحنا است. قدمت دیگر نسخه‌های قدیمی به سال ۲۰۰ میلادی باز می‌گردد و حاوی بخشهایی عمده از عهد جدید است. این طومارهای باستانی اکنون در موزه‌ها نگهداری می‌شوند.
نوع دیگری از «کاغذ» که در زمان نگارش کتاب مقدس مورد استفاده بود، پوست حیوانات بود؛ این نوع کاغذ بیشتر از پوست خشک شده بزها و گوسفندان آماده می‌شد. پوست طبعا گرانتر از کاغذ پاپیروس بود؛ احتمال دارد برخی از کتابهای عهد جدید ابتدا بر پوست نگاشته شده باشند؛ اما اگر هم چنین باشد، اثری از آنها بر جای نمانده است. قدیمی ترین نسخه عهد جدید که تمام کتابهای آن را در بر می‌گیرد، بر روی پوست نوشته شده و مربوط به قرن چهارم می‌گردد. این نسخه قدیمی در اواسط قرن هجدهم و در دیری در نزدیکی کوه سینا، در مصر یافت شد. علاوه بر این نسخه قدیمی، ۲۷۰ نسخه دیگر از عهد جدید به زبان یونانی وجود دارند که بین سده‌های چهارم و نهم و بر پوست نوشته شده اند.
از قرن نهم تا قرن پانزدهم، رونوشتهای متعدد دیگری از عهد جدید به زبان یونانی تهیه شده که امروزه ۲۷۰۰ نسخه از آنها در دسترس ما قرار دارد. در سال ۱۴۵۶ میلادی، دستگاه چاپ را شخصی آلمانی به نام یوهان گوتنبرگ اختراع نمود و نخستین کتابی که با این دستگاه منتشر کرد، کتاب مقدس بود. پس از آن، دیگر نیازی نبود کتابها را با دست نسخه برداری کنند؛ اکنون دیگر این امکان بوجود آمده بود که کتابها به فراوانی و به سرعت و به بهایی ارزان تکثیر شوند. حال این امکان بوجود آمده بود که ترجمه کتاب مقدس به زبانهای مختلف و در مقیاسی گسترده میان مردم توزیع شود. امروزه، کل کتاب مقدس یا بخشهایی از آن به بیش از ۱۲۰۰ زبان مختلف دنیا ترجمه شده است. در دنیا هیچ کتاب دیگری نیست که به این تعداد زبان ترجمه شده باشد یا تا این میزان خواننده داشته باشد.
این صدها و هزاران نسخه قدیمی که تا کنون باقی مانده اند، ثابت می‌کنند که عهد جدید از متن اصلی یونانی آن، با دقت فراوان به دست ما رسیده است. گرچه می‌دانیم که برخی نسخه برداران به هنگام نسخه برداری، غفلتا مرتکب خطاهای کوچکی شده اند؛ اما امروزه، محققین با صرف زمانی طولانی و نیرویی شگرف، این نسخه‌ها را در کنار یکدیگر قرار می‌دهند و مقایسه می‌کنند تا بتوانند خطاهای نسخه برداری را در بعضی نسخ کشف کرده، به کمک نسخ قدیمی تر، شکل اولیه متن عهد جدید را بازسازی کنند. از نوشته‌های کهن، هیچ اثری را نمی‌توان یافت که تا این میزان رونوشتهای قدیم آن بر جای مانده باشد. به همین دلیل، می‌توانیم مطمئن باشیم که ترجمه‌های کتاب مقدس که امروزه در دسترس ما قرار دارند، ترجمه دقیق کلماتی هستند که خدا در ابتدا به نویسندگان اصلی کتاب مقدس الهام فرمود.

دلیل دیگری که در خصوص دقت کتاب مقدس وجود دارد، این است که خدا فرموده است که او کلامش را برای همه نسلها نگاه خواهد داشت (زمور ۱۱۹: ۸۹، ۱۵۲، ۱۶۰). ما می‌توانیم اطمینان کامل داشته باشیم که خدا اجازه نخواهد داد که بخش مهمی از کلام او مفقود شود یا تغییر کند.

کتابهای کانُنی عهد جدید
از همان ابتدای تاریخ کلیسا، در این خصوص که کدام نوشته‌ها باید جزو کتابهای کاننی عهد جدید قرار گیرند، توافق نظر وجود داشته است. در سال ۲۰۰ میلادی، عهد جدید تقریبا شامل همان کتابهایی بود که امروزه در کتاب مقدس وجود دارند. با وجود این، در مورد چند کتاب اختلاف نظر وجود داشت؛ این اختلاف نظرها تا قرن چهارم میلادی ادامه یافت. برخی از آبای کلیسا تردید داشتند که آیا کتابهای عبرانیان، یعقوب، دوم پطرس، دوم و سوم یوحنا، یهودا و مکاشفه باید جزو کتابهای کاننی عهد جدید بشمار بیایند یا نه. علاوه بر این، نوشته‌های دیگری نیز وجود داشت که به دست رهبران مسیحی در اواخر قرن اول نگاشته شده بود؛ برخی از آبای کلیسا بر این عقیده بودند که این نوشته‌ها نیز باید جزو کتابهای کاننی محسوب شوند؛ برخی دیگر با این نظر مخالف بودند. اما در پایان قرن چهارم میلادی، تمامی این اختلاف نظرها پایان یافت و تمامی کلیساها در سطح جهان عهد جدیدی را که اکنون در اختیار ما است، رسما به عنوان کتابهای مقدس و کاننی پذیرفتند. از آزمان به بعد، اختلاف نظری در مورد هیچ یک از کتابهای عهد جدید وجود نداشته است.
تصمیم گیری در مورد این که کدام یک از کتابها باید جزو کانن عهد جدید باشند، بر اساس چهار عامل انجام شد. نخست اینکه هر کتاب باید توسط یکی از رسولان یا اشخاص نزدیک به آنها نگاشته شده باشد. دوم آنکه محتوای آن کتاب باید از سطح والای روحانی برخوردار بوده و با تعلیم عهد عتیق و رسولان تطابق داشته باشد. سوم، آن کتاب باید از سوی اکثریت قاطع کلیساها پذیرفته شده باشد. و چهارم، آن کتاب باید به روشنی توسط خدا الهام شده باشد. در خصوص اینکه کدام کتاب باید جزو کانن عهد جدید باشد، کلیسای اولیه تحت هدایت روح‌القدس قرار داشت. در این امر، سلیقه شخصی دخیل نبود؛ عمل روح‌القدس بود که آبای کلیسا را هدایت می‌کرد.

چرا کتاب مقدس با سایر کتابها متفاوت است؟ 
علت تفاوت کتاب مقدس با دیگر کتابها این است که نویسندگان آن، به شکلی خاص از خود خدا الهام یافتند. روح مقدس خدا نویسندگان کتاب مقدس را هدایت کرد تا آنچه را که خواست خدا بود بنویسند (به دوم تیموتائوس ۳: ۱۶؛ دوم پطرس ۱: ۲۱ و تفسیر آنها مراجعه کنید). کتاب مقدس سخنان انسانها نیست، بلکه کلام خود خدا است.
اما خدا برای نگارش کلام خود از انسانها استفاه کرد. او کلمات کتاب مقدس را یک به یک بر انبیا دیکته نکرد؛ او کلام خود را با در نظر گرفتن شخصیت و توانایی‌های هر نبی و اکثرا در قالب مفاهیم فرهنگی و تاریخی، و در چهار چوب لغاتی که برای آن نبی آشنا بود، بر او الهام فرمود. همان گونه که عیسی ذاتی الهی بود که انسان شد، کتاب مقدس نیز کلام خدا است که به گونه‌ای قابل درک برای بشر و در قالب عناصر فرهنگی خاص انسانها عطا شده است تا انسانها بتوانند آن را به دور از ابهام درک و اطاعت کنند. کتاب مقدس توسط انسانهایی نوشته شده که به شکلی خاص با فکر خدا آشنایی داشتند. خدا فکر خویش را بر آنان آشکار ساخت و ایشان آن را به رشته تحریر در آوردند. این مطلب درست است که دیگر نویسندگان مسیحی نیز به مفهومی کلی از روح‌القدس الهام می‌یابند و کتابهایی را می‌نویسند که خدا را خشنود می‌سازد؛ اما آنان به همان معنی یی که نویسندگان کتاب مقدس از ذهن خدا شناخت داشتند و تحت الهام بودند، از ذهن خدا شناخت ندارند. به همین دلیل است که کتاب مقدس با سایر کتابها متفاوت است و تنها کلام مکشوف شده خدا می‌باشد.

از آنجا که کتاب مقدس کلام خدا است، پس حقیقت کامل است. کتاب مقدس عاری از خطا است. گاهی بعضی تصور کرده اند که در کتاب مقدس خطایی یافته اند؛ اما بعدها دریافته اند که خودشان در خطا بوده اند و نه کتاب مقدس. بارها و بارها کشفیات تاریخی و باستان شناختی درستی نوشته‌های کتاب مقدس را تصدیق کرده اند. کتاب مقدس چه از لحاظ تاریخی و چه از لحاظ علمی، از هر جهت صحت دارد.
با وجود این، کافی نیست که ما کتاب مقدس را به همان شکلی بخوانیم که کتابی تاریخی یا علمی را مطالعه می‌کنیم. کافی نیست که کتاب مقدس را صرفا با ذهن خود بخوانیم. باید کتاب مقدس را با روح خود بخوانیم، در غیر این صورت حقایق روحانی عمیق آن را درک نخواهیم کرد. هنگامی که کتاب مقدس را می‌خوانیم، باید خود را فروتن سازیم و فکر خود را بگشاییم تا حقایق الهی را دریابیم. ما باید برای دریافت درک روحانی دعا کنیم. وقتی این کار را با ایمان انجام می‌دهیم، مطالب کتاب مقدس برایمان زنده می‌شود و زندگی ما را تغییر می‌دهد.
این روح‌القدس است که کتاب مقدس را در قلب ایماندار «زنده» می‌گرداند و آن را به کلامی پر قدرت تبدیل می‌سازد (دوم قرنتیان ۳: ۶). کسانی که روح‌القدس در درونشان زندگی می‌کند، بر اساس تجربه می‌دانند که کتاب مقدس کلام حقیقی و زنده خدا است. این اشخاص بر اساس کتاب مقدس می‌توانند خدا و مسیح را بشناسند. آنان همچنین بر اساس کتاب مقدس می‌دانند که خدا برای بشر چه کاری انجام داده است. عهد عتیق گزارش عمل خدا برای حل مشکل نا اطاعتی و گناه انسان است.
عهد عتیق به روشنی نشان می‌دهد که انسانها گناهکارند و احتیاج به نجات دهنده دارند. عهد جدید خدایی را مکشوف می‌سازد که آنقدر انسانها را دوست دارد که به شباهت یک انسان، یعنی عیسی مسیح، به زمین می‌آید تا از طریق رنج و مرگ خود، انسانها را از گناهانشان نجات دهد و حیات ابدی بدیشان ببخشد.
امید ما این است که با مطالعه این کتاب تفسیر، به خدا اجازه دهید که توسط کتاب مقدس با شما سخن گوید. درک کتاب مقدس کافی نیست؛ باید با آن زندگی کنیم.

۱۳۹۳ مرداد ۶, دوشنبه

روحیه شکرگزاری

روحیه شکرگزاری

thankyou
دنیای ما دنیای توقعات بیجا و غرغر و شکایت و عدم قناعت می باشد. یکی از اثرات گناه در انسان عدم شکرگزاری و قانع بودن است. انسان به علت عدم تشکر و شکرگزاری ضربه های زیاد روحی، روانی و جسمی خورده است. بعضی هستند که اصلا" نمی توانند تشکر کنند!!!
خدای ما خدایی است که انتظار دارد ما قلبی شکرگزار داشته باشیم. درمزمور 50: 8-23 خدا از افرادی سخن می گوید که قربانیهای خوبی می گذرانند ولی قلب شکرگزار ندارند. خدا طالب قربانیهای ما نیست. طالب خدمات و از خود گذشتگیهای ما نیست. او طالب قلبی است که قدردان است.
در زندگی من خدا اعمال عظیم زیادی کرده است. شفاها و معجزات و جواب دعاها و موقعیتهای عالی و خانواده خوب و همسر خوب و خیلی چیزها که بهانه ای برای غرغر و شکایت ندارم، ولی اعتراف می کنم که با تمام این همه برکات من شخص منفی بوده ام و بسیار غرغر و شکایتها کرده ام. این طبیعت گناه آلود انسان است و نیز قلب فراموش کار انسان که کارها و اعمال عظیم خدا را فراموش می کند.
در سال 1860 کشتی ای در ساحل دریاچه میشیگان، نزدیک ایوانستون غرق شد. ادوارد اسپنسر شخصی بود که در این حادثه که عده ای در حال غرق شدن بودند 17 بار از ساحل به دریا رفت و 17 نفر را از غرق شدن نجات داد. پس از این واقعه سلامتی او آرام آرام به قهقرا رفت و بالآخره فوت شد. در روز تدفین او معلوم شد که هیچکدام از آن 17 نفر از او بخاطر کار شجاعانه ای که انجام داده بود، تشکر نکرده بودند. حتی یک تشکر خشک و خالی.
در کلام خدا می خوانیم که ده جذامی از مسیح شفا یافتند ولی فقط یکی از آنها برگشت و از مسیح تشکر کرد. شاید علتی که آن 9 نفر تشکر نکردند این بود:
1- یکی منتظر شد ببیند آیا واقعا" شفا یافته یا خیر.
2- یکی منتظر شد ببیند آیا شفا تا آخر ادامه خواهد یافت یا موقتی است.
3- یکی گفت بالآخره یک روز مسیح را خواهم دید و از او تشکر خواهم کرد.
4- یکی فکر کرد که من شاید اصلا" جذام نداشتم.
5- یکی فکر کرد من بالآخره به نوعی شفا را می یافتم.
6- یکی جلال را به کاهنان داد.
7- یکی گفت: من فکر نمی کنم عیسی آنچنان هم کاری کرده باشد.
8- یکی گفت: هر رهبر مذهبی می توانست این کار را بکند.
9- و بالآخره آخری گفت من اصلا" در حال شفا یافتن بودم.

اما فراموش نکنیم که یک جذامی بود که با تمام قلب ایمان داشت مسیح او را شفا داده و شایسته تمام جلال و شکرگزاری است و همان لحظه برگشت و از او تشکر کرد.
خدا از ما قلبی شکرگزار می خواهد. اصولا" کسی که زیاد غرغر و شکایت و ناله می کند کمبود پری روح القدس دارد. شما دری را دیده اید که لولای آن روغن ندارد. همیشه صدا می دهد. صدای غرغر و شکایت و ناله. کسی که روغن روح القدس را کم دارد شکایت و غرغر و ناله می کند. در کلیسا نیز چنین است وقتی می بینید کسی پیوسته غرغر می کند و هیچوقت شکرگزار نیست بدانید کمبود پری روح القدس دارد. او احتیاج دارد به پای خالق خود بیافتد و بگوید خداوندا مرا از روغن آسمانی پر کن تا جایی برای غرغر و ناله نباشد. مرا مسح کن تا تازه شوم. مرا لمس کن و مرا عوض کن.
عجیب است که همین شخصی که غرغر می کند هیچوقت آماده نیست با کسی که پیوسته شکایت می کند همنشین شود و 5 یا 10 دقیقه با او صحبت کند. اگر ما انسانها حاضر نیستیم چند لحظه ای با افراد نالان و غرغرو بنشینیم چطور انتظار داریم خدای ما این همه شکایت و ناله بشنود.
بیایید امروز به این خداوند بگوییم دوستش داریم و برای همه نعمتها و برکات و هدیه های او از او تشکر می کنیم. به او بگوییم که او برای ما کارهای بزرگ انجام داده است که غیر قابل وصف است.
یاد بگیریم که از همدیگر تشکر کنیم. نه فقط از خداوند بلکه از یکدیگر نیز. چقدر از برادر و خواهری که شما را خدمت می کند و برایتان دعا می کند یا گاهی اوقات به شما هدیه ای می دهد یا به ملاقات شما می آید از او تشکر می کنید. ببینید پولس رسول بخاطر هدیه ای که از کلیسای فیلیپی دریافت کرده چگونه تشکر می کند: ( فیلیپیان 4: 10-20).
پولس عادت داشت که اکثرا" در آغاز هر رساله اش از کلیسایی تعریف کند و از آنها تشکر کند و خدا را به خاطر آن کلیسا شکرگزاری کند. در فیلیپیان 1:3؛ افسسیان 1: 15و 16؛ کولسیان 1: 3؛ اول تسالونیکیان 1: 2؛ دوم تسالونیکیان 1: 3؛ دوم تیموتاوس 1: 3؛ فیلیمون 4؛ دوم قرنتیان 1: 3؛ اول قرنتیان 1: 4
چه عادت زیبایی!!! اینطور نیست.
در تمام رسالاتش بجز رساله غلاطیان او بخاطر همه ایمانداران از خدا تشکر می کند. این طبیعت زیبای شخص روحانی است.
آیا حاضر هستی از امروز بخاطر همه زیباییهای ایمانداران کلیسایت شکرگزار باشی و فقط ضعفها را نبینی بلکه نقاط قوت را نیز ببینی و شکرگزار باشی.

افسسیان 5: 20 به جهت هر چیز شکر کنید.
فیلیپیان 4: 6 با شکرگزاری مسئولات خود را عرض کنید.
کولسیان 4: 2 با شکرگزاری بیدار باشید.
اول تسالونیکیان 5: 18 در هر وضعی شکرگزار باشید.

این تقاضا برای شکرگزاری پایان ندارد.
فرزندان از پدر و مادرتان و از معلمانتان و از دوستانتان تشکر کنید.
پدران و مادران از فرزندان و از یکدیگر تشکر کنید.
اعضای کلیسا از شبانتان و از ایمانداران و خادمین کلیسا تشکر کنید.
شبانان از اعضایتان تشکر کنید.
سعی کنیم این روحیه شکرگزاری را به همه جا سرایت دهیم.

یکی از نشانه های شخص روحانی این است که شخصی شکرگزار است و کسی که شکرگزار نیست می تواند جسمانی باشد. سعی کنیم با تمام وجود و احساسات و فکر از یکدیگر تشکر کنیم . وقتی یاد بگیریم از یکدیگر تشکر کنیم، آنگاه خواهیم توانست نسبت به خداوند نیز شکرگزار باشیم. چون اگر برادری که می بینید نمی توانید محبت کنید چگونه خدایی را که ندیده اید محبت کنید. (اول یوحنا 4: 20)
اگر یک چیز از این پیغام می خواهید در شما باقی بماند این است که شخصی شکر گزار باشید.
آمین.